بستن

رفع انحصار زبان انگليسي؛ قابل دفاع نيست

رفع انحصار زبان انگليسي؛ قابل دفاع نيست
محمد حسنی عضو هیات علمی‌پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش

 

 

 

اين روزها بحث طرح پيشنهادي گروهي از نمايندگان مجلس درباره رفع انحصار از زبان انگليسي در مدارس خبرساز شده است، به‌نظر مي‌رسد منطقي آن بود چنين طرحي با رايزني و تامل کارشناسي مورد بازنگري و اصلاح قرار مي‌گرفت.من اين طرح را مطالعه کرده‌ام و در باره آن گفت‌وگوهايي با يکي از نمايندگان مجلس که طرح را امضا کرده است و چند نفر از متخصصان آموزش زبان داشته‌ام. به‌نظر مي‌رسد که مفروضات طراحان اين طرح که در مقدمه آن آورده‌اند مخدوش و مناقشه‌برانگيز است.اين مفروضات به اين شرح هستند: 1- ضرورت حصرزدايي از آموزش زبان انگليسي به‌عنوان زبان خارجي در نظام آموزش رسمي ‌ايران طبق درخواست قوانين مصوبه.2- افزايش افت تحصيلي دانش‌آموزان با آموزش رسمي‌ و الزامي‌ زبان انگليسي در دوره متوسطه.3- ناکارآمدي آموزش زبان انگليسي در آموزش و پرورش در مقايسه با آموزشگاه هاي آزاد.4- بي‌نيازي دانش‌آموزان فني و حرفه‌اي و کار دانش به يادگيري زبان انگليسي.5- بي‌نيازي دانش‌آموزاني که قصد ندارند در دانشگاه به يادگيري زبان انگليسي ادامه تحصيل بدهند.طراحان اين طرح بناي طرح خود را بر اين مدعاها استوار کرده‌اند. همه اين مدعا قابل مناقشه و نقد هستند. در مورد مفروضه اول بايد گفت که اين حصرزدايي و آموزش زبان‌هاي ديگر مانند فرانسه يا آلماني آنچنان مورد استقبال واقع نشده و نخواهد شد و قانونا منعي بر اين امر وجود ندارد. يعني اگر دانش‌آموزان و والدين مدرسه‌اي درخواست آموزش زباني جز زبان انگليسي را داشته باشند، هيچ منعي براي تدريس زبان دوم وجود ندارد. اما همچنان که در آموزشگاه‌هاي آزاد استقبالي چنداني از ديگر زبان‌هاي دنيا نشده است و تعداد موسساتي که زبان‌هاي غيرانگليسي ارائه مي‌دهند بسيار محدود است و استقبال آن‌چناني در آموزش و پرورش هم نشده است.همگان استحضار دارند که طبق راهکاري از راهکارهاي سند تحول بنيادين آموزش زبان‌هاي خارجي به‌صورت غيرتجويزي در نظر گرفته شده است يعني اختياري است و دانش‌آموزان مي‌توانند هر زباني را که بخواهند انتخاب کنند.در مورد افزايش افت تحصيلي با آموزش زبان انگليسي در آموزش متوسطه بايد چنين گفت که اين ادعا مستند به هيچ پژوهشي نشده است. بسياري از دانش‌آموزان اين مرز بوم علاوه بر درس‌هاي زبان رسمي‌ در مدرسه در کلاس‌هاي زبان انگليسي موسسات آزاد نيز شرکت مي‌کنند. يعني آموزش مضاعف مي‌بينند اما گزارشي از افت تحصيلي آنها ديده نشده است.مدعاي ديگر اين است که آموزش زبان انگليسي در نظام آموزشي کارآمدي مناسبي ندارد. اين ادعا اگرچه تا حدودي درست است اما تالي فاسدي از آن گرفته شده است. زيرا اگر ناکارآمدي تدريس زبان انگليسي دليل حذف آن است بنابراين بايد درس‌هاي ديگر هم به همين سرنوشت دچار شوند. طبق نتايج مطالعات تيمز و پرلز آموزش علوم، رياضي و فارسي در وضعيت نامطلوبي قرار دارد اما هيچ فردي ادعا نمي‌کند که بايد اين دروس از فهرست آموزش‌هاي رسمي‌ حذف شود.ادعاي بي‌نيازي دانش‌آموزان فني و حرفه‌اي به زبان انگليسي هم ادعاي نامعقولي است. امروزه در کشور ما زبان انگليسي به‌عنوان زبان ميانجي عمل مي‌کند. آحاد اين کشور به يادگيري هر چند مختصر آن زبان نياز دارند تا بتوانند در حوزه حرفه و تخصص خود قادر باشند اطلاعات اندکي به دست آورند.زبان ميانجي امروزه در مباحث آموزش زبان خارجي بحثي جدي و در خور تامل است که سياست‌گذاران بايد آن را در سياست‌گذاري خود در نظر آورند. زبان ميانجي زباني است که يک ملت را با جهان و منابع علمي ‌جهان ارتباط مي‌دهد آن زبان ديگر زبان ملي کشور مبدا نيست پس بي‌نيازي دانش‌آموزان فني و حرفه‌اي سخن سنجيده‌اي در جهان معاصر نيست و حداقل مي‌توان گفت که ادعايي آينده‌نگرانه نيست. با جريان‌ها و روندهاي جاري سازگاري ندارد و ادعاي پنجم هم از همين جنس است و عملا قابل دفاع نيست.از اين‌رو بدون ورود به جزئيات طرح مي‌توان گفت پايه‌هاي اين طرح مستدل نبوده و قابل دفاع نيست.مبناهاي غيرمستدل نتيجه ناخوشايندي خواهد داشت. گويي چنان بنايي را بر پايه‌هاي سست و ناتواني استوار کرده‌اند. اميد که اين طرح با تامل و درايت و صرفا بر مبناي منافع ملي کشور مورد ارزيابي قرار گرفته و از فرآيند قانون‌گذاري به کنار گذاشته شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی