حسين کنعاني مقدم در گفتوگو با «آرمان ملي»:
مقوله حقوق بشر در آمريکا جايگاهي ندارد
حقوق بشر براي آمريکا بهانه تامين منافع است
آرمان ملي- مرتضي رفيعي: تحريم يکي از ابزارهاي شکست خورده رژيمي بوده که سردمدارانش افرادي همچون دونالد ترامپ هستند که سعي دارند با استفاده از اين ابزار حتي غذا و داروي مورد نياز مردم ايران را تحت فشار تحريم قرار دهند. مردم ايران در طول تاريخ نشان دادهاند که هيچگاه زير بار زورگوييهاي بيگانگان نه رفته و نه ميروند. اما رو سياهي اين زغال براي هميشه تاريخ در حافظه تاريخي مردم ايران و همچنين افکار عمومي جهان باقي خواهد ماند. به گونهاي که به گفته وزير خارجه کشورمان «رژيمي که با اِعمال تروريسم اقتصادي مانع رسيدن غذا و دارو به مردم عادي اعم از سالخوردگان و بيماران ميشود، هيچگاه نميتواند ادعاي وقيحانه حمايت از مردم ايران داشته باشد.» به منظور بررسي اين موضوع «آرمانملي» گفتوگوي کوتاهي با حسين کنعاني مقدم تحليلگر مسائل سياسي انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به آنکه آمريکاييها در بهکارگيري تروريسم اقتصادي خودشان بر عليه مردم کشورمان شکست خوردهاند. آنها چگونه ميتوانند با اين جنايات در برابر افکار عمومي جهاني پاسخگو باشند؟
با توجه به اقدامات خصمانهاي که ايالات متحده آمريکا از زمان پيروزي انقلاب اسلامي بر عليه مردم کشورمان داشته ميتوانيم چهار مرحله را برشماريم: مرحله اول اعمال تحريمها برعليه کشورمان توسط آمريکاييها و عمال آنها بوده است. مرحله دوم تهديد کشورها و شرکتهايي بود که قصد همکاري و تبادلات اقتصادي با کشورمان را داشتند. آنها در اين روش به شيوه ترکيبي و يا هيبريدي وارد شدند. مرحله سوم تداوم فشار اقتصادي روي مردم ايران بوده است. آمريکاييها تلاش کردند تا از همه ابزارهاي ممکن استفاده کرده تا با فشار حداکثري به خيال خام خودشان در برابر خواستههاي نامشروع آنها تسليم گردد. اما وقتي آمريکاييها ديدند اين مرحله نيز جواب نميدهد وارد جنگ اقتصادي شدند؛ يعني اقداماتي که مستقيما مردم را هدف قرار ميدهد. وقتي آمريکاييها غذا و دارو را که خلاف منشور سازمان ملل متحد بوده تحت تحريمهاي ظالمانه قرار ميدهند عملا آنها وارد يک جنگ اقتصادي تمام عيار با مردم کشورمان شدهاند. مقام معظم رهبري بارها بر اين مساله تاکيد داشته و در مقابل آن اقتصاد مقاومتي و يا پدافند مقاومت را در برابر دشمن ترسيم فرمودهاند. اما آمريکاييها در هيچ يک از اقدامات خصمانه خودشان دستاوردي نداشتهاند. با پايان استراتژيهاي شکست خورده آمريکاييها با صراحت ميتوان گفت حداقل تا 50 سال آينده کشورمان در برابر تمامي تهديدها بيمه شده است.
آمريکاييها و به طور کل غرب مدعي حقوق بشر چگونه غذا و دارو را که جزو نيازهاي انساني است تحت تحريم قرار دادهاند؟
آمريکاييها همواره از سيستم استانداردهاي دوگانه سوء استفاده کرده و ميکنند آمريکاييها تنها از حقوق به اصطلاح بشري که تنها منافع آنها را تامين ميکند حمايت ميکنند. آمريکاييها هيچگاه حقوق ملتهايي را که به آنها حمله و يا اشغال کرده و همچنين اقدامات تروريستي بر عليه آنها انجام داده است را مطرح نميکند. در رابطه با تروريسم نيز همين استانداردهاي دوگانه تحت عنوان تروريسم خوب و بد را مطرح ميدارد. تروريسم خوب کساني هستند که در راستاي منافع آمريکاييها اقدام ميکنند. بر عکس اگر گروههاي حقطلب آزادي بخش از حقوق حقه خودشان دفاع کنند تحت پيگرد آمريکاييها قرار ميگيرند. با وجود آنکه صراحتا هر گونه اقدام ضد انساني عليه کشور ديگري حتي کشورهايي که تحت فصل 7 منشور ملل متحد قرار دارند به هيچ عنوان هيچ کشوري حق ندارد از دارو و غذا به عنوان ابزاري براي فشار استفاده نمايند. اما آمريکاييها از تروريسم اقتصادي بر عليه کشورمان استفاده ميکنند به گونهاي که حتي مواد اوليه ساخت داروها را به ساير کشورها اعلام کردهاند که اگر مقصدتان ايران باشد مورد تحريم قرار خواهيد گرفت. اين مساله نشان دهنده عمق کينه و خباثت آمريکاييها عليه مردم کشورمان است.
