دولت، مجلس و حتي قوه قضائيه اگر کارکردهاي اصلي خود را در طول زمان به انجام برسانند و در مسير حرکت قوا منطبق با قانون ايستگاههاي تغيير خط صادر نشود، مسير اساسي عمل به قانون شکل و محتوا نميپذيرد و در طول زمان شکل و محتوا پيدا ميکند. در کشور سازمانهاي اجرايي موازي در همه زمينهها را شاهد هستيم که نشان دهنده آن است که هيچگاه کار در مسير درست شکل نميپذيرد و تحولي عظيم لازم است تا بتوان اين مسير را بار ديگر بازسازي کرد. تصميمي که در باب بنزين گرفته شده تصميمي است که از سوي شوراي عالي هماهنگي اقتصادي گرفته شده و با راي مقام معظم رهبري و خواست و اراده ايشان تشکيل شده است. لذا بهواسطه جايگاه رهبري نظام جمهوري اسلامي ايران در مقام بالاترين فرد در تصميمگيري در نظام جمهوري اسلامي و به تبعيت جايگاه رفيع وي، تشکيل شوراي عالي سران 3 قوه براي تصميم گيري در امور مهم صورت پذيرفته است. در حالي که هر کدام از قوا به طور مجزا بايد کارکرد خاص خود را داشته باشند. دموکراسيها به مردم متکي هستند و بايد اراده نياز و خواستههاي مردم را در نظر بگيرند. آنچه تحت عنوان پوپوليسم از آن بد ياد ميشود، پوپوليسم بدخيم يا پوپوليسم کوري است که تلاش دارد با دروغ، ريا و تزوير بر مردم حکم براند و با حکمراني دروغ و ريا و تزوير زمينههاي حمايت تودههاي مردم را براي خود بر سازد. اين ماندني نيست و دير يا زود با مسائل و سپس بحرانهاي عظيم روبهرو ميشود. چرا که اگر مردم به کنه دروغ، ريا و همچنين تزوير پي ببرند ديگر اعتماد و اعتباري براي سيستمها قائل نيستند و اينجاست که واگرايي شکل ميگيرد و همانگونه که مقام معظم رهبري و معمار انقلاب اسلامي نيز گوشزد کرده بودند زمينههاي دوري مردم را فراهم ميسازد. وقتي ملت برخي از نابسامانيها را در جامعه ميبينند ديگر نميتوانند بپذيرند که از جيب، سفره و آبرو و حيثيت آنها براي خود استفاده کنند. بايد در اين زمينه فکري اساسي انجام شود. اکنون که دراين فشار اقتصادي، مردم واکنش نشان ميدهند و با مسئولان سخن ميگويند، زمان آن است که به روشني ديد که جبههگيريها، نوع سخنها و رفتارها در قبال خواست و اراده مردم چگونه خواهد بود. به هر تقدير از منظر منطق اقتصادي و عملکرد ايجاد فضائي که قيمت بنزين به قيمت واقعي برسد و نه تنها بنزين بلکه دلار و اجناس قيمت واقعي پيدا کنند بسيار مهم و عملي شجاعانه است. بايد بپذيريم آنچه که امروز درو ميکنيم محصول کشتهاي ديروز است. از قديم گفتهاند ديگران کاشتند و ما خورديم، ما بکاريم و ديگران بخورند. اکنون هر چه پيش ميآيد، نخست خروجيها و بعد پيامدهاي عملکردهايي است که ديروز انجام شده است. آنچه که امروز انجام ميدهيم نيز ميتواند خروجيها و پيامدهاي بس اثرگذارتر از آنچه که ديروز انجام شده، در آينده به جا بگذارد. بهتر است براي هر اقدامي که انجام ميدهيم همه جوانب را از همه دريچههاي نظر و زوايا ديد و رفتارها و کنشهاي خود را بسيار خردورزانهتر به انجام رسانيم.