بستن

رويکرد ترامپي آمريکا در بحران سوريه

رويکرد ترامپي آمريکا


در بحران سوريه
نیکنام ببری تحلیلگر مسائل بین‌الملل

اگر گفته باشيم که ترامپ بزرگترين شگفتي جهان سياست است، اغراق نکرده‌ايم. فردي که با هيچ مدل و تئوري سياسي قابل تحليل و پيش‌بيني نيست. زمان هرچه مي‌گذرد بر عمق پيچيدگي رفتار سياسي ترامپ بيشتر پي مي‌بريم. فردي که جهان سياست را از منظر خاص خودش مي‌بيند و نسخه‌پيچي‌هاي خود را به دنياي سياست عرضه مي‌کند. هيچ دولت، سازمان بين‌المللي و گروه‌هاي سياسي مصون از سياست‌هاي خطرناک نيست. امروز کردهاي سوريه اسير رويکرد ترامپي شدند. کردهاي سوريه که قوي‌ترين و منسجم‌ترين شريک آمريکا در بحران سوريه محسوب مي‌شدند و نقشي بي‌بديل در پايان خلافت سرزميني داعش در سوريه ايفا کردند. اما انگار اين اتفاقات و واقعيت‌ها جايي در پسينه ذهني ترامپ ندارد. شريک و متحد از نگاه ترامپ سواي بر آنچه در سپهر جاري سياست مطرح است؛ تعريف شده است. ترامپ در عين ناباوري و خلاف انتظار، پشت کردها را طي معامله‌اي با دولت ترکيه خالي کرد و فضا را براي ورود نظامي ترکيه به شمال سوريه موسوم به (روژوا) فراهم ساخت. مقصود تبيين وضعيت موجود در اوضاع سوريه و حمله ترکيه نيست، بلکه نکته در جهتگيري ترامپ و پيامدهاي اين رفتار بر فضاي امنيتي خاورميانه است. اينکه ترامپ دنبال چه راهبردي است و برنامه و قصد واقعي‌اش از خارج ساختن نيروهاي آمريکايي در سوريه چيست؟ آيا بايد مشعوف شد و يا اينکه نگران اتفاقات بعدي شد. جالب بودن موضوع از اين جهت هم قابل تحليل است که ترکيه گرچه با چراغ سبز ترامپ وارد سوريه شد اما وزارت خزانه داري آمريکا ترکيه را به خاطر تجاوز به شمال سوريه مشمول تحريم قرار داد. رويکرد هم تاييد و هم مخالفت ترامپ محل تامل است. ترامپ از يکسو مدعي است که هيچ تعهدي به کردها در حراست از امنيت شان نداده و آنها خودشان مسئول تامين امنيت شان هستند؛ از سوي ديگر ترکيه را به تحريم اقتصادي و نظامي تهديد مي‌کند. واقعا چه چيزي در مخيله ترامپ مي‌گذرد و اين فرد دنبال چه اهدافي است؛ روشن و مشخص نيست. اگر قصدش تنبيه اقتصادي ترکيه است؛ چرا ابتدا رضايت و همراهي‌اش را با ورود نظامي ترکيه به شمال سوريه نشان داد. در سوي ديگر اگر اهداف انساني را دنبال مي‌کند و واقعا دلش براي کردهاي سوريه و امنيت منطقه مي‌سوزد؛ چرا دفعتاً اقدام به خروج نظامي از سوريه کرد و چتر امنيتي را از سر مردم کردهاي شمال سوريه برداشت. نکته تامل برانگيز ديگر اين است که ترامپ با سياست خروج اش از سوريه، بهترين هديه را به دولت مرکزي سوريه داد. بدون شليک حتي يک گلوله ارتش سوريه، امنيت و کنترل بخش‌هايي از مناطق شمال شرق سوريه را در اختيار گرفتند جايي که سال‌ها پا به اين منطقه نگذاشته بودند. از منظري تصميم خروج ترامپ از سوريه، ترکيه، روسيه و دولت سوريه را براي اولين بار در ميدان نبرد کنار هم قرار داد. دولت ترکيه در توافقي با روسيه، موافقت‌شان را با حرکت نيروهاي ارتش سوريه به پشت مرزهاي ترکيه با سوريه در نوار جنوب شرقي جهت تضمين امنيت منطقه‌اي و عقب رفتن جريان‌هاي کردي اعلام کردند؛ با اين اتفاق کردهاي سوريه بار ديگر تنها ماندند. اين جريان که اميدوار به حمايت از واشنگتن براي تشکيل دولت خودمختارشان در منطقه موسوم به روژوا بودند؛ امروز قرباني بازي بزرگ قدرت‌هاي بزرگ (معامله ترکيه با آمريکا) شدند. ترکيه که دير زماني بر گزينه‌اي غير از حذف اسد از قدرت در بحران سوريه رضايت نمي‌داد امروز با در نظر گرفتن تهديد قريب الوقوع‌تر و بزرگ‌تر (کردها) به صورت دوفاکتو به پذيرش حضور اسد در قدرت و کنترل سرزميني ارتش اين کشور رضايت داده‌اند. برآيند اين اتفاقات گوياي يک چيز است. استراتژي ترامپ (اول آمريکا) در وهله اول باعث فاصله‌گيري نزديک‌ترين متحدان آمريکا مثل ترکيه شده و از سوي ديگر اين رويکرد در صحنه عمل يعني تقابل آمريکا با جهان است. در اين شرايط اين رسالت بر دوش قدرت‌هاي بزرگ منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي از جمله ايران، ترکيه، روسيه و چين قرار دارد که با ايجاد همگرايي مانع از يکجانبه‌گرايي بيشتر آمريکا شوند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی