بيشتر مردم کشور ما با واژههايي مانند اصولگرايي و اصلاحطلبي ملي و مذهبي آشنايي ندارند چه برسد به اينکه احزاب اصولگرا و اصلاحطلب را بشناسند و به آنها تمايل نشان دهند و از آنها حمايت نموده و در موقع انتخاب به اعضاي آنها راي دهند. گرچه احزاب اصولگرا و اصلاحطلب موقع انتخابات که ميشود خودي نشان ميدهند و وقتي که وارد شوراي شهر، مجلس شوراي اسلامي، مجلس خبرگان و رياست جمهوري شدند مردم را فراموش ميکنند و مردم ديگر پي بردهاند که احزاب اصولگرا و اصلاحطلب نميتوانند گروهي از مشکلات اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، آموزشي و حتي سياسي آنها باز کنند. در زمينه فعاليت اين احزاب نکات زير قابل توجه است.
1-احزاب چه اصولگرا، چه اصلاحطلب، چه ملي مذهبي خواستههاي خودشان را با مردم در ميان ميگذارند و به خواستههاي مردم اعتنايي ندارند و فقط ميخواهند پستهاي کليدي اين مرزوبوم را اشغال نمايند و بهترين وسيله را مردمي ميدانند که با آنها حتي آشنايي نيز ندارند و با ليستهاي فلهاي از راي مردم سوءاستفاده نموده و بدين صورت به خواسته خود که غصب پست و مقام است برسند و به خواستههاي مردم توجهي نداشته باشند.
2-احزاب اصولگرا و اصلاحطلب سعي ميکنند با حربه مردم و عوامفريبي قدرت را دست به دست نمايند. معمولا احزاب ميخواهند يا بهطور کلي قدرت را از رقيب گرفته و بر قواي سهگانه تکيه بزنند و يا از قدرت آنها کاسته و گوشهاي از قدرت را در دست بگيرند و به خواستههاي حزبشان جامه عمل بپوشانند و در اين مورد مردم بازيچه دست اين احزاب ميشوند.
3- مردم ديگر آنقدر آگاه شدهاند که ميدانند نبايد بر احزاب تکيه کنند چون احزاب در کشور ما نه اصالت دارند و نه رسالت و کاري از آنها ساخته نيست و اين احزاب اگر به قدرت برسند نميتوانند حقوق شهروندي مردم را تضمين و صيانت نمايند. مانند گروه دکتر حسن روحاني که به فراکسيون تدبير و اميد معروف شده است و مردم اگر بخواهند راي دهند به کساني راي ميدهند که براي مردم شناخته شده باشند و وابستگي گروهي نداشته باشند.