بستن

احضار مي‌شويم و بايد اثبات کنيم دشمن نيستيم

احضار مي‌شويم و بايد اثبات کنيم دشمن نيستيم

روايت صداپيشه «ديرين ديرين» از بازخوردهاي اين انيميشن

احضار مي‌شويم و بايد اثبات کنيم دشمن نيستيم

از سال 94 و با گسترش شبکه‌هاي اجتماعي «ديرين ديرين» يکي از محصولات فرهنگي‌اي بود که کار خود را با طرح موضوعات روز در يک قالب جديد آغاز کرد و به سرعت خود را به مردم شناساند. اين محصول که در قالب انيميشن‌هاي يک‌دقيقه‌اي توليد و پخش مي‌شود با بيان موضوعات روز اجتماعي از يک سو و برخي معضلات فرهنگي سعي دارد با زبان خودش حرف بزند و از همان ابتدا هم با استقبال مردم روبه‌رو شد. يک دهکده کوچک، با شخصيت‌هاي جذاب که خيلي ساده طراحي شده بودند و ريش سفيدي به نام «وي» که با لهجه و بياني شيرين به اهالي «ديرين ديرين» و البته به مخاطبانش پند مي‌دهد. محمدرضا عليمرداني، صداپيشه تمام شخصيت‌هاي اين انيميشن جذاب که به بهانه اجراي برنامه «چهل تيکه» مهمان کافه خبر بود، در بخشي از صحبت‌هايش به سوالات ما درباره «ديرين ديرين» هم پاسخ داد که در ادامه مي‌خوانيد.

در اين کار «ديرين ديرين» هر چه در ذهنتان است مي‌خوانيد و مي‌زنيد و...

بله.

احتمالا اگر بخواهيد رويش فکر کنيد 80 درصدش را بايد همان اول خودسانسوري و حذف کنيد.

بله و خيلي هم قلع و قمع مي‌شويم. خيلي کار سختي است. ما در يک دقيقه حرفمان را مي‌زنيم. در يک دقيقه يک موضوع را بايد شروع و وسط و پايان برايش بگذاريم و شما فکر کن بالاي دو‌هزار و ششصد و هفتصد برنامه ساختيم.

چندتا ساختيد که نتوانستيد پخش کنيد؟

نشمرده‌ام.

شده جايي به خاطر يک برنامه که ساختيد و پخش شده بخواهند توضيح بدهي؟

بله. بعضي وقت‌ها تهديد و بعضي وقت‌ها خوانده مي‌شويم و ما هم بايد اثبات کنيم که دشمن نيستيم. توضيح مي‌دهيم که همان چيزي که در اخبار گفته مي‌شود با اين زبان مي‌گوييم و بعضي اوقات تندترش مي‌کنيم. شما دقت کنيد ببينيد اگر انتقاد مي‌کنيم از چه چيزي است. مگر ضد نظام و ضد هموطن خودمان حرف مي‌زنيم؟ همان حرف‌هايي که شما با ادبيات و سياست مخصوص رسانه خودتان مي‌گوييد و با ادبيات رسانه خودمان مي‌گوييم. در گفت‌وگوها فکر مي‌کنم اينطور مي‌شود که قانع مي‌شوند ولي تذکر مي‌دهند و باز ما بايد رعايت کنيم و راه ديگري پيدا کنيم. بايد خلاقيت به خرج بدهيم. مثلا من چي کار دارم چه کسي پشت خودروسازي است ولي مي‌خواهم بگويم هموطن من که آنجا مسئوليت داري اين همه که هم پول مي‌گيري خودرو را ايمن بساز. هموطن من، خواهر من، برادر من، پدر من است. توي جاده مي‌رود، ممکن است حواسش پرت شود با يک درخت برخورد کند. نبايد يک خودرو با چنين حادثه‌اي طوري باشد که يک خانواده عزادار شوند. يک عمر زندگي و سرنوشت يک فرد تغيير کند. تو که اين همه پول مي‌گيري اين را ايمن بساز؛ تو که سود برمي‌داري، يک مقدار کمتر بردار. اين انتقاد غلطي است؟ با جاهاي ديگر دنيا مقايسه شويد ناراحت مي‌شويد؟ ما مي‌گوييم نمي‌تواني با آن کيفيت بسازي؟ مي‌فهميم. ولي ديگر جعبه دستمال کاغذي تحويل مردم نده به‌عنوان ماشين. بعد مگر ما فقط به فلان مسئول گير مي‌دهيم؟ چند برابر بيشتر به خودمان گير مي‌دهيم و اصلا اين دغدغه‌مان است. ما خيلي خودي هستيم و مال همين خاک هستيم و دوستان مي‌دانند که ماهواره‌اي نيست که ما را دعوت نکرده باشد ولي قاطعانه گفتم نه. شما حتي نمي‌توانيد با تمام پيشنهادهايي که براي اقامت و زندگي فرزندم و... داريد من را وسوسه کنيد. من مي‌گويم بي‌جهت که اينجا به دنيا نيامده‌ام. حتما يک رسالتي دارم. الان حس مي‌کنم متوجه شده‌ايم که نبايد منتظر باشيم کسي بيايد ما را درست کند. خودمان بايد اين کار را انجام بدهيم. خودمان بايد مدام درباره اينکه مراعات هم را کنيم به نفعمان هست کار کنيم. درباره اينکه اين منابع در حال اتمام هستند خودمان بايد حفظشان کنيم کار کنيم. اينکه تو در ترافيک بوق مي‌زني، لايي مي‌کشي، راه ديگري را سد مي‌کني و اعصاب خودت را به هم مي‌ريزي کار کنيم. درباره اينکه وقتي مسواک مي‌زني چرا شير آب باز مانده بايد کار کنيم. و من اگر بازخورد نداشتم کار نمي‌کردم. دوست خودم به من مي‌گويد محمدرضا من اصلا به اين فکر نمي‌کردم که موقع مسواک زدن شير آب را ببندم. اين عادات ما هست من هم داشتم. اين اشتباه من بوده، متوجه شدم نبايد اين کار را بکنم. بگذار به بقيه هم بگويم. رفيقم زنگ مي‌زند مي‌گويد من آنقدر توي ذهنم داستان دارم هيچوقت به اين فکر نمي‌کردم که الان بين خطوط رانندگي مي‌کنم يا روي خطوط. ولي الان صداي تو در گوشم مي‌آيد مي‌آيم بين خطوط. دمت گرم. اثر داري.

درباره مسائل اجتماعي هم خيلي فوري واکنش نشان مي‌دهيد.

سعي مي‌کنيم جا نمانيم.

همچنان با علي درخشي کار مي‌کنيد؟

بله. علي نويسنده و طراح است. خيلي جاها نوشتند عليمرداني خالق ديرين ديرين ولي اين اشتباه است. علي خالق ديرين ديرين است. درست است که در ايده و اجرا خيلي پاسکاري داريم ولي ايده اصلي از علي است. او به من ميدان مي‌دهد من ايده‌هايم را مي‌دهم و خودش بهترين چيدماني را که مي‌تواند انجام مي‌دهد.

اول مي‌خواني بعد تصوير مي‌سازند؟

بيشتر قسمت‌ها الان اينطور است. به خاطر زمانمان است. ترجيح‌مان اين است که من بخوانم بعد بچه‌ها تصوير را طراحي کنند ولي گاهي هم من نمي‌رسم يا مشکلي دارم، بچه‌ها با يک صداي شاهد خودشان مي‌سازند بعد من سر ضبط آن صداي شاهد را حذف مي‌کنم و من مي‌خوانم. بعضي موارد هم من سر ضبط روي کار ساخته شده يک چيز ديگر به ذهنم مي‌رسد، علي درخشي مي‌بيند خيلي بهتر است مي‌گويد تو نگران نباش بگو من کار را اصلاح مي‌کنم.

هر قسمت از ايده تا اجرا چقدر وقت مي‌برد؟

ما در دنيا يک رکورد داريم. فکر مي‌کرديم اين رکورد را در ايران داريم. آن زمان که آقاي ابوالحسني آمد گفت يک کار مينيمال انيميشن مثل روزنامه مي‌خواهم، نظرش اين بود که يک انيميشن مثل روزنامه داشته باشيم. از نظر علي اوايل اصلا شدني نبود. مدت زيادي با هم بحث کرديم که چطور شدني شود تا به اين تکنيک کات آوت و اينکه چه کنيم تا با هم بهترين مراوده را داشته باشيم رسيديم. خيلي کاراکتر ساختيم و حذف کرديم و بعضي مي‌آيند و مي‌روند ولي به اين رسيديم که اينها اصلي‌ها باشند و شما به همين تعداد ايده‌هاي مختلف مي‌بينيد. ما دلمان گاهي مي‌سوزد. چون بعضي کارهايمان ايده يک مجموعه است ولي ما در يک دقيقه خرجش مي‌کنيم. بعضي کارهاي تبليغاتي وقتي ساخته مي‌شود حرص مي‌خوريم آنقدر که خوب مي‌شود.

اين پروژه را توانستيد سودده کنيد و يک مقدار در مدار اسپانسرينگ رفت. خودتان افسوس نمي‌خوريد که مجبوريد کاراکترهايتان را خرج حيات کار کنيد؟

خيلي حسرت مي‌خوريم. آقاي ابوالحسني دو سال فقط سرمايه‌گذاري کرد و هزينه کار را داد ما هم همه با دستمزدهاي کم و به عشق اينکه داريم کار فرهنگي مي‌کنيم، دغدغه اجتماعي‌مان را پياده مي‌کنيم کار کرديم. ايشان که هيچ‌سودي برنداشت. بعد ديديم که تلويزيون که پشتمان نيست، مردم هم که رايگان مي‌بينند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی