بستن

باغ سبز معنوی

باغ سبز معنوی
صدرالدین حسینی پژوهشگر

نردبان آسمان

محمد شريفي (-1345)، نويسنده و پژوهشگر و محمدرضا جعفري (-1328)، مترجم و ويراستار است که پيشتر نيز به اتفاق «فرهنگ ادبيات فارسي» را تدوين و منتشر کرده‌اند. «نردبان آسمان» (گزارش کامل مثنوي به نثر)، شرح مثنوي نيست، بلکه گزارشي از مثنوي به نثر است که به‌عبارتي مي‌توان آن را برگردان تفسيري مثنوي دانست. اين کتاب را با توجه به دو بخش آن «گزارش کامل مثنوي» و «پيوست» مي‌توان بررسي کرد.

پاره‌هاي يک معنا

محمد شريفي کوشيده با «نوشتن» براي خواننده‌اي که نه مثنوي‌خوان متخصص است و نه کاملا بيگانه با مثنوي، خواندن دقيق مثنوي را محقق کند و از عهده اين امر به‌خوبي برآمده. يکي از وجوه تمايز اين کتاب، روش کار نويسنده است که ابتدا کوشيده معني و مفهوم نهفته در هر بيت را دريابد و آنگاه آن را به‌زباني حتي‌الامکان روشن بيان کند. از اين‌رو، ضمن لحاظ‌کردن تمام ابيات، هر «پاره معنايي» در مثنوي را يک واحد تلقي کرده و به‌صورت پاراگرافي آورده و از آوردن معني ابيات و دنبال‌هم‌کردن آنها پرهيز کرده است.

براي مثال، ابيات مثنوي چنين است:

اين درختانند همچون خاکيان/ دست‌ها برکرده‌اند از خاکدان

سوي خلقان صد اشارت مي‌کنند/ و آنکه گوش‌است عبارت مي‌کنند

با زبان سبز و با دست دراز/ از ضمير خاک مي‌گويند راز

و برگردان شريفي چنين است: «اين درختان را که سر از خاک برآورده‌اند مثال انسان‌هاي خاکي بدان که دست‌ها را از زمين برآورده صدگونه اشارت با مردمان دارند و با آنکس که گوش جان دارد سخن‌ها مي‌گويند. با زبان سبز و دست درازشان از درون خاک، اسرار را با ما در ميان مي‌گذارند.»

اين روش بيشتر به ترجمه آزاد شبيه است که به مقتضاي آن مفاهيم تکراري يا جزئياتي که لازمه نظم است تکرار نمي‌شود و تمرکز روي انتقال جان کلام است.

حلاوت نظم و نثر

نويسنده درخلال متن منثور، برخي از ابيات را برگزيده و نقل کرده تا ارتباط خواننده با نظم مثنوي قطع نشود. او سه دسته ابيات را نقل کرده:

ابياتي با انديشه‌اي نغز يا فکري درخشان: «نردبان‌هايي ا‌ست پنهان در جهان/ پايه پايه تا عَنان آسمان/

هر گُرُه را نردباني ديگر است/ هر رَوِش را آسماني ديگر است»

ابيات مَثَلي: «ناي را بر کون نهاد او که: ز من/ گر تو بهتر مي‌زني بِستان بزن»

ابيات ساده و زيبا: «کبر زشت و از گدايان زشت‌تر/ روز سرد و برف و، آنگه جامه تَر؟!»

پاره‌هايي از مناجات‌ها: «اي مبدّل کرده خاکي را به زر/ خاکِ ديگر را بکرده بوالبشر/ کار تو تبديل اعيان و عطا/ کار من سهو است و نسيان و خطا»

رازگشايي از اشارات و تلميحات

مولانا در بسياري از موارد اشارات و اصطلاحاتي به کار برده - مانند فنا يا رضا - و از تلميحاتي استفاده کرده است که به اجزاي گوناگون قصه‌اي اشاره دارد که اگر خواننده از آن مطلع نباشد قابل فهم نيست. نويسنده در اين موارد پانوشت‌هاي راهگشايي آورده تا مفهوم آن اشاره يا اصطلاح يا تلميح به‌درستي روشن شود.

جامع پژوهش‌هاي ماخذشناسي

يکي از مهم‌ترين عوامل در فهم مثنوي دريافت اشارات مولانا به آيات و احاديث و روايات است. از اين‌رو، نويسنده کوشيده جهت روشن‌شدن پيشينه قصه‌ها و تمثيلات مثنوي، که برخي را نيز خود براي نخستين‌بار يافته، پيوستي بسيار راهگشا تدارک ببيند تا جامع پژوهش‌هاي ماخذشناسي مثنوي باشد. به همين مناسبت نويسنده قصه‌هايي را که پيشينه داستان‌هاي مثنوي به‌شمار مي‌رود به‌‌صورت کامل در پيوست نقل کرده، زيرا: 1-تغييراتي که مولانا در حکايات و داستان‌هاي برگرفته از ساير ماخذ داده روشنگر مقصود اوست و خواننده مي‌تواند با مقايسه روايت اصلي داستان با آنچه مولانا آورده، راه به هدف مولانا ببرد. 2-آوردن اصل داستان‌‌ها در يکجا سبب تمرکز بيشتر خواننده است. 3-نکته‌هاي بسيار آموزنده‌اي در اين حکايت‌ها است. 4-همچنين شريفي براي تفکيک بخش‌هاي ‌داستاني از بخش‌هاي غيرداستاني و تعليمي - که کاري است دشوار و ممکن است بر معناي ابيات هم اثر بگذارد - با تغيير در اندازه قلم متن کوشيده خواننده ارتباط ‌راحت‌تري با کتاب داشته باشد.

وحي دل

اگر به تعبير نويسنده، هسته کانوني انديشه‌ها و عرصه عاطفي مولانا در اشعارش را در سه حوزه اصلي - اول، هستي و نيستي؛ دوم، جان جهان يا خدا؛ و سوم، انسان - بگنجانيم آنگاه مي‌توانيم درک کنيم که مثنوي چه اقيانوس گرانبهايي از معارف را در خود جاي داده است.

در «مناقب العارفين» از مولوي درباره مثنوي نقل شده که «مثنوي ما دلبري ا‌ست معنوي که در جمال و کمال خود همتاي ندارد و همچنان باغي ا‌ست مهيا و رزقي است مهنّا که جهت روشن‌دلانِ صاحب‌نظر و عاشقان سوخته‌جگر ساخته شده است. خُنُک‌جاني را که از مشاهده اين شاهد غيبي محظوظ شود و ملحوظ نظر عنايت رجال‌الله گردد.»

از اين‌رو، اگر تعبير دکتر زرين‌کوب را بپذيريم که «مولانا مثنوي را از نوع « وحي دل» که نزد صوفيه خاص اولياست مي‌پندارد و آن را قولي تلقي مي‌کند که با کلام عادي انساني تفاوت دارد» به‌جرأت مي‌توان گفت که «نردبان آسمان» در زمره بهترين دستنامه‌ها براي تفرّج در باغ سبز معنوي انديشه‌هاي مولاناست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی