علت شکلگيري تجمعات انتقادي مردمي در عراق چه بود و در چه مقطعي از زمان و در چه مناطقي آغاز شد؟
بعد از اشغال عراق و تدوين قانون اساسي جديد با سرکار آمدن چهرههاي جديد در حاکميت عراق انتظار مردم عراق اين بود که با توجه به سرنگوني صدام و قانون اساسي که تدوين شد مردم توقع داشتند تا وضعيت معيشتي و تاسيسات زيربنايي که در زمان صدام نابود شده بود ميتواند با شکلگيري ساختار جديد در عراق که در نتيجه وضعيت بسيار وخيمي که صدام ايجاد کرده بود اصلاح خواهد شد. در طول ساليان گذشته با توجه به برگزاري انتخابات و مشارکت خوب مردمي نه تنها اين خواست مردم برآورده نشد بلکه سبب شد تا فساد بيش از گذشته رونق گرفته و مسئولان دولتي غرق در رانت خواري و ويژه خواري شوند. توقع و خواست مردم پس از سرنگوني صدام آن بود که فساد و رانت خواري تمام شده و اين وضعيت اصلاح شود. مردم اين خواست خودشان را طي چندين نوبت راهپيمايي مسالمت آميز اعلام کردند. اما اين بار مردم متوقع بودند تا دولت جديدي که سرکار ميآيد ميتواند تمامي سازوکارهاي فساد و رانت خواري را از ميان بردارد و دولتي برآمده از مردم بايد اساسش خدمت به مردم باشد اما ديدند اين دولت نيز نميتواند دست رانت خواران و ويژه خواران را قطع نمايد. شکل اساسي اين تظاهرات اصلاح جويانه و بر اساس مطالبات مردمي بود که اکثر مسئولان و مرجعيت عالي بر آن صحه گذاشتند که اين مطالبات مشروع است پس بايد به آنها جواب داده شود. چون اگر به آنها جواب داده نشود مشکلات همچنان پابرجا خواهد بود. اساس تظاهرات مردم عراق اين بود تا مسئولان اين کشور نسبت به خواستهاي مشروع مردمي توجه بيشتري داشته باشند. تظاهرات در روزهاي اول در بغداد آغاز شد و کم کم به ساير شهرهاي عراق نظير نجف و کربلا و شهرهاي جنوبي عراق کشيده شد. بهطور خودجوش اين تظاهرات فراگير شد. منتها چون اين تظاهرات در ابتدا صلح آميز بود و بدون هيچگونه تخريب موسسات دولتي و يا ناامني و هرج و مرج بود اما اين تظاهرات منحرف گشت.
علت تجمعات انتقادي مردمي در لبنان چه بود و در چه مقطعي از زمان و در چه مناطقي آغاز شد؟
مردم لبنان نيز همانند مردم عراق تحت وضعيت معيشتي سختي زندگي ميکنند علت آن نيز دقيقا به علت فساد و رانتي که در سيستم حاکميت اين کشور وجود دارد بود چون ساختار حاکميت در اين کشور بر اساس نظام طايفي است و پاسخگو نيستند در نتيجه اموال مردم را تحت عناوين رانت و ويژه خواري مصرف ميکردند اما در مقابل خدمات مناسبي به مردم ارائه نميکردند بهگونهاي که طي چند سال گذشته بهدليل آنکه دولت بودجه کافي نداشت خدمات جمع آوري زباله را به يک شرکت خصوصي واگذار کرده بود. اين شرکت خصوصي نيز بهدليل آنکه دولت را به منظور اخذ امتيازات بيشتر تحت فشار قرار دهد مدتي جمع آوري زباله را معطل و تعطيل کرد در نتيجه زمينه يک شورش گستردهاي فراهم شد. نظام طايفهاي و ساختاري که ميراث استعمار فرانسه در لبنان ميباشد مسئولان فاسد ايجاد کرده که خود اين نظام طايفي فسادآور است. مردم با توجه به آنکه در انتخابات پارلمان پرشور شرکت کردند و دولت برآمده از انتخابات در پارلمان تشکيل شد، البته با کارشکنيهايي که عربستان انجام داد و اجازه نداد تا دولت تشکيل شود. مردم متوقع بودند تا دولت بتواند اصلاحاتي انجام دهد و وضعيت معيشتي که در لبنان بهوجود آمده را اصلاح نمايد اما اين آرزو و توقع به بنبست رسيد و آنها چارهاي نديدند تا خواستههاي مشروع خودشان را از طريق راهپيمايي مسالمت آميز مطرح نمايند که در اينجا اين خواستههاي مشروع مورد تاييد رهبران مردمي از جمله سيدحسن نصرا... و ساير افراد ذينفوذ در لبنان قرار گرفت.
