بستن

مشکلات روانی 30‌درصد از دانش آموزان در نبود روانشناس

مشکلات روانی 30‌درصد 
از دانش آموزان در نبود روانشناس
مجید صفاری‌نیا روانشناس و استاد دانشگاه

امروزه خلأ روانشناس در مدارس کشور براي دانش‌آموزان و در زمينه افت تحصيلي‌شان بسيار اثرگذار است. همان‌طور که آمارها حکايت دارد 30‌درصد از دانش‌آموزان به مشکلات رواني دچار هستند و اين نوجوانان بيش از هر فرد ديگري به آسيب‌هايي همچون اعتياد و مصرف موادمخدر همچون گل و حشيش نزديک‌ترند. گزارش‌هاي جهاني نشان مي‌دهد که پايتخت ايران ششمين شهر پر استرس جهان است. بنابراين وقتي زندگي در شهرهاي ايران با فرآيندهاي استرس‌آميز توأم است، به تبع آن مردم مشکلات بيشتري را در رفتاري‌هاي خود نشان مي‌دهند. براي مثال آموزش و پرورش محل مناسبي است تا دانش‌آموزاني که دچار مشکلات عاطفي و ناسازگاري هستند و از بيش فعالي رنج مي‌برند، شناسايي شده و به آنها خدمات خاص مشاوره ارائه شود، اين در حالي است که غربالگري رواني مي‌تواند در فضاهاي مختلفي انجام شود. براي مثال يک سازمان يا نهاد ممکن است بتواند براي کارکنان خود پرونده‌هاي سلامت درست کند. از اين رو وقتي وضعيت کارکنان خود را غربالگري مي‌کند ممکن است با هزينه اندکي بهره‌وري سازمان خود را بالا ببرد يا در قوه قضائيه اگر ثابت شود که فردي سابقه کودک‌آزاري در گذشته داشته است و قاضي تجويز کند که 20 جلسه در فرآيند روانشناسي قرار گيرد، ممکن است اين امر در پيشگيري از کودک‌آزاري‌هاي بعدي موثر باشد. بنابراين براي اينکه ما بتوانيم از اين فضاي بسته خارج شويم بايد استانداردهاي سلامت اجتماعي را بالا ببريم، يعني از يک طرف شرايط را به‌گونه‌اي مهيا کنيم که ميزان استرس در شهرها کاهش و ميزان رفاه و اشتغال افزايش پيدا کند و از طرف ديگر هم با اجراي غربالگري رواني از آسيب‌هايي که هزينه‌هاي سنگيني را در جامعه ايجاد مي‌کنند، پيشگيري کنيم. اگر غربالگري رواني به موقع صورت گيرد، تاثير مثبتي دارد. براي مثال ممکن است افرادي که دچار مشکلات عاطفي هستند ترک تحصيل کنند. به عبارت ديگر فردي که مشکلات عاطفي دارد و از تحصيلات لازم هم برخوردار نيست ممکن است هميشه براي جامعه هزينه ايجاد کند. بنابراين وجود غربالگري‌هاي رواني بسيار ارزشمند است و وزارت آموزش و پرورش بايد در اين حوزه برنامه‌ريزي کند و کاري انجام دهد.خون‌بازي در ميان دانش‌آموزان تحت عنوان رفتار آسيب‌رسان به خود در مدرسه شناخته شده است. در فضاي روان‌شناختي محوري به نام رفتارهاي آسيب به خود در مدرسه داريم که اتفاقا بنده در اين حوزه چند سال قبل کتابي را ترجمه کرده‌ام و فکر مي‌کنم تنها منبع به زبان فارسي در بحث خون‌بازي است، اما تاکنون نديده‌ام که وزارت آموزش و پرورش حتي يک نسخه از آن را خريداري کند. واقعيت اين است که رفتارهاي آسيب‌رسان به خود در دو گروه اتفاق مي‌افتد؛ يک گروه نوجواناني هستند که رفتارهاي آسيب‌رسان به خود دارند و مبتلا به اختلال شخصيتي مرزي هستند. مورد دوم اينکه رفتارهاي آسيب‌رسان به خود مي‌تواند در افراد غيرمبتلا به اختلال شخصيت مرزي هم اتفاق بيفتد. منتهي معمولا عوامل مختلفي در ايجاد رفتارهاي آسيب‌رسان به خود بدون قصد خودکشي اتفاق مي‌افتد. حالا اين عوامل ممکن است خيلي اوقات تاثيرات ناشي از استرس، افسردگي، حالت‌هاي خلقي، اضطرابي و خشم باشد. اين موضوع در ميان دختران بيشتر شکل مي‌گيرد. براي مثال فضاي عاطفي خانواده، روابط حاکم بر خانواده، اختلال در عملکرد اعضاي خانواده يا ساختار خانواده مي‌توانند به حدي آسيب‌زا باشند که پيامد آنها رفتارهاي آسيب‌رسان به خود باشد. شکل آن به‌گونه‌اي است که دانش‌آموزان تيغ روي مچ دستشان مي‌کشند، البته کشيدن اين تيغ‌ها خيلي عميق نيست و بريدن رگ در دانش‌آموز ممکن است به‌صورت اتفاقي رخ دهد، حتي کوبيدن سر روي ديوار يا استفاده از آب جوش شديد در حمام به‌گونه‌اي که بدن تاول بزند از جمله مواردي است که نشات گرفته از عدم مهارت لازم در فضاي کنترل خشم و عواطف است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی