آرمان ملي - مرتضي رفيعي: بر اساس گزارش منابع رسانهاي در ادامه رايزنيهاي ايران و ژاپن از جمله سفر نخست وزير اين کشور به تهران و ديدار آقايان آبه شينزو و روحاني در مجمع عمومي سازمان ملل، مشاور نخست وزير ژاپن احتمالا روز چهارشنبه هفته جاري به تهران سفر خواهد کرد و با تعدادي از مقامات وزارت خارجه ايران ديدار و رايزني ميکند. گفته شده اين سفر در راستاي تلاشهاي ژاپن جهت کاهش تنش در منطقه و همچنين در روابط ايران و آمريکا انجام ميشود. به منظور بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگوي کوتاهي با محمد ساجدي کارشناس مسائل بينالملل انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
بـا تــوجــه به گزارش منابع رسانهاي در خصوص سفر مشاور نخستوزير ژاپن به تهران براي پيگيري ابتکارات آبه، اين سفر با چه اهداف احتمالي صورت خواهد پذيرفت؟
براي پاسخ به اين سوال بايد کمي به عقبتر بازگرديم حدود يک ماه پيش عادل عبدالمهدي سفري به تهران داشت ايشان حامل پيامي به منظور کاهش تنش ميان تهران-رياض بود. در ادامه اين روند نخست وزير پاکستان به منظور همين هدف دومين سفر خود را به تهران انجام داد. شينزو آبه نيز سفري به تهران داشته و با مقامات عالي رتبه کشورمان ديدار داشت. وي بلافاصله پيامهايش را به آمريکا منتقل کرد. ترامپ در واکنش اولين جملهاي که بيان داشت اين بود که ما سعي داشتيم مذاکراتي انجام دهيم ولي به درجه انجام نرسيد. به نظر ميرسد اتفاقاتي در حال وقوع است. در حالي که بعد از اين اتفاقات اولين گامي که آمريکاييها برداشتند برکناري جان بولتون بود. ميدانيم يکي از بزرگترين موانع روابط ايران و غرب مشاور امنيت ملي پيشين ايالات متحده بود. بنابراين برکناري اين فرد ميتواند يک گام به جلو تلقي گردد. يکي از خواستههاي ايران خروج تدريجي نيروهاي آمريکايي از منطقه بوده است. مساله خروج آمريکاييها از منطقه به زمان اوباما باز ميگردد. يکي از دلايل برهم خوردن روابط آمريکاييها با مسئولان افغان همين مساله بود. بنابراين ترامپ ادامه دهنده راه اوباما در جهت خروج تدريجي نيروهاي نظامي از منطقه است تا بدين وسيله بتواند انتخابات رياست جمهوري اهدافش را عملياتي نمايد. هر قدمي که ترامپ برميدارد اگر چه در پي اهداف ايالات متحده است اما در هر حال به دنبال باز کردن دريچههاي ديپلماسي و استفاده از آن تحت عنوان يک دستاورد ديپلماتيک است. در خصوص مساله خروج آمريکاييها از سوريه و واگذاري منطقه به ترکيه، همه کشورهاي منطقه غير از خود ترکها برنده هستند. ورود مشاور نخست وزير ژاپن که پيرو مذاکرات با رئيسجمهور کشورمان در مجمع عمومي بود به نوعي پيگيري روند پيشين است. مقامات ژاپن اعلام کردند ما تصميماتي داريم که ميتواند در آينده نزديک تاثيرات بسزايي در نزديکي ايران و آمريکا داشته باشد. در نتيجه ورود مشاور نخست وزير ژاپن به تهران نه تنها ادامه مذاکرات آبه در مجمع عمومي با دکتر روحاني است بلکه به نظر ميرسد به خاطر فشار آمريکاييها نيز ميباشد. در حال حاضر ترامپ بيش از هر چيزي به دنبال راه حلي است تا خود را به ايران نزديک نمايد. ميدانيم که در انتخابات رياست جمهوري آمريکا براي مردم اين کشور اهميت ندارد بلکه آنچه حائز اهميت بوده مسائل اقتصادي است. ترامپ در آنچه که در داخل به مردم آمريکا وعده داده بوده است تقريبا موفق بوده است. بنابراين ترامپ به منظور ايجاد ثبات در شرايط داخلي و خارجي آمريکا نيازمند شاهکليدي است تا وي بتواند به وسيله آن از اين شرايط رهايي يابد. به نظر ميرسد يک گام در اين رابطه در حال برداشته شدن است اما بايد منتظر ماند و ديد که ظرف چند روز آينده چه اتفاقاتي بهوقوع خواهد پيوست.
حضور نخست وزير پاکستان در ايران تا چه ميزان ميتواند به کاهش تنش ميان تهران-رياض کمک نمايد؟
اولين سؤالي که مطرح ميشود اين است که از نزديکي تهران-رياض چه کساني متضرر ميشوند. آيا غير از آن است که آمريکا و رژيم صهيونيستي از اين مساله متضرر ميشوند؟ منتسب کردن حمله به نفتکش ايراني به سعوديها به دو دليل درست به نظر نميرسد. اول آنکه زماني که اين اتفاق بهوقوع پيوست دو قايق صهيونيستي که در درياي سرخ بودند به نفتکش ايراني حمله کردند. دوما تصاوير ماهوارهاي نشان ميدهد که بعد از هجوم به سمت غرب فرار کردند. بنابراين عربستان با توجه به گير افتادن در باتلاق يمن و حوادث اقتصادي-سياسي به شدت نيازمند رفع تنشها با تهران است. در حال حاضر روابط ايران و عربستان يک گام به جلو در حال حرکت است.
اگر ترامپ به دنبال آن باشد تا با هر گونه به اصطلاح مذاکره با ايران انتخابات را به نفع خود تمام کند، آيا مجموعه تحرکاتي که از سوي آمريکاييها صورت ميگيرد تاکتيکي به منظور رد شدن از پل انتخابات بوده و يا يک تصميم استراتژيک است؟
تاکتيک مقدمه استراتژي است. برخي بر اين نظرند که اگر ترامپ در دور دوم انتخاب شود حتما به ايران حمله نظامي خواهد کرد. به هيچ عنوان چنين تحليلي درست نميباشد. چون نه ترامپ به دنبال جنگ بوده و نه منطقه چنين شرايطي دارد. مضافا آنکه ايران به شدت نسبت به سالهاي گذشته مقتدرتر شده و هر تجاوزي را قاطعانه پاسخ خواهد داد. آمريکاييها ميدانند که هر اتفاقي در منطقه رخ دهد، اولين جايي که آسيب ميبيند رژيم صهيونيستي است. در نتيجه پاشنه آشيل آمريکاييها در منطقه رژيم صهيونيستي است. آمريکاييها به منظور نجات رژيم صهيونيستي به اين نتيجه رسيدهاند تا مسائلشان را با ايران از طريق ديپلماتيک حل و فصل نمايند. آمريکاييها با خفت به دنبال خروج از منطقه هستند. اگر آمريکاييها به دنبال جنگ بودند هيچ گاه نبايد سوريه و افغانستان را ترک ميکردند. در نتيجه آمريکاييها دنبال ماجراجويي تازهاي در منطقه نيستند، اما اين حرف به معناي آن نيست که خوي تجاوزکارانهشان را فراموش کرده باشند. روزها و ماههاي آينده بسيار سرنوشتساز بوده و تهران با رويهاي که پيش گرفته ميتواند حرف اول را در منطقه بزند.