با توجه به افزايش قيمت بنزين، شرايط سياسي و اجتماعي را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
آنطور که در صحن جامعه پيداست مردم از شرايط موجود رضايت کافي ندارد. نکتهاي که بايد بدان اشاره کرد اينکه در تصميمگيريها و تصميمسازيها بحث بررسي پيوستهاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي تصميمات اقتصادي مدنظر است. هر چند من در حوزه اقتصادي صاحب نظر نيستم، اما معتقدم امروز در دنيا وقتي تصميمات مهمي که چند وجهي هستند و ميتوانند در بخشهاي متفاوت تاثير داشته باشند اتخاذ ميشوند، معمولا در کنار مطالعه اقتصادي که در اين حوزه صورت ميگيرد ابعاد فرهنگي، اجتماعي و سياسي اين قضيه را نيز بررسي ميکنند. اين مساله در پروژههاي بزرگ ملي و محيطي در نظر گرفته ميشود. مساله افزايش قيمت بنزين مختص امروز نيست، در دولت گذشته هم مسکن مهر بدون بررسي اجتماعي و فرهنگي لازم شکل گرفت يا شهرداري تهران در مديريت سابق درباره پل طبقاتي صدر بدون مطالعه لازم به انجام پروژه مبادرت کرد و امروز تبعات آن را ميبينيم که چگونه دامن مردم را گرفته است. تصميم افزايش قيمت بنزين نيز از مسائلي است که مسئولان بايد مشخص کنند اين تصميم بر چه مبنايي و چگونه گرفته شده و نسبت بدان به مردم پاسخگو باشند. از طرف ديگر با بودن مجلس چرا بايد سران 3 قوه در چنين شرايطي بدون نظر مجلس تصميمگيري کنند. کما اينکه مجلس نيز سابق بر اين پيشنهاد افزايش قيمت بنزين را رد کرده بود. از بعد ظاهري اقتصادي نيز نميشود درآمدها ريالي باشد اما هزينهها را با دلار بسنجيم يا به تعبيري سبد مصرف منطقه فوب خليج فارس يا کشورهاي حاشيه خليج فارس را در نظر بگيريم. وقتي که ما بنزين را از هزار تومان به 3هزار تومان افزايش ميدهيم در نظر گرفتن بنزين سهميه چيزي در حد شوخي است. هر چند اين مساله در تمام شئون اقتصادي و معيشتي مردم تاثير 200درصدي خواهد گذاشت و دولت با توجيه اينکه در ماه 200 هزارتومان به حساب مردم خواهد ريخت، به آساني نخواهد توانست تعادل برقرار کند. لذا بهنظر من ابعاد اين قضيه پيچيده است و اين مسالهاي است که تکان شديدي را به نه تنها سيستم اجرايي و دولت که در همه بخشها وارد ميکند. در عين حال چوب اين تصميم را در هر وضعيتي که گرفته شده باشد، دولت خواهد خورد و آثار آن را در انتخابات مجلس و رياست جمهوري خواهيم ديد. شايد حتي بتوان گفت کساني که پشت پرده اين قضيه بودهاند، اندازه حداقلي مشارکت مردم در انتخابات را در نظر داشتهاند. اينها نکاتي است که حداقل در اين مدت از اين تصميم گذشته و زمينهسازيهايي که از يکي دو هفته قبل توسط مسئولان مطرح شد، کمتر مشاهد ميشود. اميدوارم که مشکلي ايجاد نشود اما نگراني در سطوحي قابل درک است.
اين طرح در شوراي عالي هماهنگي اقتصادي تصويب شده که متشکل از سران قواست، اما هجمهها به سمت دولت رفته، اساسا چرا طرحي که در جايگاهي فراقوهاي تدوين و تصويب شده بايد به تخريب يک قوه بينجامد؟
طبيعي است چون به هر صورت اين مساله توسط دولت اعلام شده و مجري طرح نيز دولت است از اين رو مشخصا دولت هدف حملات و هجمههاست. مشکلات کشور بخشي خارجي و بخش ديگر داخلي است. بخش خارجي معطوف به محاصره شديد و عميق اقتصادي است که آمريکا و اذنابش براي ما ايجاد کرده و بخش داخلي آن نيز ناکارآمدي و فشلبودن سيستم اجرايي است. آقاي روحاني بايد اعلام کند که چنددرصد از کارگزاران دولت برنامههاي وي را قبول دارند و در انتخابات به او راي دادهاند. برخي که امروز بايد مدافع دولت باشند در مقابل دولتند. با چنين پشتوانه و پسزمينه از مديران سطوح بالا و مياني دولت، چه کسي ميخواهد از دولت حمايت کند؟ چوب اين قضيه را آقاي روحاني و مدافعان وي ميخورند که راي سال 92 و 96 را براي او اخذ کردند.
شايد به قرائت برخي طرح افزايش قيمت حاملهاي انرژي بايد اجرا ميشد، اما عدهاي معتقدند با توجه به در پيشبودن انتخابات اين طرح نبايد در شرايط فعلي اجرا ميشد؛ ديدگاه شما چيست؟
هيچ توجيه و تفسيري نميتوان براي اين وضعيت داشت و بايد خود آقاي روحاني و دستاندرکاران و تصميمسازان دولت در اين ارتباط اظهارنظر کنند. براي خود من هم جاي سوال است که چرا با وجود اينکه دولت با ريزش سرمايه اجتماعي مواجه بود بازهم دست به چنين اقدامي زد. دولت بايد براي مردم توضيح دهد که چه نگاهي به اين مساله داشته و حتي بايد بگويد که نظرش درباره برخي گلايهها در اين زمينه چه بوده است. بهعنوان يک فعال سياسي که سرافرازي ملت و کشور را ميخواهم، نگرانم. شايد شروع اين مساله و نارضايتيهاي در پي آن آسان باشد، اما بايد بدانيم که چنين مسالهاي چه هزينههايي ايجاد خواهد کرد. مردم هم قطعا درباره اين هزينهها نگاه روشني دارند. نبايد دست به کاري زد که جمع کردن آن دشوار باشد. بهنظر من اين رويه مسلما کاهش مشارکت در انتخابات را بهدنبال خواهد داشت؛ امري که به ضرر اصلاحطلبان و به سود اصولگرايان خواهد بود و بايد ديد که دولت و اصلاحطلبان چه تدابيري در اين خصوص خواهند انديشيد.
موج سواري جريان مخالف از اين مساله در تخريب دولت، رئيسجمهور و اصلاحطلبان را چطور ارزيابي ميکنيد؟
کساني که محرک اين قضيه بودهاند با دولت سنخيتي ندارند و دنبال بهرهبرداري جرياني و جناحي خود هستند. يعني يک جرياني در کشور بستر حضور خود در نهادهاي انتخابي چون مجلس را در عدم حضور و مشارکت مردم ميبينند. اين تصميمي که گرفته شد و توسط دولت اعلام شد درصد بسيار ناچيز پايگاه راي دولت را نيز از بين برد. مويد اين مساله در ميان مردم قابل مشاهده است. درخصوص اصلاحطلبان نيز با توجه به اين شرايط بهنظر نميرسد که مردم روي خوشي به مشارکت نشان ندهند. مگر اينکه معجزهاي اتفاق بيفتد و اتفاقات آينده را رصد کنيم، اما دورنما چندان خوشايند نيست.