کليد خوردن اين تجمعات انتقادي که اساس آن مطالبات اقتصادي بود در دو کشور عراق و لبنان چه شباهتها و تفاوتهايي داشت؟ همچنين علت انحراف اين تجمعات مسالمتآميز به خشونت توسط چه کساني و با چه اهدافي صورت گرفت؟
مطالبات در عراق و لبنان، زماني که خود مردم به شکل مسالمتآميز خواستههاي خودشان را مطرح داشتند کاملا شبيه يکديگر بود. مطالباتي همچون سختي معيشت، بهبود وضعيت اقتصادي، مبارزه با فساد، ويژه خواري و... در عراق و لبنان شباهت به يکديگر داشت اما بهدليل آنکه اين ساختارهاي اجتماعي در لبنان و عراق متفاوت است شايد در شکل اين انتقادات بتوان تمايزهايي را قائل شد. بعد از آنکه اين تجمعات مسالمت آميز در عراق به سمت و سوي خشونت آميز منحرف شد ميتوان در آن مشابهتهايي را نيز در لبنان در اين زمينه ديد. کما اينکه همين مشابهت را طي ساليان گذشته در ايران تحت عنوان انقلابهاي مخملين که تئوريسين آن آمريکاييها بودند مشاهده کرديم. مبناي سناريو در عراق و لبنان ايجاد تشنج و بيثباتي و انحراف شعارهاي مسالمتآميز و مطالبات مشروع مردمي بود تا اصطلاحا از اين آب گلآلود ماهي خودشان را بگيرند. با بررسي وقايع سالهاي گذشته در ايران و همچنين حوادث عراق و لبنان مشابهتهايي را در زمينه نفوذ خارجي مشاهده ميکنيم از جمله آنکه آنها سعي داشتند تا شعارها را منحرف نمايند همچنين ضمن ايجاد ناامني و بيثباتي به مراکز خدماتي همچون بانکها، مغازهها و اتوبوسها را به آتش کشيدند. از سوي ديگر هماهنگي ميان کشورهاي بيگانه و عناصر نفوذي در داخل عراق وجود داشت. آنها در پي برهم زدن ساختار حاکم به منظور اهداف شوم خودشان بودند. حال با بررسي و کنار هم قرار دادن وقايع متوجه ميشويم که طراح و تئوريسين يکي است. بنابراين بهنظر ميرسد بعد از آنکه عربستان شکستهاي سختي را در منطقه متحمل شد و از سوي ديگر محور مقاومت نقشه شوم مثلث شوم را نقش برآب کرد چون در مقطع زماني پيشين آنها در پي آن بودند تا سوريه و لبنان را که هر دو حامي مقاومت بودند مورد هجمه قرار دهند وقتي در آن پروژه شکست را پذيرا شدند دست به اين توطئه جديد زدند. تا از بستر تظاهرات مسالمت آميز مردمي که بحق بود به سمت اين مساله رفتند تا روي موج مطالبات مردم سوار شده و با ايجاد بيثباتي و هرج و مرج عراق و لبنان را به سمت آينده مبهم و نامعلوم ببرند. در لبنان سيدحسن نصرا... با سخنرانيهايش اهداف و ابعاد شوم توطئههاي دشمنان را روشن کرد در نتيجه اين روشنگريها افزايش تشنجات فروکش کرد. يکي ديگر از مسائلي که بايد مورد توجه قرار گيرد اين است؛ سعد حريري که همپيماني با سمير جعجع و وليد جنبلات داشت بلافاصله بعد از استعفاء در جمع متحصنين حضور پيدا کرد يعني همان کساني که بر عليه او شعار ميدادند و اين مساله نشانگر آن است که يک طراحي پشت اين ماجرا وجود دارد. در نتيجه با بررسي اين تحولات و سير حوادث مطالبات مشروع مردمي و موجي که ايجاد شد يک عده از نفوذيها و عناصر وابسته بر روي اين موج سوار شدند. تا بدين وسيله هم کشورهايي که تحت تاثير مقاومت بودند تحت تاثير قرار گيرند و هم اگر بتوانند ساختار شکني نمايند و کشورهاي عراق و لبنان را به محاق آينده مبهم و نامعلوم ببرند. از آنجايي که در لبنان ساختار طايفي است هر آن ممکن است که همانند يک بشکه باروت به مرحله انفجار برسد. اما با هوشياري که نيروهاي مردمي در عراق و لبنان انجام دادند بهگونهاي که مرجعيت عالي و برخي از احزاب مسئول و داراي نفوذ در عراق و همچنين در لبنان با درايت حزبا... کم کم اين شورش کوري که در حال وقوع است در نطفه خفه ميشود و مردم به اين حقيقت پي بردهاند که از آنها سوءاستفاده شده است.
