غلامحسين کرباسچي دبيرکل کارگزاران درست ميگويد که جامعه عملکرد مثبت و يا منفي اصلاحطلبان و اصولگرايان را ميبيند و بر اساس واقعيتهاي موجود اقدام به تعريف و يا نقد و انتقاد ميکند بايد پذيرفت که جامعه امروز محصول انديشه و روش و منش اصلاحطلبان و اصولگرايان نيست بلکه ادبيات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي مردم محصول فناوري و تکنولوژي در قالب دادههاي شبکههاي اجتماعي است. بر همين اساس اين مردم هستند که مسئولان را چه از نوع اصلاحطلب و چه از نوع اصولگرا به دنبال خود کشيدهاند و ادبياتشان را به صورت قطره چکاني به آنها تزريق کردهاند. بنابراين بايد به اجبار قدرت زمان باور داشت و تقليل يافتگي را به عنوان يک واقعيت اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي و... قابل مشاهده دانست چرا که قدرت اجبار زمان به عنوان تنها مبارز راستين با کارکردهايي که فقط جنبه کسب، حفظ و توسعه قدرت فردي و محفلي دارند ايفاي نقش دارد. شوراي عالي سياستگذاري نسخههايي ميپيچد که فقط خود و اطرافيانش در آن انعکاس داشته باشند و با توجه به عبور جامعه از برخي ادبيات تکراري دو جريان سياسي کشور به دنبال تاکتيک آفرينيهاي جديد شدهاند و توپ را به زمين بدنه اجتماعي انداختهاند که اين بدنه اجتماعي از بازيگران صحنه آراييهاي اينچنيني سياسي رنجيده خاطر هستند آدمهاي تکراري با جاننثاريهاي تکراري به دنبال ايجاد روش و منشهاي متفاوت هستند سَر همان سَر است اما زبان ميچرخد تا طعمه را به دام بيندازد. وقتي ادبيات مردم و اکثريت مسئولان متفاوت شده و ادبيات زير پوست جامعه به دنبال تحقق نسبي عدالت اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي هستند اما اکثريت مديران و فرزندانشان متناسب با ادبيات زير پوست جوامعي مثل آمريکا، انگليس و... زندگي دارند اما براي سوار بر خر مراد شدن به دنبال تصميمسازيهايي هستند که جامعه امروز با توجه به ادبيات متنوعشان با خاستگاه فکري تصميمسازان اينچنيني مشکل پيدا کردهاند. نگاه بالا به پايين اصلاحطلبان و اصولگرايان نسبت به جامعه آزار دهنده شده است و سالهاست که نحوه مواجهه با جامعه را نميدانند و با مصاحبههاي متفاوت نه تنها محبوبيت اجتماعي کسب نميکنند بلکه برايشان نتيجه نامطلوب به وجود آورده است. ذائقه مردم امروز تغيير کردهاست و فاصله فرهنگي و اجتماعي در کوچکترين نهاد جامعه يعني خانواده مشهود است. در فضاي اينچنيني بايد جامعهدان و آيندهخوان بود. وقتي روند حرکت جامعه براي برخي اصولگرايان و اصلاحطلبان قابل تشخيص نيست چطور و چگونه بايد در برهه انتخابات به ادبياتشان اعتماد کرد؟ در پايان اين نکته بيان ميشود که جامعه امروز ايران اصلاحطلب و اصولگرا نميخواهد، جامعه امروز فقط تکنوکرات و متخصص ميخواهد تخصص است که اصلاح ايجاد ميکند.