با برداشته شدن هر گام از کاهش تعهدات برجامي به سرانجام رسيدن تلاشها براي زنده نگاه داشتن توافق هستهاي سختتر از گذشته خواهد شد. اکنون اين گمان در اروپاييها تقويت ميشود که دو طرف درگير در اين توافق بهدنبال تداوم آن نيستند؛ بلکه بهدنبال وزنکشي سياسي و ديپلماتيک هستند که نتيجهاي جز شعلهورتر شدن آتش تخاصم ندارد. در اين ميان فارغ از اينکه آمريکا مقصر شرايط کنوني است، بايد عنوان کرد که اتحاديه اروپا و سه کشور آلمان، فرانسه و انگلستان اکنون به سمت افزايش فشار بر ايران ميل ميکنند. چون در سايه تلاشهاي سياسي مکرون به وضوح روشن شد که قاره سبز اختياري از خود ندارد؛ مگر آنکه کاخ سفيد چراغ سبز از خود نشان دهد. اما در خصوص ايران وضعيت متفاوت است، چراکه اروپا حداقل بهدنبال آن است که ايران را وادار به تمکين از شرايط خود کند. با اين تفاسير و چنانکه اشاره شد پيش از برداشته شدن گام چهارم، تهران از جانب اروپاييها تهديد به خروج از توافق هستهاي و حتي فعال شدن مکانيسم ماشه شد. البته در اين ميان برخي کارهاي ايران هم در منطقه بيتاثير نبوده است. اروپا هيچگاه از برجام خارج نخواهد شد، مگر آنکه قبل از آن ايران از آن خارج شود و در اين صورت تهران و واشنگتن مقصر مرگ توافق هستهاي قلمداد ميشوند؛ اين همان برنامه نهايي اروپاييهاست. اروپاييها باهوشتر از ترامپ هستند که بخواهند دچار خطاهاي راهبردي حقوقي و ديپلماتيک کاخ سفيد در توافق هستهاي شوند. در اين رابطه اروپا با صبر راهبردي و سياسي در تقابل با گامهاي کاهش تعهدات برجامي در نهايت پرونده گام کاهش تعهدات برجامي را به شوراي امنيت برده و از آن طريق عمل ميکند و با بردن ايران ذيل فصل هفت، مساله اجماع جهاني را پيش ميکشد، بدون آنکه خروج از برجام و مرگ آن صورت گيرد.