با توجه به آنکه بسياري از کارشناسان بر اين نظرند که دستهايي بهصورت پيدا و پنهان بهدنبال ايجاد تشنج در عراق و لبنان بودهاند، مشخصا چرا در اين مقطع از زمان و با چه اهدافي بهصورت دفعي اين دو کشور دچار تشنج شدند؟
چند دليل عمده را ميتوان براي خلق اين حوادث در اين بازه زماني برشمرد. اول آنکه شکست بسيار سختي که عربستان از نيروهاي مردمي يمن متحمل شد بهگونهاي که وقايع آرامکو يک ضربه حيثيتي به عربستان و سيستمهاي پدافندي آمريکايي بود. بهگونهاي که در پي اين ضربه 50درصد صادرات نفت عربستان در همان روزهاي اول متوقف شد و هنوز آنها نتوانستهاند تا آن تاسيسات را بازسازي نمايند. وقايع آرامکو ضربه بزرگي به حيثيت عربستان بود. بنابراين بهگونهاي ميبايستي تا افکار عمومي را منحرف ميکردند تا ضعفهاي خودشان را بپوشانند. دوم آنکه آمريکاييها با تروريسم اقتصادي سعي دارند تا به ايران فشار وارد نمايند چون هم عراق و هم لبنان همپيمانان ايران هستند. آنها با چنين طراحيهايي سعي داشتند تا با حوادثي که پيش از اربعين ايجاد کردند در پي آن بودند تا ارتباطات مودت آميز ميان مردم ايران و عراق را تحت تاثير قرار دهند. همچنين بهدنبال آن بودند تا شکوه و عظمت مراسم اربعين را تحت تاثير قرار دهند. اما اگر قرار باشد تا اين حوادث را در يک چارچوب بزرگتر بررسي نماييم از زماني که با همکاري و هماهنگي مثلث شوم عربي-عبري-آمريکايي و با همکاري برخي از کشورها از جمله ترکيه تروريستهاي تکفيري شروع به ايجاد بيثباتي به قصد سرنگوني دولت قانوني سوريه را آغاز کردند. بهنظر ميرسد مرحله تغيير در خاورميانه از ديدگاه آمريکاييها فرا رسيده است. تغيير به اين معنا که نظم قديمي که در خاورميانه حاکم بوده رو به اضمحلال ميرود و جايگزين آن بايد يک نظم جديد باشد که اين دوران را دوران انتقال و يا گذار مينامند که دو سر آن محور شر به رهبري آمريکا و رژيم صهيونيستي که پشت سرشان ارتجاع عرب قرار دارد و محور خير که با حمايت ايران مقاومت در برابر اين محور ميجنگد. بهدليل آنکه تعيين تکليف و سرنوشت آينده منطقه ميبايستي شکل گيرد. از خصوصيات بارز دوران انتقال ناامني، هرج و مرج، بيثباتي و خشونت جديد براي متزلزل کردن دولتهاي استوار است. مطالباتي که در مورد اقليتهاي منطقه است بهصورت دائمي در بوق تبليغات دميده ميشود. در نتيجه سعي ميکنند تا اقليتها در منطقه را تحريک نمايند تا بدين وسيله هم ايجاد ناامني و آشوب کرده و هم اگر بتوانند کشورهاي داراي اقليتهاي قومي را تجزيه نمايند. اما با توجه به آنکه بهنظر ميرسد سناريوي تغيير کليد خورده است که شايد دو دهه ديگر اين آشوبها و ناامنيها ادامه يابد شکل جديد آينده منطقه ميبايستي که تعيين گردد. در حال حاضر با توجه به آنکه تروريستهاي تکفيري و داعشي در آن پروژه شکست نظامي خوردند و پياده نظام مثلث شوم شکست را پذيرا شدهاند رو به انقلابهاي مخملين آوردهاند. هيچگونه سازشي ميان اين دو محور نميتواند صورت پذيرد. بهنظر ميرسد تا اينجا اگر سناريوي حمله به سوريه و سرنگون کردن نظام قانوني در اين کشور شکست خورده بهدليل آن است که محور مقاومت را تحت فشار قرار داده و به خيال خام خودشان با يک حمله گازانبري آن را از ميان بردارند. اما امروزه آنها نتيجه عکس گرفتهاند. در حال حاضر محور مقاومت از جنوب لبنان تا سوريه و عراق امتداد دارد. امروز محور مقاومت ميتواند پيچيدهترين جنگهاي کلاسيک و مدرن را مديريت نمايد. امروز بعد از شکست نظامي مثلث شوم و پياده نظام آنها به انقلابهاي مخملين روي آوردهاند تا بوسيله آن بتوانند بلکه طرفي ببندند چون مردم هوشيارانه مقاومت ميکنند. اين مساله در عراق در قالب حشدالشعبي و در لبنان در قالب حزبا... متجلي شده است.
