در چند دهه گذشته تغيير سبک زندگي تحت تاثير شبکههاي ماهوارهاي و فضاي مجازي باعث بروز آسيبها و عوارض اجتماعي زيادي گرديد که امروزه عواقب وخيم آن دامنگير خانوادهها شده است. با توجه به گسترش لجام گسيخته اعتياد در جوامع مختلف و کشور ما، اعتياد بهعنوان ابرچالشي عظيم فراروي خانوادهها قرار گرفته است. تغيير الگوي مصرف از مواد مخدر سنتي به صنعتي و ظهور مواد مخدر گياهي که با تبليغات دروغين عدم اعتياد آنها معروف شده مانند گل و مشتقات آن، يکي از آسيبهاي مخرب براي قشر جوان و نوجوان است. کاهش سن اعتياد و رسيدن آن به 14 سال بهدليل مصرف مخدر گياهي مثل گل و مشتقات آن باعث گرديده که اين گياه خانمان سوز دروازه ورود به مخدر صنعتي مانند شيشه و هروئين باشد. متاسفانه فضاي مجازي و شبکههاي ماهوارهاي به دروغ تبليغات مينمايند که گل اعتياد آور نيست و بالعکس آرامشبخش و شاديآور است، در حالي که همه اين تبليغات، دروغ و کذب محض است و گل موجود در بازار ايران خطرناکترين بذر موجود در کره زمين را دارا است، چراکه بذر آن افغاني- آمريکاييست و حتي با استشمام آن فرد دچار اعتياد ميشود. با آنکه اينجانب بيش از 40 سال در زمينه ترک معتادين داراي سابقه هستم، در اين زمينه بايد اعلام خطر نمايم که ترک اعتياد گل خطرناکتر و سختتر از هروئين و شيشه است. امروزه بسياري از دکههاي روزنامه فروشي آسياب چرخ کردن گياه گل و کاغذ مصرف گل را ميفروشند و محدودسازي فروش اينگونه اقلام امروزه به کودکان و نوجوانان و افراد زير 18 سال ميتواند کمک موثري در پيشگيري وضع موجود بنمايد. در زمينه پيشگيريهاي فرهنگي و اجتماعي نيز آگاه سازي خانوادهها براي ماهيت اينگونه مواد مخدر و آموزش عدم فريب فرزندانشان با تبليغات دروغين، دومين گروه از محورهاي بازدارنده خواهد بود. نوجوانان و جوانان در دو گروه دچار اعتياد ميشوند، گروه نخست از روي کنجکاوي فکر ميکنند خبري پشت مصرف اينگونه مواد است ولي ناگهان هوشيار ميشوند که به چاه عميقي افتادهاند. گروه دوم نيز براي چشم و همچشمي، عقب نماندن از گروه دوستان و ترس از تمسخر ديگران و محکوم نمودن آنها به «بچه مثبت»، به سمت اين ماده خانمان سوز ميروند. مصرف گل دروازه ورود به جهنم سوزان مواد مخدر است. عوض کردن نام مواد مخدر و ظاهر آن نبايد باعث فريب جوانان گردد، چراکه با گسترش درگيريهاي پليس مبارزه مواد مخدر با قاچاقچيان و محدود نمودن حلقه محاصره آنها، سوداگران مرگ با نام و ظاهر جديدتري مواد خود را به بازار عرضه ميکنند در حالي که ريشه و اساس تمام اين مواد يکسان است. در زمينه شيشه و مشتقات آن «متاآنفتامين» و «آنفتامين» ماده اصلي بوده و در زمينه گل، گرس و علف و امثال اينها گياه شاه دانه که اين مواد را دارد ريشه اصلي است. پس آگاهسازي جوانان و نوجوانان از طريق رسانهها مخصوصا صدا و سيما و مدارس ميتواند اين آسيب بزرگ را دوباره از آنها دور کند و فرزندان ما را در محيط سالم و امن رشد دهد. عرضه امور رفاهي و ورزشي ارزان قيمت و رايگان به جوانان و نوجوانان، بالابردن سطح نشاط اجتماعي براي اين طيف سني ميتواند اوقات فراغت آنها را با ابزار سالم پر نمايد، در حالي که سرگرميهاي کاذب و دروغين که به بدبختي آنها منجر ميشود به آنها نزديک است. مدارس بايد به فرزندان ما مهارت «نه» گفتن به دعوتهاي ناخوشايند و نادرست را بياموزد و اين «نه» باعث خجالت آنها نشود. بنابراين بايد هوشيار باشيم که اين بار دشمنان ما با حربهاي خطرناکتر از بمب اتم به جنگ ما آمدهاند و در اين جنگ نرم هدف اصلي گرانقيمتترين سرمايههاي اجتماعي يعني نوجوانان و جوانان است.