يکي از مشکلات اين روزهاي جامعه ما که ميتوان نمونههاي بسيار آن را در صفحه حوادث روزنامهها جستوجو کرد، موضوع کودک آزاري و فقدان مديريت و آموزشهاي خودمراقبتي به کودکان است. خانوادهها بايد اطلاعات خود را درخصوص پيشگيري از کودک آزاري و مصاديق و علائم آزار کودکان را افزايش دهند. والدين بايد اين شناخت را داشته باشند و با مراحل بلوغ کودک آشنا باشند و براساس اين مسائل بهصورت مستقيم و غيرمستقيم اطلاعاتي را در اين رابطه به بچهها انتقال دهند. اين يک حقيقت است که براي والد شدن بايد وقت گذاشت، اين تربيتها بايد از دغدغه هاي اصلي والدين باشد؛ همان گونه که آنها به بهداشت دهان و دندان فرزند خود اهميت ميدهند و حتي از مربي بهداشت براي آموزش اين مسائل به فرزند خود کمک مي گيرند در مورد مسائل جنسي و خودمراقبتي نيز والدين بايد به تناسب شرايط سني فرزندشان اين اطلاعات را توسط پدر يا مادر به فرزند خود در زمان درست و به موقع انتقال دهند. غفلت والدين از برخي مراقبتها باعث ميشود تا زمينه براي سوءاستفاده از فرزندشان توسط افراد آشنا و يا غريبه فراهم شود. عموم آزارهاي جنسي توسط افرادي انجام ميشود که اعتماد بيشتري نسبت به آنها وجود دارد؛ البته در برخي موارد مثل حادثه شوشتر هم اين اتفاق توسط فردي غريبه صورت مي گيرد اما مسأله مهم؛ اين است که به رفتارهاي بچهها توجه داشته باشيم. مثلا ممکن است بچه را با يکي از نزديکان مورد وثوق خود در محلي تنها مي گذاريم اما براي بار دوم که قرار است اين اتفاق بيفتد بچه نا آرامي کرده و تمايلي به تنها ماندن با فرد مورد نظر ندارد اما والدين اين پيام را بهدليل اطمينان بيش از حد دريافت نميکنند. خانوادهها بايد آموزشهاي خودمراقبتي را بهصورت ساده به بچهها بيان کنند، اما همين آموزشهاي ساده به بچه ها داده نميشود، چرا که حرف زدن راجع به موضوعات جنسي در خانواده ها سخت است و والدين حرف زدن در اين مورد را درست نميدانند. ما اينقدر به اطرافيانمان اطمينان داريم که فراموش ميکنيم ممکن است بچه ما هم درمعرض آزار و اذيت باشد. آموزش هاي خودمراقبتي به کودکان مي تواند با توجه به سن آنها در قالب بيان داستان و شعر و يا نمايش فيلمهايي که مرتبط با اين مسأله است، باشد. براي بچه هاي کوچکتر قالب داستان و شعر و توضيح دادن درباره آن جذابيت بيشتري دارد اما در سنين بالاتر بيان واقعيات فيزيولوژيک موثر است. والدين ابتدا خودشان آموزش ببينند و بعد به بچه ها آموزش دهند تا در صورت بروز اتفاقي اين مسأله توسط بچه پنهان نماند و بلافاصله اين مسأله را به آنها اطلاعرساني کند، چرا که برخي از بچه ها از ترس عواقبي که ممکن است برايشان وجود داشته باشد، اين مسأله را به خانواده ها اطلاع رساني نميکنند و آسيبهاي بيشتري متوجه آنها ميشود.