قرار است طي طرح اقدام ملي مسکن 400 هزار واحد مسکوني براي فروش به اقشار فاقد مسکن ساخته شود که ميتواند در بازار مسکن نيز موثر باشد. اگرچه نياز سالانه کشور به مسکن، يک ميليون واحد تخمين زده ميشود و اگر ميتوانستيم همين تعداد يا بيشتر، خانه توليد کنيم حتما بهتر بود اما به هر صورت ما بايد به امکانات خودمان بسنده کنيم. بايد توجه داشت که همين 400 هزار واحد هم فعلا در حد حرف بوده و به عمل در نيامده است. هنوز به صورت کاملا شفاف مشخص نيست که در کدام مرحله است و اگر اجرا يا تکميل نشد چه ميشود؟ اگر اين موارد جدي گرفته شود، من فکر ميکنم همين هم مساله کمي نيست. ما نبايد در اين شرايط توجه خود را تماما به آن يک ميليون کمبود واحد بدهيم. واضح است که در کشور ما مشکل کمبود مسکن و مسکنهاي خالي وجود دارد. يعني ما از يک طرف کمبود خانه داريم و از آن طرف خانه خالي هم داريم. اين به معناي آن است که مردم پول ندارند آن واحدها را بخرند. اکنون بزرگترين معمايي که در جامعه وجود دارد، مسکنهاي خالي و مردم بيخانه است. اگر دولت بتواند اين معادله و معما را حل کند، موفق ميشود و اگر نشود که همينطور اين وضعيت ادامه پيدا خواهد کرد. بهويژه در اين شرايطي که ما در محاصره اقتصادي و تحريم هستيم زياد نميشود توقع داشت که دولت بيايد يک ميليون خانه توليد کند. در اين ميان، افرادي هم هستند که اصلا اعتقادي به حمايت دولت براي خانهدار شدن مردم ندارند. براي مثال، وزير قبلي افتخار ميکرد که من حتي يک آجر هم براي مسکن مهر روي هم نگذاشتهام. البته جاي غلط هم خانه ساختن درست نيست. همچنين در طرحهاي جديد مسکن دائم نبايد اظهار کرد که اينها خدمات زيربنايي ندارند. مگر همه شهرهاي ما خدمات زيربنايي کافي را دارند؟ اگر تعدادي از اين مردم هم خانهدار شوند و مقداري از زير فشار بيخانه بودن در بيايند خوب است. زياد نبايد اين مساله زيربنايي را مطرح کرد. اگر در تعهدات دولت باشد به تدريج اين کارها انجام ميشود؛ عمران صورت ميگيرد، جادهها آسفالت ميشود، مدرسهسازي ميشود و مسائلي از اين دست حل خواهد شد. تا زمان رسيدن اين امکانات نيز ميتوان از طرق ديگري به اين مناطق سرويسدهي کرد تا برخي مشکلات موقتا حل شود. مهم اين است که قدم جدي برداشته شود تا مردم بهويژه دهکهاي پايين از زير فشار اجارهنشيني و بيخانه بودن خارج شوند.