بنابر اطلاعیه شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، از ساعت صفر روز 24 آبان سهمیه بندی بنزین برای تمام وسایل نقلیه بنزین سوز آغاز شد. بر این اساس، قیمت بنزین سهمیهای 1500 تومان و بنزین آزاد 3000 تومان شد. اما این آزادسازی نرخ بنزین چه تاثیری در تقابل با تحریمها دارد؟ دیپلماسی ایرانی برای بررسی این مهم، گفت وگویی را با سیدمحمد علی خطیبی، نماینده سابق ایران در اوپک و مدیر امور بینالملل شرکت ملی نفت ترتیب داده است که در ادامه میخوانید:
بنابر اطلاعیه شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، از ساعت صفر روز 24آبان سهمیه بندی بنزین برای تمام وسایل نقلیه بنزین سوز آغاز شد. بر این اساس، قیمت بنزین سهمیهای 1500 تومان و بنزین آزاد 3000 تومان شد. اساسا آزادسازی نرخ بنزین و دو نرخی کرد آن چه تاثیری در تقابل با تحریمها دارد؟
پیش از پرداختن به این مساله باید عنوان کرد که منظور از آزادسازی نرخ بنزین چیست و یا این که چه قیمتی را باید آزادسازی نرخ بنزین قلمداد کنیم. اگر نرخ بنزین در داخل به قیمتهای جهانی و بینالمللی نزدیک شود، باید آن را آزادسازی نرخ بنزین دانست یا اینکه اگر نرخ بنزین در داخل کشور به قیمت حوزه خلیج فارس برسد میتوان آن را آزادسازی نامید یا باید نرخ داخلی را در مقایسه با قیمت حاملهای انرژی در همسایگان خود بررسی کرد یا اینکه اگر بنزین به نرخ تمام شده تولید در داخل به فروش برسد، آن را آزادسازی میدانیم؟ بنابراین هر کدام از این چارچوبها میتواند الگوی متفاوتی برای قیمت گذاری نرخ بنزین در داخل کشور شکل میدهد. لذا باید دید که قیمتهایی نظیر 3 هزار تومان در کدام قالب قیمت گذاری قرار دارد تا بتوان تحلیل درستی در رابطه با آزادسازی نرخ بنزین داشت. نکته دومی که باید به آن اشاره کرد ناظر بر این واقعیت است که ما پیش از این هم این مسیر را طی کرده بودیم و این طی مسیر هم به درستی صورت گرفته بود. در کنار آن مساله آلودگی هوا و تبعات منفی مصرف بالای سوخت بر محیط زیست را هم نباید فراموش کرد. ما اکنون در فصل سرما بسر میبریم
و مساله آلودگی روز به روز بیشتر در زندگی کلانشهرها خود را نشان میدهد. لذا اگر در طول سالهای اجرای هدفمندسازی یارانهها و طرح کارتهای سوخت دولت نظارت بیشتری میکرد، اکنون ما به یک تجربه موفق رسیده بودیم و موجب میشد فرهنگ استفاده از وسایل نقلیه عمومی نهادینهتر شود و گام جدی و بلندی در کاهش آلودگی هوا برداشته میشد. مضافاً اینکه اکنون شرایط دولت برای واردات بیرویه بنزین هم نمیتواند ادامه پیدا کند. اگر همین شیوه در فروش بنزین با قیمت پایین ادامه پیدا میکرد، مطمئن باشید دولت در آینده دیگر نمیتوانست پاسخگوی نیازهای داخلی برای مصرف بنزین باشد. از طرف دیگر یقینا مساله فروش نرخ پایین بنزین در داخل کشور و اختلاف فاحش قیمتی آن با همسایگان باعث رونق بیش از پیش قاچاق سوخت در داخل کشور شده است که ضربه مهلکی به صنعت نفت و فرآوردههای نفتی، آن هم در شرایط تحریمی کنونی دارد.
