افزايش قيمت بنزين با توجه به چه منطق علمي صورت گرفته است؟
اين طرح هم داراي منطق علمي است وهم اينکه از پشتوانه قانوني برخوردار بوده است. در برنامه توسعه پنجم همه ما به اين نتيجه رسيديم که يک بيمار را نميتوان هميشه زير اکسيژن نگه داشت. بدون شک اگراکسيژن بيمار را برداريم آن بيمار فوت خواهد کرد. در برخي کشورها قانوني وجود دارد که هنگامي که بيمار متوجه ميشود اميدي به ادامه زندگي وي نيست از پزشکان ميخواهد که وي را خلاص کنند. از ابتداي انقلاب تاکنون شعارهايي که در جامعه ما مطرح شده هيچ گاه درباره ايجاد اشتغال، رفاه مردم و توسعه يافتگي نبوده و بلکه آرمانها و شعارهايي که ما براي انقلاب در نظر گرفتيم بيشتر مبتني بر صدور انقلاب و اشاعه فرهنگ تشيع بوده است. در مواردي هم که شعارهايي در زمينه ايجاد اشتغال و رفاه مطرح شده محوريت نداشته و بلکه در اولويتهاي بعد از آرمانهاي اصلي مطرح شده انقلاب بوده است. در شرايط کنوني اعتراضهايي که نسبت به افزايش قيمت بنزين صورت ميگيرد بيشتر در مناطق حاشيهاي و پايين شهرهاست و مناطق شمالي شهر دچار اغتشاش نشده است. اين مسأله نشان ميدهد که افزايش قيمت بنزين يک بهانه براي طبقه پايين جامعه بوده تا نسبت به وضعيت کلي زندگي اقتصادي خود اعتراض کنند. هنگامي که قيمت گوشت به يکباره از چهل هزارتومان به صد هزار تومان رسيد بسياري از رستورانهاي تهران تعطيل شد و متعاقب آن بسياري از اقشار پايين جامعه توانايي خريد گوشت را از دست دادند و آن را از سبد غذايي خود حذف کردند. اين در حالي است که مردم در افزايش قيمت گوشت اعتراض قهرآميزي از خود نشان ندادند. با اين وجود در موضوع افزايش قيمت بنزين وضعيت زندگي مردم و بهخصوص طبقه ضعيف جامعه به جايي رسيده بود که چارهاي جز اعتراض نداشتند. به همين دليل نيز شاهد اعتراضهاي خياباني در کشور هستيم.
مسئولان از وضعيت زندگي مردم مطلع بودند و بارها در اظهارات خود به اين مسأله اشاره ميکردند. چرا مسئولان با علم به شرايط زندگي مردم در مقطع کنوني چنين تصميمي گرفتند؟ آيا مسئولان احتمال واکنشهاي اجتماعي نسبت به افزايش قيمت سوخت را ناديده گرفته بودند؟
بنده به صراحت عنوان ميکنم کساني که در مقطع کنوني چنين تصميمي گرفتهاند آگاهي اندکي از علم اقتصاد داشتهاند و اين تصميم را بدون پشتوانه کارشناسي گرفتهاند. اگر دولت قصد داشت بر مبناي علمي تصميمگيري کند بايد دايره خودي و غيرخودي را کنار ميگذاشت و اجازه ميداد اقتصاددانان مستقل دراين تصميمگيري مشارکت کنند. در جامعهاي که بيکاري شديد وجود دارد، اقشار مختلف مردم داراي درآمد پايدار نيستند، سن اعتياد کاهش پيدا کرده و نميتوان فشار معيشتي زندگي مردم را تشديد کرد. اگر چنين اتفاقي رخ بدهد بايد منتظر عواقب و پيامدهاي آن مانند اعتراضها بود. به همين دليل نيز بنده اتفاقات اخير کشور را نتيجه سوءمديريت مسئولان و بيتوجهي به عواقب تصميمات خود ميدانم. نکته ديگر اينکه وجود عوامل نفوذي در ساختار اقتصاد ايران يک امر بديعي است که در گذشته نيز به آن اشاره شده است. قيمت قبلي بنزين يک قيمت مصنوعي بود و حتي هزينه حمل و نقل بنزين به پمپ بنزينها را نيز تأمين نميکرد. با اين وجود اين قيمت يک منبع درآمد براي دولت بود. نکته مهم اينکه دولت به جاي اينکه اين منبع درآمد را صرف افزايش عرضه کند، کار ايجاد کند و سرمايهگذاري کند تقاضا را افزايش داده است.
دولت عنوان ميکند مابه ازاي افزايش قيمت بنزين به طبقات پايين جامعه تعلق خواهد گرفت و به همين منظور بستههاي حمايتي براي اقشار ضعيف جامعه در نظر گرفته شده است. آيا اين رويکرد از نظر علم اقتصاد درست است؟
متأسفانه فقر به عمق طبقات اجتماعي جامعه ايران نفوذ کرده است. براساس آماري که مرکز آمار ايران ارائه داده گوشت از سفره نزديک به چهل درصد مردم ايران خارج شده است. در نتيجه اظهارات دولتمردان درباره اينکه مابه ازاي افزايش قيمت بنزين به طبقات ضعيف جامعه تعلق خواهد گرفت هيچ پشتوانه علمي ندارد. دولت تقاضا را در جامعه افزايش داده در حالي که توليد وجود ندارد. اگر دولت عنوان ميکرد مابه ازاي افزايش قيمت سوخت را صرف ساختن آزادراهها و سدهاي نيمه تمام ميکنيم شايد توجيه منطقيتري به نظر ميرسيد. مدتهاست اين مسأله ذهن بنده را درگير کرده که آقاينوبخت قصد دارند ايران را به کدام سو هدايت کند؟ سازمان برنامه و بودجه به رياست آقاي نوبخت عنوان کرد که درآمدي که در اين زمينه به دست ميآيد دوباره بين مردم تقسيم خواهيم کرد. سوال اينجاست که هنگامي که دست دولت از نظر منابع مالي خالي است آقاي نوبخت و سازمان برنامه و بودجه چگوه ميخواهد اين پول را بين مردم تقسيم کند. تاکنون بارها دولت مورد انتقاد قرار گرفته که چرا يارانه طبقات پردرآمد را قطع نميکند. دولت در پاسخ به اين انتقادها عنوان ميکرد امکان شناسايي طبقات پردرآمد براي دولت وجود ندارد. امروز دولت چگونه ميخواهد خانوادههاي طبقات پايين جامعه را شناسايي کند؟
يکي از اهداف ترامپ پس از خروج از برجام و تحريم اقتصادي ايران تحت فشار قرار گرفتن مردم براي واکنش به مسئولان بود. چرا مسئولان بدون توجه به اين مسأله چنين تصميمي اتخاذ کردند؟
بله؛ بنده معتقدم به خاطر واکنشهايي که پديد آمد، اين تصميم در شرايط حال ميتواند مورد بهرهبرداري سوء دشمنان قرار گيرد و شايد ترامپ از تصور بهم خوردن آرامش کشور خوشحال هم باشد. هدف اصلي ترامپ از تحريمها گرفتن امتياز از ايران بود. اين در حالي است که اين وضعيت ميتوانست براي ايران به يک فرصت تبديل شود. مسئولان هر جامعه براي تصميمات خود بايد به جامعه توضيح بدهد و مردم را در جزئيات تصميمگيريها خود قرار بدهند. به عنوان مثال در موضوع برگزيت در انگلستان مسئولان اين کشور همه دلايل خود را براي مردم توضيح دادهاند و مردم از جزئيات تصميمگيري مسئولان آگاهي دارند. اين در حالي است که در ايران هيچ کس به مردم نگفته که چرا بنزين به يکباره از هزار تومان به سه هزار تومان افزايش قيمت پيدا کرد. موضوع بنزين ميتوانست برگ برنده ايران در مقابل فشارهاي آمريکا باشد. اگر اين افزايش قيمت بنزين صرف ساخت زير ساختها و امور زيربنايي ميشد برگ برنده ما در مقابل فشارهاي خارجي