طي چند وقت گذشته هجمههاي سازماندهي شدهاي عليه رئيسجمهور در قم، يزد، مجلس و... صورت گرفته که موجب خدشهدار شدن جايگاه رياست جمهوري شده است. جداي از عملکرد رئيسجمهور در مسائل مختلف اين نوع تهديدها و تخريبها منجر به سست شدن پايههاي ارکان کشور نميشود؟
رئيسجمهور نماينده مردم است و با راي مردم در اين سکان قرار گرفته، لذا موضعي که آقاي روحاني در يزد گرفت، بايد از ابتداي دولت و پس از انتخابات در پيش ميگرفت و بر شعارها و وعدهها پايبند ميماند و پايگاه اصلي خود که مردم هستند را در جريان قرار ميداد. شفافسازي و اعلام موانع توسط رئيسجمهور نکته مثبتي است که بايد ادامه پيدا کند و بهطور قطع و يقين تخريب رئيسجمهور بهعنوان نفر دوم اجرايي کشور و اينکه خيلي راحت دلواپسان شمشير تخريب را بر سر ايشان گرفتهاند تاثير بسيار منفي بر کليت نظام خواهد داشت. در صورتي که ما ميبينيم دو قوه ديگر يا خيلي از کساني که در گذشته در کشور مسئوليت داشتند بعضا خط قرمز بودند و دستگاههاي مسئول کوچکترين نقد را نسبت به آنها نميپذيرفتند. برخوردهاي اينقدر بيپرده و هتاکانه با نماينده مردم و شخص دوم کشور ميتواند براي پايگاه اجتماعي کليت نظام مضر و منفي باشد. اميد ميرود که دستگاههاي مسئول به اين نکته عنايت و برخورد جدي داشته باشند.
چندي است که طرحي از سوي شوراي عالي سياستگذاري اصلاحطلبان با عنوان سامانه رايسنجي اصلاحطلبان موسوم به سرا مطرح شده که موافقان و مخالفاني نيز داشته؛ آيا اين طرح ميتواند در راه موفقيت اصلاحطلبان نقشآفريني کند؟
اينکه طرحي مطرح ميشود و مخالفتهايي با آن ميگردد نشان از زندهبودن جريان اصلاحات دارد. همين که اين طرح آمده نقطه مثبتي است که نشان ميدهد اصلاحطلبان بهدنبال راهکارهايي براي دموکراتيک کردن عرصه انتخابات و نگاه از بالا به پايين هستند. البته در اينکه طرح سرا طرح مثبتي است و بايد از طراحان آن تشکر کرد شکي نيست. از طرف ديگر نيز اعلام شده که قطعا نظارت اصلاحي منتقدين در ادامه کار ملحوظ خواهد شد. که نبايد جلوي فکر کردن، طراحي و اقدام مثبت را بگيريم و بايد کمک کنيم که به هر صورت اين جريان مردميتر باشد و طبقات پايين و در مردم که پايگاه اصلي اصلاحطلبان هستند اين اميد را ايجاد کرد. در کنار اين من فکر ميکنم به جاي اينکه بنشينيم مخالفت کنيم و در بر روي پاشنههاي سابق که اشکالات فراواني داشت، بچرخد دوستان و احزابي که مخالفند اگر از توانمندي لازم برخوردارند برنامه کوتاهمدت قابل سنجش ارائه کنند تا اگر اصلاحطلبان بستر حضورشان در انتخابات مهيا شد و توانستند ليستي حداکثري با نامزدها و کانديداهاي حداکثري خود در عرصه داشته باشند بتوانند با تکيه بر اين برنامه در طول 4 سال آينده با توجه به حجم عظيم مطالبات مردم و به ناکارآمدي و تخريبي که توسط دستاندرکاران در طول 2دهه گذشته بعد از دولت اصلاحات براي سيستم اجرايي کشور بهوجود آمده براي خروج از بحران اقدام کنند که با توجه به اصلاحاتي که در اين طرح صورت خواهد گرفت بايد از سرا با نظر مثبت استقبال و عبور کرد و بهدنبال برنامه کمي و کيفي قابل ارزيابي و سنجش رفت تا در اين صورت بشود بخشي از پايگاهي که منفعل شده را دوباره به صحنه آورد و بتوان انتخابات نسبتا پرشورتري را شاهد و ناظر باشيم.
