بستن

عبور از بحران منفعت‌ طلبی

عبور از   بحران 
منفعت‌  طلبی

آرمان ملي: پيروزي در يک رقابت بزرگ باعث مي‌شود که عده‌اي فرصت طلب براي نزديک شدن به شما به عنوان جريان پيروز تلاش کنند و بخواهند سهمي از اين پيروزي را به خود اختصاص دهند. همرنگ شما مي‌شوند، شعارهاي شما را سر مي‌دهند و خود را هوادار ديرين شما مي‌نامند اما سهم‌شان را که گرفتند ديگر نه عملکردشان رنگ و بويي از شعارهاي نخستين دارد و نه حتي حاضرند در کلام و به ظاهر به حمايت از شما و جريانتان بپردازند؛ اين دردي است که اصلاح‌طلبان به ويژه در سال‌هاي اخير به آن دچار شده‌اند و بخشي از اعتبار اجتماعي خود را به دليل حضور عده‌اي فرصت‌طلب در جريان متبوعشان از دست رفته مي‌بينند. همين امر سبب شده که تعداد زيادي از فعالين شناسنامه‌دار اصلاح‌طلب، درخواست داشته باشند که در انتخابات‌ آينده مجلس شوراي اسلامي در ليست جريان اصلاحات، فقط نام اصلاح‌طلبان حقيقي گنجانده شود و ائتلاف با اصولگرايان ميانه رو يا سپردن امر به افراد ناشناخته جايي در دستور کار اصلاح‌طلبان نداشته باشد. ابراهيم اصغرزاده، عضو حقوقي شوراي عالي سياست‌گذاري اصلاح‌طلبان در اين خصوص معتقد است که مي‌توان افرادي را که به عنوان اصلاح‌طلب شناخته مي‌شوند، به دو دسته «اصلاح‌طلبان حقيقي» و «اصلاح‌طلبان بدلي» تقسيم کرد‌. او به «مهر» مي‌گويد: «در شرايطي که دست ما را مي‌بندند و ده‌ها خط قرمز برايمان مي‌گذارند، مجبور خواهيم شد از استانداردهايمان عدول کنيم. در اين شرايط طبيعي است چتربازان فرصت‌طلبي پيدا مي‌شوند که ظاهرشان اصلاح‌طلبانه است ولي وقتي وارد قدرت مي‌شوند، دنبال منافع شخصي مي‌روند و به زدوبند و بده‌بستان با اربابان قدرت و ثروت مي‌پردازند». او اين تقسيم‌بندي را در خصوص ليست اميد که در سال 1394 براي انتخابات مجلس دهم آماده شده بود، مؤثر مي‌داند و تأکيد دارد: «ليست اميد، ليست حداقلي ما بود، ما قطعا مي‌توانستيم در تهران افراد داراي صلاحيت و شايستگي بيشتري را وارد مجلس کنيم، با اين حال من از بخشي از نمايندگان ليست اميد راضي هستم يعني فکر مي‌کنم آنها به‌خصوص زنان، وظيفه خودشان را خوب انجام داده‌اند. اما مردم تهران تعداد زيادي از افراد ليست اميد را نمي‌شناسند، نه صدايي از آنها شنيده‌اند، نه عملکردي از آنها ديده‌اند». اصغرزاده با بيان اينکه بازي با اصلاح‌طلبان و کشاندن آنها به لبه پرتگاه ائتلاف با اصولگرايان ميانه‌رو به‌گونه‌اي است که اگر ما بخواهيم با همين دست فرمان جلو برويم بايد دست به انتخاب‌هاي بسيار ضعيف‌تري از ميان چهره‌هاي موجود باقيمانده بزنيم، مي‌گويد حاضريم ببازيم ولي دست به ائتلاف نزنيم و هويتمان التقاطي نباشد.

راهکار عبور از بحران استحاله

پيشتر هم برخي از اصلاح‌طلبان در خصوص خطر استحاله شدن اين جريان توسط منفعت‌طلبان هشدار داده بودند و اعتقاد داشتند که جريان اصلاح‌طلبي بايد راهي براي تصفيه دروني اين منفعت طلبان بيابد. اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس دهم فهرست «اميد» را متشکل از نامزدهاي به گفته آنها «سفيد» براي گذشتن از سد نظارت‌ها ارائه کردند. اصلاح‌طلبان پس از پايان انتخابات اعلام کردند که اين فراکسيون با 167 نماينده در اکثريت است. پس از آن اما بسياري از طرح‌هاي اصلاح‌طلبان، از جمله تلاش آنها براي رساندن محمدرضا عارف، رئيس فراکسيون اميد به رياست مجلس ناکام ماند. چهره‌هاي اصلاح‌طلب اين ناکامي‌ها را به خيانت شماري از نماينده‌هاي فهرست اميد به برنامه‌هاي اصلاحات مرتبط دانستند. محمدرضا تاجيک، استاد دانشگاه و فعال سياسي اصلاح‌طلب براي گذر از اين وضعيت به «استراتژي اقليت موثر» معتقد است: «دو نفر داشته باش، دو نفر يَل داشته باش، نه انبوهي که بالاخره 72 ملت هستند و فردا بايد کج راه رفتنشان، کج تصميم‌گيري‌شان را تدبير کنيد». محمدرضا تاجيک گفته است که جريان اصلي اصلاح‌طلبي نه تنها در انتخابات مجلس يازدهم حضور خواهد داشت، بلکه براي کسب اکثريت و پيروزي در انتخابات شرکت خواهد کرد. او با تأکيد بر اينکه با ليستي رأي دادن مخالف است، درباره نگاه‌هاي مختلف در اين جريان و نيز چگونگي نحوه حضور در انتخابات مجلس در اسفند 98 گفت: «پيروزي را در اينکه قدرت را قبضه کني و اکثريت را در قدرت داشته باشي، نمي‌بينم. گاهي بايد بيرون دژ باستيل را تسخير کني، نه دژ باستيل را. وقتي بيرون دژ باستيل را تسخير مي‌کني، خود دژ باستيل فرو مي‌ريزد، ولي اگر هدف را تسخير دژ باستيل قرار دادي، آن مناسبت خاص خودش را دارد. حتي من به همين علت با ليست و ليستي رأي دادن مخالف هستم. ليستي رأي دادن يعني اين‌که من مي‌خواهم حداکثر را داشته باشم و هر کسي را در ليست بگنجانم که ليست پر شود.»

تأکيد بر حضور «مؤثر»

يکي ديگر از مسائلي که اصلاح‌طلبان با سابقه براي عبور از بحران به آن تأکيد مي‌کنند «عمل معطوف به نتيجه» است. به آن معنا که اگر حضور اصلاح‌طلبان مؤثر نبود، قيد حضور در قدرت را بزنند. عليرضا علوي‌تبار در اين باره پنج گام را پيشنهاد مي‌کند و مي‌گويد: «گام اول گفت‌وگو و توافق دروني، سازماندهي و شکل‌‌دهي به گفتارهاي مناسب. گام دوم طرح عمومي ديدگاه‌ها و گفت‌وگو با قشرها و گروه‌هاي مختلف. گام سوم ترغيب و تشويق افراد به ثبت‌نام و حضور در فرآيند تعيين صلاحيت. گام چهارم ارائه فهرستي از نامزدهاي مورد تأييد و مورد حمايت. گام پنجم حضور پاي صندوق رأي و رأي دادن». او درباره شروط لازم براي تحقق اين گام‌ها مي‌گويد که «بايد فکر کرد براي ترغيب مردم ناشاد، نااميد و فاقد آرامش چه مي‌توان گفت؟ آيا حرف ناگفته‌اي داريم؟» به طور کلي مي‌توان گفت اصلاح‌طلبان به اين نتيجه رسيده‌اند که حضور در رقابت انتخاباتي به هر قيمت و با هر نامزدي به معناي از اعتبار افتادن هويت سياسي يک جريان تحول‌خواه است. ترغيب افراد به ثبت‌نام مستلزم توازني ظريف است؛ حتي‌المقدور شناخته‌شده و نماد اصلاح‌طلبي بودن از يک‌سو و حداقلي بودن وحشت و کينه دستگاه‌هاي ناظر نسبت به آن‌ها در سوي ديگر. البته شرايط عمومي چون پاکي اخلاقي و مالي، شجاعت، باور به آرمان‌ها و دانش کافي در همة انتخاب‌ها بايد مدنظر باشد. بايد با قدرت در مقابل گروه‌ها و محافلي که براي اعضاي خود چون «بنگاه پست‌يابي» عمل مي‌کنند، ايستاد. نبايد از ناراحتي يا حتي کناره‌گيري آن‌ها از جبهة اصلاحات نگران بود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی