امروزه ما در ايران تقريبا به معناي واقعي کلمه استاد و دانشجو نداريم. دانشگاهي واقعي کسي است که پژوهشگر و مبتکر باشد، پرسشگر باشد، منتقد باشد، مسئولان را شديدا زير سوال ببرد، چشم و گوش مردم باشد مشکلات را فرياد بزند، دردمند باشد درد جامعه و مردم را متوجه باشد تا بتواند هميشه در صحنه سياسي و اجتماعي نقش راهبر و پيشرو را ايفا کند و نماد آزاديخواهي و دموکراسيخواهي باشد. حلقه به گوش بودن هنر نيست، بردگي را نوچهها و بردهها بهتر از شماها بلد هستند، کار خودتان را انجام دهيد. اکثريت قريب به اتفاق دانشجويان دنبال مسائل بيهوده و حاشيه هستند، دنبال علم و مطالعه و موضوعات مهم اجتماعي نيستند. از طرفي هم اکثر دانشگاهها به فضايي تبديل شده که چندان هم شبيه دانشگاه نيستند. باز هم عرض ميکنم خيانت به علم بدترين نوع خيانت است.