برخي معتقدند که اولويت اصلاحطلبان در انتخابات پيش رو اقناع افکار عمومي و رايزني با شوراي نگهبان است تا مکانيزمي مثل سرا چقدر به اين مهم قائل هستيد؟
ما براي ادامه حيات نياز به تنفس و تغذيه داريم. نميشود يک موجود زنده بگويد من آب و غذا نميخورم و از هوا استفاده نميکنم. حضور در انتخابات براي نيروهاي دموکراسي خواه حکم آب و غذا و هوا براي تنفس را دارد. بنابر اين اتکاي به صندوق راي الزامي اجتناب ناپذير است. بايد حضور داشت و تلاش کرد که انتخاباتي حداکثري در جامعه ايجاد شود. طبيعي است که در اين سمت و سو گروههاي اصيل اصلاحطلب حرکت خواهند کرد و انشاءا... اميدواريم که اين بستر ايجاد شود تا بتوان نوعي همبستگي عميق اجتماعي ايجاد شود تا يک همبستگي عميق اجتماعي را شاهد و ناظر باشيم و همه نيروهاي دلسوز براي رفع کاستيها و مشکلاتي که امروز بهوجود آمده دست يه دست هم دهند. نياز امروز اصلاحطلبان هم مکانيزم سرا است و هم اقناع افکار عمومي و مذاکره با شوراي نگهبان و هيچيک به معناي نفي ديگري نيست و در راستاي هم عمل ميکنند. مسلما رضايت مردم براي حضور در انتخابات به همان اندازه مهم است که حضور حداکثري اصلاحطلبان در انتخابات و طرح سرا نيز اهميت کمتري ندارد.
راهکارهاي اقناع افکار عمومي جهت حضور و مشارکت گسترده در انتخابات را چه ميدانيد؟
ما بايد به اميد زنده باشيم و بستر اجتماعي اين کار را مهيا کنيم. اگر برنامهاي ارائه شود و اين برنامه قابل سنجش و ارزيابي باشد ميتوان به آينده اميدوار بود. خوشبختانه در نيروهاي سطوح عالي و مياني اصلاحطلبان اين مجموعه اتاق فکر کامل را داريم و ميشود مردم اميدوار شوند و حضور مردم ميتواند خيلي از موانع موجود را رفع کند. اتفاقي که در گذشته نيز بارها و بارها شاهد بوديم که حضور مردم باعث شده تا خيلي از اقداماتي که ميتوانسته به ضرر نظام، کشور و مردم باشد با حضور مردم رفع و دفع شده است. گرچه عملکردهاي گاه و بيگاه دولت مردم را بعضا نااميد و بياعتماد کرده اما بازهم ميتوان با برخي اقدامات مردم را به آينده اميدوار کرد. سيستم سرا که در دست اقدام است و تدوين راهکار عملياتي و اجرايي براي دو سال باقي مانده و 4 سال آتي در صورت داشتن اکثريت در عرصه انتخابات و ايجاد اميد در عرصه اجتماعي نکاتي است که ميتواند زمينههاي توفيق و موفقيت نيروهاي دموکراسي خواه و مدافع مردم را در عرصه سياسي مهيا کند.
برخي معتقدند که اصلاحطلبان بايد يک بار براي هميشه به نقد دروني و آسيب شناسي جرياني بپردازند تا در راه حضور در فرايندهاي انتخاباتي برخي مشکلات مانع موفقيت آنها نشود؛ لزوم اين مساله در شرايط حاضر را چقدر ضروري ميدانيد؟
اگر ما دروننگري و آسيب شناسي نکنيم که نميتوانيم ادعا کنيم اصلاحطلبيم. بهنظر من جريان و گروهي اصلاحطلب است که در وهله اول در مجموعه خود بايد نقد و انتقاد دروني يا خود انتقادي را بپذيرد. هر چند معتقدم که بسياري از احزاب و گروههاي اصلاحطلب به اين نگاه ملتزم و پايبندند و نسبت به مسائلي نيز که اکنون در مورد سرا مطرح شده خوشبين هستم چون نشاندهنده اين است که گروهها در حال فکر و نقد دروني و پيدايش اشکالات هستند که قطعا قابل رفع خواهد بود.