براي جذب مشارکت بايد تهران و شهرهاي بزرگ را از شهرهاي کوچک تفکيک کنيم. مسائل قومي و قبيلگي در شهرهاي کوچک در مشارکت تاثير زيادي دارد و اگر تعداد بيشتري نامزد انتخابات تاييد صلاحيت شوند، مشارکت هم بيشتر ميشود. در شهرستانها خيلي افت حضور نخواهيم داشت و چون مثل دورههاي قبل راي اکثريت مطلق هم نياز نيست، نامزدها تمام توان خود را به صحنه ميآورند تا راي کسب کنند و اين تلاش به جذب مشارکت کمک ميکند، اما در تهران شرايط متفاوت است. وقتي اصلاحطلبان به شکلي جدي در صحنه انتخابات دوره چهارم شوراي شهر نبودند، چمران با 500-400هزار راي رئيس شوراي شهر شد. در دوره پنجم انتخابات شوراي شهر تهران که اصلاحطلبان جدي به صحنه آمدند راي چمران به 500هزار راي رسيد ولي راي اصلاحطلبان به 2ميليون و 400هزار رسيد. اين آمار بيان ميکند که وقتي اصلاحطلبان به صحنه بيايند، عقبه راي خود و همچنين راي خاکستري را به صحنه ميآورند و مشارکت افزايش مييابد. از سويي حل شدن مسائل خارجي و برجام، افزايش قدرت خريد مردم، فعال شدن کارخانجات و راهاندازي اشتغال ميتواند به جلب مشارکت کمک کند هرچند مشکلات اقتصادي در کوتاهمدت و اين پنج ماه تا انتخابات کاملا قابل حل شدن نيست. البته اصلاحطلبان منتظر فراهم شدن شرايط براي انتخابات نيستند. ما در حال ترميم سازوکارهاي انتخاباتي خود، گفتمانسازي و برگزاري جلسه با اعضاي شوراي نگهبان هستيم و تلاش ميکنيم سازوکاري که منجر به موفقيت ما در مجلس دهم شد را اصلاح کرده و با آن سازوکار مردم را براي انتخابات يازدهم مجلس پاي صندوق راي بياوريم. فعلا حالتي که جريان پوپوليستي از دل اصلاحات خارج شده و ميداندار شود، فراهم نيست. آنچه نگرانکننده است آن است که از سال 84 افرادي تحت عنوان دولت مهرورز سر کار آمدند که به اصول و مباني اصولگرايي و اصلاحطلب معتقد نبودند و مفاسد با روي کار آمدن همين جريان شتاب گرفت. در فضايي که جريانهاي اصيل نتوانند سر کار آمده و ميدانداري کنند، افراد و جريانهايي ميداندار ميشوند که عقبه سياسي ندارند. اين احتمال وجود دارد که با عدم تاييد صلاحيت افراد مطرح، پايين آوردن سطح مجلس و ايجاد نهادهاي موازي و بالادستي مجلس، صحنه انتخابات از حضور افراد شناخته شده، باتجربه، کاردان، متخصص و سالم خالي شده و زمينه براي ميدانداري اين افراد بدون عقبه سياسي فراهم شود. در ادامه همين افراد جريان بيريشه، فرصتطلب و منفعتطلبي را ايجاد ميکنند. حرف ما اصلاحطلبان درباره نحوه حضور در انتخابات يکي است ولي با بيان مختلف توضيح داده ميشود. کسي از اصلاحطلبان نگفته است ما راي نخواهيم داد. در انتخابات مجلس نهم ما نتوانستيم ليست بدهيم ولي رئيس دولت اصلاحات در دماوند راي داد. ما انتخابات را تحريم نکرده بلکه هميشه در انتخابات شرکت کرده و راي دادهايم. تحريم انتخابات با اصول اصلاحطلبي منافات دارد اما ارائه ليست در سراسر کشور لوازم و مقدماتي ميخواهد يعني ما اگر نامزد تاييد صلاحيت شده به تعداد لازم نداشته باشيم، نميتوانيم ليست بدهيم. مشارکت مشروط به اين معناست که بايد نامزد تاييد صلاحيت شده قابل قبول داشته باشيم تا قادر به ارائه ليست باشيم. بحث ديگر اين است که در همه حوزهها ليست ارائه نکنيم بلکه در هر حوزهاي که نامزد داشته باشيم، ليست ارائه کنيم. در هر صورت ما از انتخابات کنار نکشيدهايم ولي به هر قيمتي هم ليست نميدهيم. وقتي در حوزهاي نامزد نداشته باشيم مثلا حدادعادل را در ليست خود نميگذاريم. به هر حال ما بايد در حد مجلس دهم نامزد داشته باشيم اما اگر نامزدهاي اصلي ما تاييد صلاحيت نشوند، ما در خانه مينشينيم و در روز رايگيري، راي ميدهيم. در اين شرايط نبايد اين انتظار وجود داشته باشد که ما سهميليون نفر را در تهران پاي صندوق بياوريم چون قادر به اين کار نيستيم. ما در هر صورت قهر نميکنيم يا انتخابات را به حاشيه نميبريم زيرا فکر ميکنيم مردم هنوز به ما اعتماد دارند اما براي اينکه مردم را پاي صندوق راي بياوريم، بايد ليست داشته باشيم و دسته جمعي در انتخابات شرکت کنيم.