با توجه به نکات شما، نرخ سوخت باید در چه قالب و متد نرخگذاری قرار گیرد تا بتوان آن را نرخ درستی برای شرایط کنونی کشور در نظر گرفت؟
یقینا رساندن نرخ بنزین به قیمتهای بینالمللی، آن هم در شرایط تحریم اقتصادی که فشارهای جدی بر وضعیت معیشتی مردم ایجاد کرده است، نمیتواند در دستور کار قرار گیرد. چون جامعه توان خرید سوخت با چنین قیمتی نظیر 5 یا 6 هزار تومان را در کوتاه مدت ندارد. آثار تورمی اینچنینی قیمتها بر اقتصاد و معیشت کشور به شدت وحشتناک خواهد بود. به خصوص آنکه آثار تورمی بیشتر بر قشر ضعیف جامعه است و قدرت خرید آنها را به شدت کم میکند. لذا منطقی این است که ما باید یک سیستمی را در قیمت گذاری بنزین طراحی کنیم که برای افراد چارچوب درستی از مصرف سوخت را تبیین کند. یعنی برای کسانی که مصرف بیرویه بنزین دارند، نه بنزین 3 هزار تومان، بلکه قیمت بنزین را باید تا ۶ هزار تومان هم بالا برد تا بتوان بخش مرفه در کشور که بیشتر از سهمیه خود مصرف میکنند و اغلب با وسایل نقلیه شخصی هم تردد دارند از جیب خود هزینه ترددشان را بپردازند، نه از جیب دیگر قشرهای جامعه.
به سوال ابتدایی بازگردیم. آزادسازی نرخ بنزین و دو نرخی کردن آن چه تاثیری در تقابل با تحریمها دارد؟
زمانی که مساله ساخت پالایشگاه ستاره خلیج فارس مطرح شد، بیشتر نگاه بر این بود که آن را به یک ظرفیت برای صادرات بنزین بدل کنیم. چون در شرایط تحریمی، بستر برای فروش نفت خام به شدت دشوار خواهد شد. چرا که فروش نفت خام قابل ردیابی و شناسایی است، اما صادرات فرآوردههای نفتی به دشواری فروش نفت خام نیست. اگر ما بتوانیم بنزین تولیدی در پالایشگاه ستاره خلیج فارس را صادر کنیم، پتانسیل دولت برای تقابل با فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمهای آمریکا بالا خواهد رفت، چون دست دولت برای افزایش منابع ارزی بازتر خواهد شد. اگر ما بنزین را، چه در بورس و چه در بنادر خود تزریق کنیم در کوتاهترین زمان و با بیشترین سود به فروش خواهد رسید، اما نفت خام چنین شرایطی را ندارد. احیای طرح کارتهای سوخت میتواند مانع از مصرف بیرویه بنزین شود. از طرف دیگر دست دولت برای افزایش درآمدهای ارزی باز خواهد شد.
اگرچه اکنون بنزین آزاد نرخگذاری شده است، اما به نظر شما در مقام قیاس با دیگر همسایگان این طرح میتواند آثار مثبت خود را نشان دهد؟
ما باید به صورت دقیق به مساله نگاه کنیم. یعنی باید ببینیم این سوال شما کدام یک از کشورهای همسایه را در نظر دارد. به هر حال جمهوری اسلامی ایران دارای ۱۵ همسایه است که هر کدام از آنها یک نرخ را برای حاملهای انرژی و بنزین در نظر دارند. شرایط ترکیه که مانند کشورهای اروپایی یکی از گرانترین نرخها را برای بنزین دارد به شدت متفاوت از ایران است. یقیناً این شرایط و این قیمتهای بنزین در ترکیه نمیتواند در داخل اجرایی شود. در کنار آن قیمتهای همسایگانی مانند پاکستان و افغانستان هم نمیتواند در داخل مد نظر قرار گیرد. نرخهای سوخت در کشورهای عربی و یا نرخهای آسیایی، بازار سنگاپور و دیگر نقاط هم شرایط خاص خود را میطلبد. بنابراین قیمت گذاری بنزین در داخل باید با شرایط اقتصادی، معیشتی و آثار تورمی انجام شود. چون آزادسازی نرخ بنزین کلمه کلی و مبهم است.
طرح آزادسازی نرخ بنزین چه آثار مثبتی بر صنعت نفت کشور دارد؟
باز تکرار میکنم اگر ما در کشور این طرح را اجرایی نمیکردیم مطمئن باشید در آینده کوتاه باید به فکر تخصیص منابع برای ساخت پالایشگاههای دیگری نظیر پالایشگاه ستاره خلیج فارس میبودیم و یا اینکه باید دولت به فکر تامین بودجه برای واردات بیشتر سوخت میبود. مساله فراتر از صنعت نفت است و به یک ابرچالش کلی بدل میشد. پس مساله نباید به صنعت نفت محدود شود. صنعت نفت یک صنعت زیر نظر دولت و مجلس است؛ اگر به آن بودجه لازم تخصیص داده شود به دنبال ساخت پالایشگاه و یا خرید فراوردههای نفتی خواهد رفت؛ اگر هم بودجهای نباشد که هیچ کاری انجام نمیدهد.