برخي از کارشناسان بر اين نظرند که آمريکاييها بهدنبال کليد زدن سناريوهاي شکست خورده پيشين خودشان از جمله خاورميانه بزرگ و تجزيه منطقه هستند. آيا ميتوان چنين خطي را در سناريوهاي آمريکاييها ديد؟
اصل سناريو براي تشکيل خاورميانه مورد نظر آمريکا تجزيه کشورهاي بزرگ منطقه و تکثير دولتهاي کوچک اقليت است. اين اقليتها در ميان کشورهاي منطقه موجود است. بنابراين آمريکاييها بهدنبال آنند تا کشورهاي بزرگ را به کشورها را کوچک تقسيم نمايند تا آنها بتوانند اين کشورها کنترل نمايند. به همين دليل است که موج دومي که پس از جنگهاي شکست خورده نيابتي در منطقه مطرح شد که معروف به دومينوي تئوري تحريک پذيري اقليتها براي ايجاد آشوب و تجزيه است. اتفاقا اين تجزيه و تشکيل اين دولتهاي اقليت باعث مشروعيت بخشيدن به رژيم صهيونيستي ميشود چون خود اين رژيم نامشروع در اقليت است. رژيم صهيونيستي بهدنبال همزادهايي ميگردد چون در اقليت کامل به سر ميبرد. صهيونيستها با تکثير دولتهاي اقليتي بهدنبال آنند تا براي خود مشروعيتي بخرند. اما امروزه اين طرحها برملا شده است. بهعنوان نمونه از سناريوهايي که در راستاي همين بازي کليد زده شد اما شکست خورد انتخاباتهاي کردي بود که بهدنبال آن بودند تا دولت خودمختار و مستقل از عراق تشکيل دهند که خوشبختانه شکست خوردند. آمريکاييها سعي دارند در مناطقي که اقليتها وجود دارند آنها را تحريک براي ايجاد آشوب و تجزيه نمايند. اما با توجه به بيداري مردم منطقه آمريکاييها نميتوانند چنين سناريوهاي شومي را عملياتي نمايند چون اقليتهايي که در کشورهاي منطقه هستند قبل از آنکه خودشان را اقليت بدانند هضم شده در اکثريت مردم کشورهاي خودشان ميدانند. همچنين بايد اين نکته را مدنظر داشت که با آگاهي بخشيدن به مردم نسبت به سناريوهاي شوم استعماري ميتوان اين توطئهها را خنثي کرد. در عراق و لبنان آينده روشن خواهد بود چون مردم روز به روز نسبت به اين توطئههاي فريب و دامهايي که براي آنها چيده شده است آگاه ميشوند. در نتيجه اين موج به سمت آرامش و عقلانيت و جدا کردن خودشان از صف آشوب طلبان ميرود. بنابراين سناريوي تجزيه منطقه جزو اهداف اصلي خاورميانه جديد است. خاورميانه جديد به معناي خاورميانهاي با کشورهاي متعدد است. اما با توجه به آگاهي مردم و وجود محور مقاومت عملياتي کردن چنين سناريوهاي شومي وجود ندارد. مقام معظم رهبري با صراحت و حکيمانه فرمودند که قبل از آنکه مردم مطالبات خودشان را به کرسي بنشانند نيازمند ثبات و امنيت هستند. چون در بستر ثبات، امنيت و آرامش مطالبات ميتواند به کرسي نشانده شود. همچنين با توجه به درايتي که در ميان رهبران عراق و لبنان وجود دارد و همچنين آگاهي مردم، اين دو کشور به سمت ثبات و آرامش حرکت خواهد کرد.
چگونه افکار عمومي بيدار در منطقه ميتوانند سناريوي مثلث شوم را خنثي نمايند؟
راهي جز آگاهي بخشيدن به مردم از طريق دنياي مدرن امروزي همچون فضاي مجازي وجود ندارد. مردم نيز وقتي نسبت به توطئههاي شوم و اهداف خبيث استعمار آگاه شوند حتما اين آگاهي باعث خنثي شدن توطئهها ميگردد. در حال حاضر نيز در عراق و لبنان با توجه به آگاهي بخشيهايي که مرجعيت به مردم دادهاند به راحتي ميتوانند از اين فتنهها عبور نمايند. اما اين نکته را بايد متذکر شد که مسئولان در عراق و لبنان ميبايستي نسبت به برآورده شدن خواستهها و مطالبات مردم توجه جدي داشته باشند.