آرمان ملي: سرخابيهاي پايتخت بهرغم ريخت و پاشهايي که در ابتداي فصل داشتند، بهدنبال خريد بازيکن خارجي در نقل و انتقالات نيم فصل هستند. کاظم اوليايي مديرعامل سابق استقلال در اين خصوص صحبت کرد.
پرسپوليس و استقلال بازهم عزم خريد بازيکن خارجي دارند!
اين موضوع مشکل ريشهاي دارد. توقعات از باشگاهها را براي هواداران بالا بردهايم. قهرماني براي استقلال و پرسپوليس مهمترين مساله است و مديران نميتوانند از توليدات داخلي بازيکناني را استفاده کنند که مشکلات تيمهايشان را حل کنند.متاسفانه در سالهاي اخير با کمبود ستاره در فوتبال ايران روبهرو بودهايم. تيمهاي پايه به مريضي خودکفايي توليد ملي دچار شدهاند. استعدادهاي ناب فوتبالمان رشد نميکنند و کساني که تمول مالي دارند با هزينههاي هنگفت ميخواهند هواداران را حامي خود کنند. مديران با دادن شعارهاي مديريتي هواداران را سرگرم کردهاند و براي آنکه به اهداف خود برسند دست به دامن بازيکناني ميشوند که از چرخه خارج شدهاند. فوتباليستهاي خارجي که در دنياي حرفهاي جهان استفاده از آنها اقتصادي نيست و بهاصطلاح ما از گاري افتادهاند، جذب تيمهاي بزرگ فوتبالمان ميشوند و با توجه به افت کيفيتي که دارند، خسارت مالي روي دست باشگاه ميگذارند و مديران که اين ضررها از جيب نميدهند، مدير بعدي را مسئول پرداخت بدهي ميکنند. ميراث مطالبات مالي همواره از مديري به مدير بعدي انتقال مييابد و اعتبارات باشگاه در سطح بينالمللي دچار چالشهاي ناگوار ميشود.
بهرغم اين هزينهها در آسيا هم موفق نيستيم!
زماني تيم استقلال قهرمان جام باشگاههاي آسيا شد و در ميان 120 تيم برتر فوتبال جهان قرار گرفت. پس از آن پاس عنوان قهرماني در آسيا را بهدست آورد و در خلال اين قهرمانيها تيمملي فوتبال ايران توانست قهرمان بازيهاي آسيايي شود. آن زمان فوتبال باشگاهي ايران در صدر آسيا بود و الان در رتبه هشتم يا نهم قرار ميگيريم. دليل اين اتفاقات شعارهاي دهنپرکني است که مديران براي بقاي موقت خود سر ميدهند و در نهايت دچار شکستهاي مالي هستند.بسياري از فوتباليستهاي خارجي با اين اميد به ورزش فوتبال ادامه ميدهند که روزي در کشورهاي عربي و ايراني بازي کنند. من کاري به فوتباليستهاي خارجي که در تيمهاي عربي حضور دارند، ندارم ولي ما در ايران با اشتباهات مديريتي به فوتباليستهايي بها ميدهيم که نميتوانند گرهاي از مشکلات تيم بگشايند. داستان فوتبال ما داستان دادن جرائمي است که بهخاطر بيکفايتي در مديريت ميپردازيم. هم پياز تند را در دهان ميگذاريم، هم شلاق ميخوريم و در نهايت جريمه مالي را هم ميپردازيم. نبود دلسوزي، تخصص و تعهد آفت مديريت است.