در روزهاي اخير، سبد نفتي اوپک با رشد مواجه بوده است. گزارش اوپک نشان ميدهد که ذخاير نفت اقتصادهاي توسعهيافته در سپتامبر کاهش يافته است که اين اخبار احتمالا در افزايش قيمت نفت اوپک در روزهاي اخير موثر بوده است. اما بايد توجه داشت که به طور کلي کساني که در بازارهاي آينده خريد و فروش ميکنند علاوه بر عرضه و تقاضا و مسائل سياسي و تنشها و غير آن، روي چارتهاي اقتصادي خاصي کار ميکنند و در نتيجه امکان دارد که جهت بازار را بالا و پايين ببرند، بدون اينکه لزوما با يکي از اين گزارشها انطباق داشته باشد. اين است که بازار تکانهايي ميخورد اما اين تکانها چندان هم زياد نيست؛ همان طور که شاهديم نرخ نفت اوپک هم از حدود 62 دلار به مرز 63 دلار رسيده است؛ اما به طور کلي احتمال اينکه اين گزارشها در اين تغيير موثر بوده باشد قوي است. يکي ديگر از عواملي که اثرات مثبتي روي بازار داشته، کاهش اختلافات تجاري بين آمريکا و چين بود که بدون شک يکي از اسباب مهم افزايش قيمتها در بازار بوده است. به همين دليل هم هست که اگر اين موضوع حل شود و روابط اقتصادي جهان از تنشي که در حال حاضر وجود دارد بيرون بيايد و اقتصاد جهاني رو به رشد برود، بدون شک تقاضا براي فرآوردههاي نفتي افزايش مييابد و احتمال بالاتر رفتن قيمت نفت نيز وجود دارد. البته نه اينکه افزايش قيمت تا 100 دلار و اين محدوده باشد اما افزايشي بين 60 و 70 دلار را بيشتر خواهيم ديد. با اين حال، در صورتي که اين تنشها همچنان ادامه پيدا کند باعث ميشود همه به فکر رکود اقتصادي باشند. در رکود اقتصادي هم، مصرف نفت کمتر ميشود و تقاضا براي نفت و فرآوردههاي نفتي هم کاهش مييابد. اگر بازار به سمت مثبت پيش برود، فشار از روي اوپک برداشته ميشود و نيازي نيست که کاهش جديدي را در جلسه آتي، طرحريزي کند و احتمالا توليد و عرضه در همين سطحي که هست ميماند؛ وزرا نيز بر سر همين سطح توافق خواهند کرد. مگر اينکه تنشها بيشتر شود و در نتيجه، قيمت نفت پايينتر بيايد که در اين صورت ممکن است طرحريزي براي کاهش بيشتر را در دستور کار قرار دهند. انقلاب شيل نيز در کوتاهمدت موجب کاهش سهم اوپک از بازار جهاني انرژي شده است. توليد آمريکا شديدا بالا رفته و سهم اوپک نيز در بازارها تا حدي کاهش يافته است. اما تداوم اين روند در بلندمدت به اين بستگي دارد که انقلاب شيل چگونه رقم بخورد. اگر اين انقلاب به همان شرايطي که قبلا بوده ادامه يابد، تاثيرگذار است. اما بسياري از کارشناسان بر اين باورند که اين روند توليد نفت در آمريکا، حد و حدودي دارد و بالاخره بازار نفت به سمت کشورهايي نظير عربستان، ايران و ونزوئلا باز ميگردد که ذخاير نفتي بزرگي دارند و آنها هستند که در آينده، بايد نفت معمولي را توليد و عرضه کنند. در نتيجه پس از اينکه انقلاب شيل تمام شد يا رو به کاهش گذاشت باز هم دوباره آنها در خط اول بازار جهاني انرژي قرار خواهند گرفت. از سوي ديگر، نگرانيهايي در عرصه جهاني مبني بر تاثير فروش سهام آرامکو بر اثرگذاري نفت اوپک وجود دارد اما توجه به اين نکته ضروريست که فروش آرامکو ربطي به قدرت انرژي عربستان سعودي به معنايي که روي اوپک تاثيرگذار باشد ندارد. عربستان پنج درصد از سهام آرامکو را ميفروشد. اين اقدام تنها از يک لحاظ ميتواند تاثيرگذار باشد؛ آن هم اينکه عربستان علاقه دارد اين پنج درصد را به قيمت بالا بفروشد. در نتيجه اگر نفت کمتري در بازار عرضه کند و قيمت نفت را بالا ببرد، امکان فروش آن سهام به قيمت بالاتر نيز وجود دارد. در اين صورت بايد گفت عربستان در حال حاضر علاقهمند است که بازار نفت، تضعيف نشود و تا جايي که ممکن است قيمتها بالاتر هم برود و در نتيجه آن، بتواند تا حد امکان، فروش سهامش را به بهترين وجه انجام دهد.