از محسن صفايي فراهاني فعال سياسي اصلاحطلب سوال شد «ما امروز از راي فوقالعاده 94 و 96 به جايي رسيديم که مردم و حتي بخشي از چهرههاي شاخص اصلاحطلب نسبت به انتخابات مجلس و رياست جمهوري مردد هستند. چه شد که از آن اميد بزرگ به يک نااميدي بزرگ رسيديم؟» او چنين پاسخ ميدهد: «هرچه بکاريم همان را درو ميکنيم. قرار نيست که نکاشته چيزي به دست بياوريم. بعد از اتفاقات 88 با تلاش و همت اصلاحطلبان و اقبال و اطمينان مردم توفيقي که شما گفتيد رخ داد، اما بديهي بود که با رويکرد محافظهکارانه کشور، شرايطي براي اصلاحطلبان رخ دهد که نتوانند هر کاري که ميخواهند بکنند و به همين دليل آنها به حداقلها قناعت کردند، اما بهنظر من فقدان سازماندهي لازم براي چنين رويکردي به آنها ضربه زد.» وي ادامه داد: «چرا چنين اتفاقي رخ داد؟ به خاطر اينکه جريان اصلاحطلبي در دهه 70 متکي بر نيروهاي دانشگاهي و فرهيخته بود که گفتمان قدرتمندي را در جامعه طرح کردند، ولي با اتفاقات سال 88 مشخص شد آن شرايط ديگر وجود ندارد، در نتيجه براي اينکه ثمره رويکرد مردم عايد آنها شود بايد برنامهريزي ويژهاي صورت ميگرفت.» صفايي فراهاني خاطرنشان کرد: «فراموش نکنيم از آن 30+16 که اصلاحطلبان مطرح کرده بودند 30+15 آن به دست آمد و اين شرايط در شوراي شهر تهران و برخي شهرهاي بزرگ هم تکرار شد. اينجا کساني که نامزدهاي اين سه سطح را مشخص کردند ميدانستند که چه کساني را در چه شرايطي نامزد کردند، پس بايد يک سازماندهي ويژه براي حمايت از اين نيروها ترتيب ميدادند.»
تحسين مخالفان از مجلس ششم
صفايي فراهاني از تجربه ديگري چنين نقل ميکند: «در اواخر دهه 70 و در مجلس ششم من نماينده بودم. آن زمان بيش از 60 نماينده از حزب مشارکت در مجلس حاضر بودند و دوشنبههايي که مجلس جلسه نداشت ما شصت و چند نفر جلسه تشکيل ميداديم و به مسائل مطرح شده در مجلس و جامعه ميپرداختيم تا آنچه که از مجلس خارج ميشود به نفع مردم باشد. حاصل اين جلسات بر عملکرد نمايندگان مجلس چنان بود که در پايان مجلس ششم، رئيس محافظهکار اتاق بازرگاني ميگويد در اين شش دوره هيچ مجلسي به اندازه اين مجلس ساختارهاي زيربنايي اقتصاد ايران را بهبود نبخشيد. پس نشان ميدهد آن نشستها بروندادي داشت که تمجيد جناح مقابل را هم در پي داشت.» وي درباره وضعيت اين مجلس هم چنين ميگويد: «درست است که تيمهايي که وارد اين مجلس شدند آن ساختار و توان حزبي را نداشتند ولي بايد از بيرون حمايت ميشدند که بدانند در مجلس چه کنند تا در سال آخر مجلس شما اين سوال را از من نپرسيد و جامعه احساس نگراني نکند و حس کند که رأيي که داده در خبرگان، مجلس و شوراي شهر موثر بوده. وي افزود: وضعيت فعلي در اين زمينه حاصل غفلت اصلاحطلبان است که در انتخاباتهاي گذشته نقش جدي داشتند ولي بعد از انتخابات فراموش کردند که مردم به آنها اعتماد کردند و بر اساس تاييد آنان رأي دادند. مسألهاي که بهنظرم عامل اصلي اين است و ما در هر سه حوزه مجلس، خبرگان و شوراي شهر شاهد خروجي و رخداد ويژهاي نيستيم. اگر امروز آقاي صادقي حرفي ميزند او تنها است و کسي او و امثال او را حمايت نميکند که کار ويژهاي را در مجلس پيش ببرند و باعث رضايت و تامين منافع مردم شوند. صفايي فراهاني در بخش ديگري از سخنانش به پايگاه خبري «سلام نو» تاکيد کرد: «هيچ اصلاحطلبي نميتواند بگويد من قدرت را بهعنوان هدف ميخواهم. اگر کسي بهعنوان اصلاحطلب در پارلمان و دولت حاضر ميشود ميخواهد گفتمان اصلاحات را پيش ببرد و ببيند چطور از طريق اصلاحات مشکلات جامعه را حل کند. در نتيجه اگر کسي بهدنبال قدرت بهعنوان هدف است بايد او را از اصلاحطلبان جدا کرد چون چنين شخصيتهايي نميتوانند در جريان اصلاحات نقش تعيينکننده داشته باشند.» وي همچنين تصريح کرد: بايد واقعيت را به مردم گفت و اجازه داد آنها تصميم بگيرند. آنها در سال 92 هم تصميم گرفتند آقاي روحاني را بياورند. مگر در سال 92 در فاصله 72 ساعت از انصراف عارف ما امکانات گسترده بسيج کردن مردم را داشتيم؟ قطعا اين امکان وجود نداشت و مردم خودشان بسيج شدند. اگر مردم در صحنه نبودند اين پيروزي رقم نميخورد. چرا در سال 84 اين اتفاق نيفتاد؟ چرا مردم در 92 اين کار را کردند؟ بهدليل رويدادهاي سال 88 و توان بالاي سياسي که اتفاقات آن سال در مردم ايجاد کرده بود. ما از اين موضوع غفلت ميکنيم.