يکي از مصداقهاي بارز استانداردهاي دوگانه حقوق بشري غرب نمونه يمن است. مشخصا چگونه غرب ميتواند در درجه اول به افکار عمومي جهان در برابر اين جنايت آشکار پاسخ دهد؟ همچنين در درجه دوم آنها چگونه ميتوانند به تاريخ و آيندگان در برابر اين جنايات هر روزه پاسخ دهند؟
سياستهاي ليبرال دموکراسي آمريکايي مبتني بر سرمايهداري و سلطه در جهان سوم است. آمريکاييها با استفاده از روشهاي ميليتاريستي سعي ميکنند در دنيا جنگ به راه بيندازند. آمريکاييها با پروژههايي همچون اسلام هراسي برخي کشورهاي منطقه را تبديل به گاوهاي شيرده براي کسب درآمدهاي نامشروع بيشتر و همچنين غارت منابع زير زميني مردم منطقه مينمايند. بدون شک آمريکاييها نگاهشان به جنگها نگاهي گزينشي مبتني بر منافع است. به گونهاي که اگر جنگي در منطقه بهوقوع بپيوندد و آنها بخواهند از منافع آن جنگ استفاده نمايند هيچ مرزي را قائل نشده و از همه گونه سلاحهاي مخرب، نامتعارف و کشتار جمعي استفاده ميکنند. جنگ ويتنام يک نمونهاي است که از اينکه آمريکاييها براي خودشان مجاز ميدانند که براي سلطه بر يک منطقه از هر گونه سلاح نامتعارف استفاده نمايند. بنابراين دولتمردان آمريکايي در جنگهايي همانند يمن که در آن مردم بيدفاع و مظلوم يمن براي کشورشان ميجنگند را بگيرند. آمريکاييها از حکام عربستان طرفداري ميکنند تا بدين وسيله بتوانند هم سلاحهاي خودشان را بفروشند هم منابع نفتي عربستان را غارت و هم آنکه در منطقه مداخله نمايند. به همين دليل به نظر ميرسد جنگهاي نيابتي که در منطقه به وقوع ميپيوندد از يک سناريوي مشخص سياستهاي استکباري آمريکاييها است. چون آنها با راهاندازي ناآرامي، جنگ و اشغال کشورها هم مداخلهگري نمايند و هم منابع آنها را به غارت ببرند. يکي از مصاديقي که خود را به شکل کاملا آشکار نشان داده است مداخله آمريکاييها در صحنه سوريه و ايجاد گروهک تروريستي همچون داعش و يا مداخله در عراق و کشتار مردم بيدفاع آن کشور و همچنين مداخله آنها در کشورهايي همچون افغانستان است که منابع مردم آنها را از بين ميبرند و مردم اين کشور را درگير يک جنگ خانمان سوز کردهاند. همچنين مداخله آنها در مناطق مختلف جهان، اگر همه اين مداخلات را افکار عمومي در سطح جهان به آن توجه کنند جز نابودي منابع آن کشورها، ايجاد جنگ و خونريزي و حمايت از حکام مستبدي همچون سعودي از جمله سياستهاي آمريکا در سطح جهان است. مجموعه اقدامات آمريکاييها نشان دهنده آن است که نگاهشان مبتني بر سلطه است. در مقابل آن مردم آزادهاي قرار دارند که به دنبال استقلال خودشان هستند که در اين مسير حرکت کرده و هزينه هم ميدهند. رسانهها در حال حاضر ميتوانند افکار عمومي را با مخابره پيامهاي خودشان رسالت روشنگري را در برابر نظام سلطه در دست گيرند. امروز مردم در سطح جهان نسبت به جنايات آمريکا آگاه و هوشيار هستند.