بستن

رادیکالیسم خطرناک‌تر از خطرهای بیرونی

رادیکالیسم خطرناک‌تر از 
خطرهای بیرونی
مهدی تدینی مترجم، نویسنده و پژوهشگر

«اقليت‌هاي راديکال» بلاي جان هر جامعه مدني‌اند. خطري که از سوي اقليت‌هاي راديکال جوامع را تهديد مي‌کند، بيشتر از خطرهاي بيروني است. تاريخ سياسي (و هم تاريخ انديشه سياسي) پر از نمونه‌هايي است که اقليت‌هاي راديکال سرنوشت ملت‌هاي بزرگ را تغيير داده‌اند. اقليت‌هاي راديکال خواست خود را به اکثريت تحميل مي‌کنند و جامعه را در چرخه‌اي پايان‌ناپذير از واکنش‌ها مي‌اندازند که سرنوشت آن مشخص نيست. اين اقليت‌ها ابتکار عمل را به دست مي‌گيرند و کل جامعه را به واکنش‌هاي سلبي و ايجابي وادار مي‌کنند و در اين کنش و واکنش‌ها هدف اصلي‌شان اين است که کل جامعه را «راديکاليزه» کنند. راديکال شدن کل جامعه رؤياي اقليت‌هاي راديکال است، زيرا راديکاليسم زبان، آيين و کردار خاص آنهاست و آنها در چنين بستري از همه جريان‌ها موفق‌تر خواهند بود. در واقع، اقليت‌هاي راديکال با مجموعه‌اي از کنش‌ و واکنش‌هاي تحميلي، کل جامعه را راديکاليزه مي‌کنند تا اصول بازي خود را به کل جامعه تحميل کنند. آنگاه در چنين بازي‌اي آنها بهترين بازيگرند. بايد از اقليت‌هاي راديکال ترسيد! خانواده‌اي را در نظر بگيريد که يکي از پسرانش قلچماق و بزن‌بهادر است. همين تنها پسر ستيزه‌جو مي‌تواند ميانه خانواده را با خانواده‌هاي ديگر شکرآب کند. اما آسيب‌هايي که اين پسر به خانواده مي‌زند فقط بيروني نيست! اين تندخويي او مي‌تواند در داخل خانواده هم شکاف اندازد. «مهار اقليت» راديکال بزرگ‌ترين وظيفه جامعه مدني است. اما اين کار سخت‌ترين وظيفه اجتماعي است و وقتي مي‌بينيم بسياري ملت‌ها در اين کار ناموفق بودند مي‌فهميم مهار اقليت‌ها چه کار دشواري است! مردم و فرهنگ آذري به مرکزيت تبريز در نظرم چنان بزرگي و ابهتي دارند که شرم دارم در باره‌شان ابراز نظر کنم. اما در اين روزها در پي رخدادهاي ورزشگاه تبريز با انبوهي از پست‌هاي احساسي روبه‌رو شديم که وظيفه حکم مي‌کند سکوت نکنيم. پيش از هر چيز خونسرد بايد بود و از احساسي شدن خودداري کرد. بزرگ‌ترين وظيفه ما اين است که در دامي که يک اقليت راديکال برايمان پهن مي‌کند نيفتيم. مقدمه‌اي را که گفتم به ياد آوريد. آنها مي‌خواهند همه را راديکال کنند و راهش هم تهييج جامعه است. توپ را به زمين جامعه انداخته‌اند و منتظرند جامعه هيجان‌زده شود و به زير اين توپ بزند. اين همان «کنش و واکنش تحميلي» است که بالا اشاره شد. اين اقليت راديکال تا شما را راديکال نکند دست‌بردار نيست. منتظر است تا شما هم مثل او شويد، آنگاه بهترين برهان را به دست او داده‌ايد. اين اقليت مي‌خواهد دوگانه «خودي و غيرخودي» بسازد، اما پايه و اساس محکمي براي اثبات اين «خودي و غيرخودي» ندارد، براي همين بايد آن‌قدر شما را تحريک کند تا با او مانند غيرخودي رفتار کنيد، آنگاه شما خود ادعاي او را به دست خود اثبات کرده‌ايد! ضمن اينکه «چريک‌هاي مجازي» اين اقليت هم تا بتوانند در آتش خشم و احساس دوجانبه مي‌دمند! هدف اين چريک‌هاي مجازي هم راديکاليزه کردنِ هرچه بيشتر جو است. برخورد قضائي و قهرآميز آرزوي ديگر اين اقليت راديکال است. آنها بايد به جامعه مادرشان اثبات کنند زير سرکوبي شديد، بي‌رحمانه و افسارگسيخته‌اند و اگر با آنها برخورد قضائي و امنيتي شود، به هدفشان رسيده‌اند. چه بايد کرد؟ چاره معکوس همان چيزي است که آن اقليت راديکال مي‌خواهد. آنها مي‌خواهند همگان را راديکال کنند، چاره «راديکال نشدن» است و خودداري از هر چيزي که باعث راديکاليزه شدن جو مي‌شود. اجازه دهيم جامعه مدنيِ بزرگ آذري خود راهکاري «فرهنگي و اجتماعي» براي اين اقليت راديکال بيابد. اگر کاري از دست ما برمي‌آيد اين است که به جامعه آذري يا ترک احترام کامل بگذاريم و کمک کنيم خودش با فرزندان راديکالش گفت‌وگو برقرار کند. هر راهکاري غير از اين دور باطل است. تبريز از جهت فرهنگي همواره يک گام از ايران پيش بود، اجازه دهيم خودشان راهي براي جلوگيري از اين راديکاليسم بيابند. يگانه وظيفه ما اين است در آتشي ساختگي ندميم و در دام اقليتي راديکال نيفتيم...

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی