فساد آن کاري است که به اعتماد عمومي ضربه ميزند. اين تعريفي بسيار وسيع اما الهامبخش براي تحليل اجتماعي فساد است که شبکه عدالت مالياتي که يک سازمان غيردولتي بينالمللي است از فساد ارائه ميکند. رئيس شوراي شهر تهران گفته است «اگر پژوهش دقيقي رخ ميداد شاهد ايجاد برج ميلاد، پل صدر و موارد اين چنيني نبوديم. اين برج با صرف هزينه و وقت زياد به هيچعنوان نماد تهران نبوده است. بايد پژوهش قبل از تصميمگيري رخ دهد.» اين سخن با تيتر «ساخت برج ميلاد اشتباه بود.» در رسانهها منتشر شد. مقامات در ايران همواره از اين گونه عبارات بيان ميکنند. هر مديري که به جاي ديگري مينشيند، چيزي از اين جنس ميگويد که «من يک ويرانه تحويل گرفتم» يا «اشتباهات زيادي در گذشته شده است. آنها ممکن است راست بگويند و اتفاقا اينکه مردم احساس ميکنند مسالهها حل نميشوند و برخي مشکلات دائم بيشتر ميشوند، معنايش اين است که قبليها اشتباهات زيادي مرتکب شدهاند. معناي سخن رئيس شوراي شهر تهران اين است که «يک اشتباه 435 متري» به اسم برج ميلاد در شهر تهران روييده يا پل صدر به طول حدود 9 کيلومتر مثل ديوار چين در شمال شهر کشيده شده، اما نظام اداري، دستگاههاي بازرسي، عقل جمعي و هيچنيروي ديگري مانع آن نشده است. مشکل اين گونه سخنان آن است که به «بهبود کيفيت حکمراني» هيچکمکي نميکنند. مقاماتي که ميگويند ويرانه تحويل گرفتهاند يا آنها که اشتباهات مديران پيش از خود را به رخ ميکشند، هيچگاه گزارشي نميدهند که ماهيت اشتباه، فرايند منجر به بروز اشتباه، خسارات اشتباه و... را توضيح دهد. شوراي شهر تهران به جاي اين گونه عبارات ميتوانست گزارشي به عموم مردم ارائه کند و به اين سؤالات پاسخ دهد: آيا ساخت يک برج مخابراتي/پل صدر در زمان اخذ تصميم براي ساخت آن درست بود؟ آيا تخصيص بودجه عظيم به برج ميلاد/پل صدر، در مقايسه با بقيه نيازمنديهاي مالي شهر تهران (نظير مديريت پسماند، مترو و حملونقل عمومي) درست بود؟ آيا برج ميلاد/پل صدر کارکردهايي را که طراحان و مشاوران در نظر گرفته بودند، محقق کرد؟ اگر اشتباهي در تصميم به ساخت اين سازهها صورت گرفته، نتيجه چه فرايندي در تصميمگيري، اعمال نفوذ سياسي، منافع نامشروع پيمانکاران، اشتباهات مديريتي و... بوده است؟ درس آموختههاي اين اشتباهات براي آينده سياستگذاري توسعه شهري چيست؟ شوراي شهري که چنين گزارشي نميدهد (و همه مقاماتي که چنين گزارشهايي نميدهند) در اصل نه فقط به بهبود حکمراني کمک نميکنند، بلکه با تعريفي که شبکه عدالت مالياتي ارائه ميکند، به اعتماد عمومي ضربه ميزنند بدون آنکه دستاوردي هم داشته باشند و به اين ترتيب مرتکب فساد ميشوند. مردم عادي، روزنامهنگاران، منتقدان و کليه کساني که دسترسي به اطلاعات دقيق درباره اين گونه پروژهها ندارند يا امور سازمانها را نميشناسند و فقط ناکارآمديهاي آنها را تجربه ميکنند، حق دارند فقط انتقاد کنند و از نابساماني و اشتباهات بنالند؛ اما مديران داراي دسترسي به اطلاعات حق ندارند فقط بنالند و تکمضرابي به اشتباهات ديگران بنوازند. آنها بايد «گزارش ارزيابي» ارائه کنند و راهي به سوي آينده بهتر حکمراني بگشايند. اگر «يک اشتباه 435 متري» يا «يک اشتباه 9 کيلومتري» در تهران رخ داده است، همراه با ناليدن از آنها و درخواست پژوهش کردن، بايد پژوهش سياستي و ارزيابي درباره آنها انجام داد و شجاعت داشت اشتباهات را دقيق تحليل کرد و شجاعت داشت آنرا براي آگاهي عمومي منتشر کرد تا بخت تکرارشان کم شود. گزارشهاي ارزيابي که در ميان نباشند، مردم فکر ميکنند همه اينها بازي سياسي و تسويه حساب بين آدمها و جناحهاست، بياعتمادتر ميشوند.