بود. در زبان فارسي ضرب المثلي با اين مضمون وجود دارد که سگي که پارس ميکند گاز نميگيرد. اين در حالي است که اروپاييها عکس اين ضرب المثل را در فرهنگ خود دارند که چنين مضموني دارد: «سگي که پارس ميکند بالاخره يک روز گاز ميگيرد». امروز هم ما به چنين وضعيتي آشنا شدهايم و ترامپ دنبال اين بود که اقتصاد ايران را بهم بريزد و مدام حرفهاي بيربط ميزد. اما در سوي ديگر و در نگاه داخلي آقاي روحاني در مناظرات انتخاباتي از طرح هدفمندي يارانهها که در دولت آقاي احمدينژاد اجرا شد انتقاد کردند. در نهايت نيز هدفمندي يارانهها نه تنها فوايدي براي کشور نداشت و بلکه کشور را با دردسرهاي زيادي مواجه کرد. امروز تصميمي که دولت آقاي روحاني درباره افزايش قيمت بنزين گرفته و قصد دارند مابهازاي اين قيمتها را به شکل بستههاي حمايتي به مردم باز گرداند در راستاي طرح هدفمندي يارانههاست و ممکن است پيامدهاي سختتري نسبت به پيامدهاي هدفمندي يارانهها به وجود خواهد آورد. در نگاه ديگر ما ميتوانستيم با اين پول براي طبقه متوسط جامعه مسکن بسازيم يا آزادراههاي کشور را بيشتر کنيم. ساخت آزادراهها و کمکردن و مسافت موجب صرفهجويي ميليونها فرآوردههاي نفتي ميشود. در حالي که دولت به صورت رسمي اعلام کرد که افزايش قيمت بنزين تنها شش ميليون ليتر بنزين صرفهجويي خواد شد.
آقاي روحاني در ابتدا با رويکردهاي پوپوليستي دولت احمدينژاد موافق نبود. با اين وجود برخي اعتقاد دارند طرحها و مصوباتي که در دولت تصويب ميشود گاهي رنگ بوي پوپوليستي به خود ميگيرد.
البته اينگونه سياستها در نهايت به سود دولت تمام نشده است. اين مسأله را ميتوان بهخوبي در اظهارات نگرانکننده و چهره نگران برخي مسئولان مشاهده کرد. اگر در اين طرح جوانب کارشناسانه درنظر گرفته نشود، نه تنها به سود دولت تمام نشده و بلکه شرايط را نسبت به گذشته سختتر نيز ميکند. مسئولان عنوان ميکنند کسي حق ندارد قيمت کالاهاي ديگر و به خصوص کرايه حمل و نقل را بالا ببرد اما سوال اينجاست که چه سازوکاري براي اين کار در نظر گرفته شده و دولت چگونه ميخواهد از بالا رفتن قيمت بقيه کالاها جلوگيري کند؟ هنگامي که قيمت بنزين سه برابر شده است نميتوان به رانندهاي که تا ديروز به طور مثال دو هزارتومان کرايه ميگرفته انتظار داشت همچنان همان ميزان کرايه را از مسافر دريافت کند. بنده معقتدم لايههايي وجود دارد که که احتمالا نگاهي به خارج از ايران دارند. نگراني از اين جهت وجود دارد که افراد نفوذي در سيستم تصميمگيري کشور رخنه نکنند. اين وضعيت مانند اين است که فردي در يک روز برفي با علم به اتفاقاتي که ممکن است براي وي رخ بدهد با اتومبيل خود از خانه خارج شود. در چنين شرايطي ممکن است اتومبيل ليز بخورد و يا از مسير اصلي خود خارج شود.
