گام چهارم کاهش تعهدات برجامي ايران با واکنش تندي در سطح بينالمللي مواجه نگرديد به دليل آنکه بر مبناي اعلام ايران، گامهايي قابل بازگشت است. اگر کشورهاي اروپايي به تعهداتشان در چارچوب برجام عمل نمايند اقدامات ايران بازگشت پذير است. بايد اين نکته را مد نظر داشت که اين اقدام ايران، اقدامي ناگزير است. شرايط به گونهاي رقم خورد که با خروج آمريکا از برجام و عدم ايفاي تعهدات توسط اروپا ايران ناچارا اين چهار گام را برداشته است. همچنين گامهاي ايران تحت نظر آژانس صورت پذيرفت. به گونهاي که بر اساس ماده 36 برجام اين اجازه به ايران داده شده که اگر ساير طرفين به تعهداتشان عمل نکنند تهران هم ميتواند به تعهداتش عمل نکند. در عين حال ايران به دليل آنکه به دنبال حفظ برجام است تاکنون طراحيهايش به گونهاي بوده تا کشورهاي اروپايي به تعهداتشان عمل نمايند. هر چند برخي بر اين نظر هستند به دليل عدم جديت اروپا در عمل به تعهداتش، ميبايستي طراحيها به گونهاي باشد که گامهاي کاهش تعهدات برجامي ايران برگشت ناپذير باشد. رويکرد ايران در برجام براين مبنا بود که هنجارهاي بينالمللي را به رسميت شناخته و در داخل اين هنجارها بازي نمايد. متاسفانه دونالد ترامپ با رويکرد خصمانهاش نسبت به مردم ايران به گونهاي عمل کرده که اميد به چندجانبهگرايي را از ميان برده و زمينههاي ايجاد اميد جديد به روابط بينالملل را سوزاند. به نظر ميرسد اروپاييها به دليل سلطه دلار بر اقتصاد اروپا و جهان، انگيزهاي براي خودشان نميبينند تا به خاطر ايران با آمريکاييها درگير شوند. در مجموع اروپاييها نفعي از سرشاخ شدن با آمريکا عايدشان نميشود. شايد ما بايد شرايطي ايجاد ميکرديم تا طرف اروپايي در يارگيري و اجماعسازي بينالمللي قطببنديهايي شکل ميگرفت تا آنها با انگيزه بيشتري پايبند به تعهداتشان شوند، اما در مجموع نميتوان ضعف اروپاييها را ناديده گرفت. بريتانيا به دليل برگزيت آنچنان درگير مشکلات داخلي است که به هيچ عنوان دنبال مسائل منطقهاي و يا حتي راهبردهاي جهاني نيست. از سوي ديگر اقتصاد اروپا به جز آلمان اقتصاد شکوفايي ندارد تا اروپاييها بخواهند وارد چنين معادلاتي شوند. در نتيجه اين اروپاست که نميتواند در برابر ايالات متحده عرض اندام نمايد. اروپا نميتواند اين نقض منفعل در برابر آمريکا را تا دراز مدت ادامه دهد. اروپا ظرفيت لازم به منظور ايجاد صلح بينالمللي را داراست در نتيجه نميتوان چنين نقشي را ناديده گرفت. بنابراين اين ضعف وجود دارد و قابل تداوم نيست. اتفاقا اگر اروپا قرار باشد دستانش را از زير ساتور آمريکاييها بيرون آورد، در حال حاضر بهترين زمان ممکن است. به دليل مشغله، مشکلات، چالشهايي که ترامپ در داخل و خارج آمريکا دارد، بهترين فرصت براي اروپا به منظور عرض اندام و تلاش ديپلماتيک براي يارگيري و اجماعسازي است. اگر تهران بتواند روسها، چينيها و اروپاييها را تشويق به برنامه همکاريهاي اقتصادي نمايد و در چارچوب اين همکاريها، منافع اقتصادي را تعريف نمايد، ميتواند شرايط خوبي براي تحقق اين ايده ايجاد کند.