اخيرا بسيار مطرح ميشود کهاصلاحطلبان براي اقناع سرمايه اجتماعي خود بايد با مردم به گفتوگو و شفافسازي نسبت به عملکردها بپردازند، اما اينکه اين گفتوگو بايد چگونه و با چه مولفههايي شکل گيرد، محل تامل است. در اين راستا بايد اذعان داشت، اصلاحطلبان بايد گفتوگوي صادقانه با مردم را در دستور کار خود قرار دهند چون يکي از چيزهايي که در اين ميان آسيب ديده اعتماد عمومي به مجموعه کنشهاي سياسي، کنشگران دولتي و اصلاحطلبان به عنوان حاميان دولت است. براي بازگرداني اين وضعيت مخدوش شده به شرايط طبيعي و نرمال بايد ببينيم که مردم چه مطالباتي دارند. يکي از عمدهترين مطالباتي که در اين مدت به گوش رسيده و ديده شده اين است که مردم از کنشگران سياسي و دولتمردان شفافيت ميطلبند. مردم مطرح ميکنند که اگر مشکلي وجود دارد با شفافيت به مردم گفته شود و دولت مردم را محرم و حامي خود دانسته و گزينشي با جامعه برخورد نکند که در جايي نسبت به مسائل کشوراطلاعاتي به مردم داده شود و در جاي ديگر اطلاعرساني نشود.اولين موضوع و مطالبه عمومي صداقت در رفتار و گفتار کنشگران سياسي در حوزه دولت و حاميان دولت است. دوم اينکه مردم تنها به سخن اکتفا نميکنند. گفتاردرماني هم حد و مرزي دارد و هميشه با گفتار درماني نميتوان مسائل را حل کرد.اگرچه گفتوگو حلال بسياري از مشکلات و بسترساز بسياري از تفاهمها و رافع حد بيشتري از سوءتفاهمها بوده و خواهد بود، اما بازهم گفتار به تنهايي کفايت نميکند. مردم بايد عمل مقتدرانهاز دولت نيز بينند. دولت بخشي از حاکميت است و قرار نيست که اقتدار دولتي قرباني اقتدار بخشهاي ديگر شود و مردم در حوزه دولت يک اقتدار قانوني از دولت نبينند. اقتدار دولت يعني اينکه دولت از مردم راي گرفته تا به وعدههاي داده شده و اهداف مدنظر جامه عمل بپوشاند، اما اگر دولت به هر دليلي توانايي لازم را ندارد يا براي تحقق وعدهها و رسيدن به اهداف با موانع و مشکلاتي روبهرو است سرمايه اجتماعي و کارکرد خود را در اختيار ساختارهايي غير از پايگاه راي و حامي خود قرار نداده و به نوعي خط توليد حمايت مردمي خود رااز دست ندهد. لذا عمل دولتمردان بايد اعتمادآفرين، شفاف، قانوني و بسترساز مشارکت گسترده مردم باشد. از اين جهت اگر اين مسائل اتفاق بيفتد شايد بتوان بخشي از آسيبهاي ايجاد شده را درمان کرد. مردم نه دشمن اصلاحطلبان هستند و نه دوست اصلاحطلبان بلکه به برنامههايي که از طرف اصلاحطلبان، اصولگرايان يا تحولخواهان ارائه ميشود گوش ميدهند و اگر آنها را پسنديدند و اعتماد کردند سپس به آنها راي ميدهند. ممکن است مردم اکنون برنامهاي را بپسندند، اما اعتماد لازم را نداشته باشند. بنابراين تمامي جريانات سياسي بايد در پي کسب اعتماد مخدوش شده برآيند و اين اعتماد را بازسازي کنند. اگر اين اتفاق رخ دهد امکان راي دوباره مردم به اصلاحطلبان بسيار بالاست.