موضوع استيضاح آقايان روحاني و لاريجاني به صورت همزمان در مجلس مطرح شده است. آيا چنين رويکردهايي ميتواند نتيجه ملموسي براي جامعه به همراه داشته باشد؟
امروز شعارهايي در خيابانهاي برخي شهرهاي کشور مطرح ميشود که هيچ ارتباطي با افزايش قيمت بنزين ندارد. به صورت طبيعي هنگامي که منابع دولت کاهش پيدا ميکند دولت مجبور ميشود منابع جديدي براي تأمين هزينههاي خود پيدا کند. نکته ديگر اينکه شرايط زندگي مردم در وضعيتي نيست که از وضعيت کنوني پايينتر برود. البته واقعيت ديگري مانند ونزوئلا هم وجود دارد که ممکن است براي هر کشوري اتفاق بيفتد و جامعهاي را براي سالها به حالت کما ببرد. در طول مدتي که کشور ونزوئلا با اين بحران مواجه بوده است در حدود چهار ميليون نفر از اين کشور مهاجرت کردهاند. اغلب مردم اين کشور نيز در فقر مطلق زندگي ميکنند. بنده معقتدم اگر دولت قبل از اقدام، برنامه مدون و کاربردي ارائه کرده بود که قرار است با اين پول چه اقداماتي انجام بگيرد، قطعا اين واکنشها اتفاقات رخ نميداد. حال استيضاح کردن يا نکردن رئيس مجلس يا رئيسجمهور مشکلي را حل نميکند و بلکه اوضاع را بدتر نيز خواهد کرد.
دو نرخي شدن بنزين فساد اقتصادي ايجاد نميکند؟
در شرايط کنوني نيز فساد اقتصادي به صورت وحشتناکي در زمينه سوخت وجود دارد. امروز در مرزهاي کشور قاچاق سوخت وجود دارد و افراد سودجو سودهاي هنگفتي از اين وضعيت ميبرند. با اين وجود افزايش قيمت سوخت ممکن است هزينههاي قاچاق سوخت را بيشتر کند و به همين دليل ميزان آن کاهش پيدا کند. با اين وجود پس از اعلام افزايش قيمت بنزين تاکنون که چند روز بيشتر از آن نميگذرد نيز بازارسياه و فساد در زمينه فروش سوخت به وجود آمده است. البته اين فساد در سطح بسيار خرد است. در سطح کلان ميزان قاچاق سوخت از حالت مقرون به صرفه بودنش براي قاچاقچيان خارج خواهد شد و اين مهمترين گام اين طرح است. بنده اين نگراني را دارم با رويکردي که دولت و رسانه ملي در پيش گرفتهاند سياست جديد دولت به نتيجه لازم نرسد. مبلغ مابهازاي افزايش قيمت بنزين نبايد صرف پرداخت يارانه شود و بلکه بايد در راستاي تقويت زيرساختهاي اقتصادي مورد استفاده قرار بگيرد.
آيا در مجموع با شرايطي که در منطقه وجود دارد اتخاذ چنين تصميمي درست بوده است؟
برخي تلاش ميکنند از اين وضعيت سوءاستفاده کنند. برخي از قدرتهاي خارجي و کشورهاي منطقه همواره به دنبال ضربه وارد کردن به کشور بودهاند اما از نظر ساختار اجتماعي کشور ما به بسياري از کشورهاي همسايه تفاوت دارد و بسياري از نگرانيها مرتفع خواهد شد. در شرايط کنوني کشورهايي مانند عربستان که همواره به دنبال تجزيه ايران بوده عربهاي منطقه خوزستان ايران را تحريک کرده است. بنده اميدوارم مردم متوجه مسائل باشند که تماميت ارضي کشور تهديد نشود. بسياري از کشورها از بزرگ بودن و قدرتمند بودن ايران نگران هستند و همواره به دنبال راههايي بودهاند که بتوانند ايران را به بخشهاي مختلفي تقسيم کنند. به همين دليل نيز از تنشهاي قوميتي در ايران حمايت ميکنند. اين کشورها در گذشته تزهايي مانند بالکانيزه شدن ايران را نيز دنبال ميکردند که در نهايت نيز به نتيجه نرسيدند. با اين وجود بنده معتقدم دستگاه امنيتي ايران بسيار قويتري و هوشيارتر از آن هستند که قدرتهاي خارجي بتوانند به سمت تجزيه ايران حرکت کنند. هنوز هم دير نشده و دولت ميتواند در اين طرح تجديد نظرهاي لازم را در نظر بگيرد.