بستن

زندگی 2‌میلیون تهرانی در بافت فرسوده

زندگی 2‌میلیون تهرانی 
در بافت فرسوده
شهربانو امانی عضو شورای شهر تهران

امروزه در حالي حدود دو‌ميليون نفر در تهران در بافت فرسوده زندگي مي‌کنند که در بيشتر شهرهاي کشور اين معضل وجود دارد و از بافت فرسوده گريزي نيست. يک اشتياق سيري‌ناپذير در ارتباط با ساخت‌ و ساز به‌ويژه بعد از جنگ در همه شهرستان‌ها شروع شد که در ابتداي انقلاب هم سرعت داشت. آن‌چنان که مرکز اصلي شهر به نوعي به فراموشي سپرده و مهاجرپذير شد. روستاها هم به مراکز شهر منتقل شدند و بيشتر ساخت ‌و سازها به حاشيه شهرها رفتند. بهترين زمين‌هاي کشاورزي در مراکز استان‌ها به تعاوني‌ها و شرکت‌ها و بخش خصوصي هم به پيرامون شهر تبديل شد. بر اساس گزارش‌ها بيش از چهار‌هزار و 400 هکتار يعني پنج‌درصد بافت فرسوده در تهران وجود دارد. همچنين ناپايداري يکي ديگر از شاخص‌هاي بافت فرسوده است، يعني 50‌درصد از بناهاي موجود در بلوک‌ ناپايدار و غيرمقاوم بوده و با يک زلزله فرو مي‌ريزند. نفوذپذيري نيز سومين شاخص بافت فرسوده است، يعني 50‌درصد معابر بلوک داراي عرض کمتر از شش مترمربع باشد. در مورد شاخص نفوذناپذيري بگويم که اگر مشکلي در کوچه‌هاي بسيار باريک پيش بيايد، امکان کمک‌رساني نيست. با اين اوصاف مي‌توان گفت که پنج‌درصد تهران کهنه ‌شهر است و مشکلات عديده‌اي اعم از محل تجمع معلولان اجتماعي به همراه دارد. به بيان ديگر خانه‌هايي که تخريب و رهاشده يا شهرداري تملک کرده به نوعي محل تجمع افرادي است که دچار آسيب اجتماعي هستند. اين در حالي است که در کنار اين اماکن مردم به‌ويژه کودکان، نوجوانان و جوانان زندگي مي‌کنند و دچار مشکلاتي خواهند شد. در کشورهاي مشابه ما براي بازسازي و بازآفريني بافت فرسوده الگوهايي وجود دارد. در چنين کشورهايي بخش خصوصي يک بخش توانمند و موفق است که مورد حمايت قرار مي‌گيرد. منتها در کشور ما بخش خصوصي بخش ضعيف و نحيفي است که در نوسانات اقتصادي دچار مشکلات جدي شده و مورد حمايت قرار نمي‌گيرد. البته منظور بنده بخش خصوصي واقعي است و تاکيد دارم که چرا با سياست‌ها و بسته‌هاي تشويقي هنوز سرمايه‌گذاران بخش خصوصي ميلي براي بازآفريني يا سرمايه‌گذاري در بافت فرسوده را ندارند؟ اين در حالي است که از نظر ارزش ‌افزوده قيمت زمين‌ در بافت فرسوده قابل قبول است، اما ميلي براي سرمايه‌گذاري موجود نيست. بنده فکر مي‌کنم حمايت واقعي از بخش خصوصي نمي‌شود و مردم اعتماد نمي‌کنند. در واقع مهمترين سرمايه اجتماعي که همان اعتماد عمومي است؛ در بيش از 85‌درصد مردم دچار خلسه و هزينه سنگيني ‌شده است. اکنون بي‌اعتمادي در جامعه ما زياد است و مالکان بافت فرسوده اعتمادي به سرمايه‌گذاران ندارند که وارد مشارکت در بازسازي شوند. آن‌گونه که بنده گزارش گرفتم در بافت‌هاي فرسوده چه ساکنان و چه شاغلان بعد از ساليان سال سند ملکي ندارند. از اين رو اميدوارم که دولت و شهرداري اين امر را سرعت ببخشند. هر چند که وظيفه شهرداري صدور سند ملکي نيست، اما تا اين مشکل برطرف نشود، ساکنان و شاغلان بافت فرسوده قدرت سرمايه‌گذاري ندارند. از اين رو مهمترين تعهد و قرارداد بخش خصوصي يا سرمايه‌گذار در منطقه اعتماد است. مورد بعدي الگوهاي کشورهاي مشابه است. معمولا اين کشورها يک منطقه و بافت فرسوده را انتخاب و سرمايه‌گذاران سرمايه‌گذاري مي‌کنند. قطعا اين مساله کمک‌کننده تجاري‌سازي براي بازسازي بافت فرسوده است. اخيرا الگويي به نام QT مطرح شده است که براساس آن توسعه شهري مبتني بر حمل‌ونقل عمومي است. اين طرح در محدوده‌هاي ايستگاه‌هاي مترو، بي‌آرتي و راه‌آهن خيلي مهم است، چرا که در بافت فرسوده براساس شاخص‌هايي که برشمرديم، ايستگاه‌هاي مترو زياد است. در واقع اگر شهرداري و وزارت راه و شهرسازي به نمايندگي از دولت الگوي QT را با الگوي بازآفريني شهر و احياي بافت فرسوده تجميع کنند و محل اعتماد ساکنان و شاغلان ايجاد شود، شايد بتوان در دوره زماني 10‌ساله به نتايج خوبي رسيد. البته دولت دوره زماني سه‌ساله را مطرح کرده است که بنده اميدي به آن ندارم. به اين دليل که اکنون شاخص‌هاي اقتصادي در کشور به نوعي در نوسان جدي قرار دارند و سرمايه‌گذاران اعتماد نمي‌کنند. اکنون خانه خالي از سکنه در اماکن بالاي تهران بسيار است. طبيعتا ميلي براي سرمايه‌گذاران به منظور احياي بافت فرسوده باقي نمي‌ماند، چرا که بازار سرمايه به سمت مسکن و سرمايه‌گذاري توليد مسکن نيست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی