مصطفي تاجزاده در مناظره با احمدزيدآبادي گفت: امروز اگر انتخابات آزاد برگزار شود، اصلاحطلبان ده کانديداي رياست جمهوري دارند زيدآبادي نيز درپاسخ به او گفت: بزرگترين مشکل اصلاحطلبان دوپا بودنشان است يعني که يک پا در قدرت داشته باشند و يک پا در جامعه، اتفاقا پاها به هم پيچيده آنها را زمين زده است. مصطفي تاجزاده معاون سياسي وزير کشور در دولت اصلاحات و احمد زيدآبادي روزنامهنگار اصلاحطلب در مناظرهاي که سايت انصافنيوز برگزار کرده بود، به بحث و بررسي کارنامه اصلاحطلبان پرداختند.
آلتي در دست جريان مقابل
احمد زيدآبادي با بيان اينکه وقتي جرياني يا گروهي را نقد ميکنيم به معناي نفي آن گروه نيست اما در ايران اين موضوع به نفي تعبير ميشود، گفت: موضع نقد من از اصلاحطلبان نه از موضع براندازانه و نه نگاه حاکميتي است و البته نگاه جديدي هم نيست و آن را از دوم خرداد مطرح ميکنم و اکنون احساس ميکنم زمينه پذيرش آن بيشتر شده است. او افزود: آن حرکت ملايم که بطن و لايههاي جامعه ايران چه در دوره جنگ و چه دوره آقاي هاشمي شروع به نزج و رشد کرد، ميتوانست جامعه را در برابر حاکميت قوي و آن را وادار به اصلاح کند و همچنين جامعه هم قويتر و در نتيجه منجر به دولت ملت ميشد. اين روزنامه نگار ادامه داد: اين موضوع در دوم خرداد وارد چالش با قدرت شد يعني حرکتي که ميتوانست مدني باشد رنگ تند سياسي به خود گرفت و در قالب اصلاحطلبي بروز پيدا کرد. اين تحليلگر سياسي بيان کرد: حاصل آن دوره اصلاحطلبي منازعهاي در سطح بالاي قدرت شد که نه مانيفيست و نه برنامه مشخصي دارد و بعد از گذشت 23 سال نه تنها کارآمدي خودش و پيوندهايش با جامعه را از دست داده بلکه آلت دست جريان مقابل خودش شده است. زيدابادي اصافه کرد: امروزه آنچه که جريان اصلاحطلبي ميناميم نه تنها عامليت ندارد بلکه نقش پيش مرگ جناح مقابل را بازي ميکند يعني هر جا آنها دچار تعارضي ميشوند که آنها را مجبور به انتخاب سخت ميکند، اصلاحطلبان ميروند و آن را حل ميکنند و در انتخاباتها هم اين اتفاق ميافتد. او با بيان اينکه اين جريان اينقدر توانايي ندارد که در انتخابات شرکت کند، گفت: جريان اصلاحطلبي در گرفتن برخي پستهاي حاکميتي ناکام مانده و هيچ کدام از قواعد آن را تعيين نميکند و بهرهاي از آن نبرده است.
حضور در قدرت و قدرتمند شدن
مصطفي تاجزاده گفت: من گفتم محور اصلي اين بحث چه بايد باشد آن هم به اين دليل است که همه در مورد نقد امروز ميتوانند بگويند و همه از آن آگاه هستيم، اما در مورد چه بايد کرد زبانها الکن ميشود، در حالي که جامعه اکنون ميخواهد بداند که کجا برود و آينده آن رو به کدام سو است. وي ادامه داد: ما ميتوانيم در مورد گذشته اختلاف نظر داشته باشيم اما در مورد اينکه در آينده به کجا ميخواهيم برويم اتفاق نظر پيدا کنيم، اما اجمالا آقاي زيدآبادي نقدشان اين است که حضور اصلاحطلبان و حتي آقاي سحابي در مسائل سياسي اشتباه بوده است و موضوع اين است که ايشان معتقد هستند که جريان بايد در بطن جامعه حضور داشته باشد و بعد يکباره جامعه را نجات دهد. او با بيان اينکه پيشتر آقاي زيدآبادي شرطهايي را قبول کردند، گفت: حزب دوپا يعني حزبي که يک پا در جامعه و يک پا هم در قدرت دارد. تاجزاده افزود: امروز فضاي منفي در جامعه ما زياد است و دچار مشکلات اقتصادي، بينالمللي و داخلي هستيم و چندين برابر بيشتر از حد معمول اخبار منفي منتشر ميشود چرا که جامعه عصباني است. تاجزاده با اشاره به اينکه ميپرسند که مجلس ششم آمد، چه شد؟ رسيد به حداد عادل. حتي از عقبتر ميتوان گفت چرا مصدق آمد نتيجه آن چه شد و حتي قبلتر اميرکبير چرا آمد، اظهارکرد: ميتوانيم بگوييم که با وجود اميرکبير هنوز ايران بدبخت مانده است يا يک نگاه هم اين است که چرا وجود او قطع شد و ادامه پيدا نکرد؟ اگر اميرکبير به جاي سه سال، سي سال ميماند اکنون ايران، ژاپن بود. او با اشاره به سخنان آيتا... هاشمي راجع به اشتباهاتي که اميرکبير انجام داد و اينکه اگر انجام نميداد صدارت او ميتوانست تداوم سي ساله داشته باشد، گفت: يک وقت ميگوييم اگر رئيس دولت اصلاحات ميآمد چه ميشد يا اگر نميآمد چه ميشد؛ يک وقت ميگوئيم اگر رئيس دولت اصلاحات يا دکتر بازرگان ادامه ميدادند، چه ميشد؟ مشکل و سوال ما اين است که اين گسست ميان تداوم راه آنها مهم است يا نبود آنها؟ وي با بيان اينکه امروز اگر انتخابات آزاد برگزار شود، اصلاحطلبان ده کانديد رياست جمهوري دارند، گفت: من از آقاي زيدآبادي ميخواهم که بفرمايند که از حزب ادوار تحکيم چه مانده است و آن را با مشارکت و تاثيرات اجتماعي، سياسي و تشکيلاتي آن مقايسه کنيد. وي افزود: صِرف حضور در قدرت نه تنها اصلاحطلبان را ضعيف نکرده، بلکه از نظر تشکيلاتي اجتماعي سياسي و... قدرتمند شدهاند.
نقد مصدق و بازرگان
زيدآبادي در پاسخ به سوالات مطرح شده از سوي تاجزاده، با بيان اينکه بحث به اين تقليل پيدا نميکند که هر کسي در قدرت شرکت کرده نابود است و هر کسي که شرکت نکرده موفق است، گفت: بحث اين است که مسير ايران از چه جايگاهي قابل دنبال شدن بوده است؟ از بعد از انقلاب مشروطه علاقه به حضور در قدرت بوده است اين دليل موفق نبودن جريان اصلاحي کشور است.
حتي يک نيروي اصلاحطلب
تاجزاده نيز با بيان اينکه آقاي زيدآبادي نگفتند که چه بايد کرد؟ يعني آن کاري که مد نظرشان است را توضيح دهند، با تاييد حرف زيدآبادي مبني بر اينکه آيا اين سرنوشت محتوم بوده است، اظهار داشت: اين حرف درست است و ميشد کارهاي ديگري کرد.