يک روانشناس دلايل تمايل نوجوانان به تنهايي و پناهبردن به فضاي مجازي را تشريح کرد و به ارائه راهکارهايي براي افزايش ارتباطات اجتماعي آنها پرداخت. حميرا آزادمنش با اشاره به دلايل تمايل بيشتر نوجوانان به تنهايي و پناهبردن به فضاي مجازي گفت: تنهايي ممکن است حالت بينفردي داشته باشد که از ضعف مهارتهاي ارتباطي و ندانستن روشهاي درست انتقاد و ارتباط نشات ميگيرد. نوع ديگري از تنهايي دروني است که در اين حالت فرد دائما احساسات خود را سرکوب و از برونريزي آنها جلوگيري ميکند. همچنين در حالتي ديگر، فرد هويت منسجم و روابط اجتماعي مطلوبي دارد اما باز هم احساس تنهايي ميکند. اين نوع حس، تنهايي وجودي است که درباره رابطه فرد با دنيا رخ ميدهد. وي ادامه داد: در دوره نوجواني فرد کولهباري بهنام تنهايي دارد که در داخل آن بايد بيهويتي، تعارضات و تضادهاي فکري را جاي دهد و اين کولهبار بر دوش او سنگيني ميکند. وقتي که فرد از طريق انسانهاي مهم زندگي نيازهاي خود را تامين نکرده و کنش و واکنش خوبي را دريافت نکند، به ناچار به جايي پناه ميبرد تا اينبار را خالي کند.
روشهاي ايجاد هويت مستقل
اين روانشناس با اشاره به دلايل الگوبرداري نوجوانان از فضاي مجازي و روشهاي ايجاد هويت مستقل در آنها نيز تصريح کرد: زماني که نيازهاي رواني و اجتماعي يک نوجوان با آن همه تعارضات دروني و حس تنهايي در خانواده تامين نشود، از آنچه که در فضاي مجازي ميبيند الگوبرداري ميکند. اگر ما منابع هويتي درستي را در جامعه عرضه کرده و در رسانههاي عمومي مانند صداوسيما از الگوهاي آزادانديش استفاده کنيم، نوجوان احساس ميکند ميتواند آزادانه نظر خود را بيان و نظر ديگران را نيز دريافت کند. اينجاست که ميتواند به يک منبع هويتي درست نزديک شود.
ضعف در مهارت بردباري
يوسف خدابندهلو درمانگر کلينيک سلامت ذهن سازمان فضاي مجازي سراج نيز در پاسخ به اين سوال که روابط در فضاي مجازي چگونه سبب تنهايي در نوجوان ميشود، گفت: در فضاي مجازي روابط متعددي داريم که عمق و صميميت آنها بهشدت پايين است. در اين فضا به محض دلخوري افراد يکديگر را حذف ميکنند، يعني نوجوان بهراحتي در اين فضا به دست ديگران کنار گذاشته ميشود و مجالي براي آموختن مهارت تحمل و بردباري نمييابد. در واقع به دليل اين ويژگيها نوجوان روابط گسترده اما سطحي پيدا ميکند که ميتواند منجر به احساس تنهايي در نوجوان شوند. وي افزود: از سوي ديگر نوجوان در اين فضا دائما به دنبال لايک و تاييدگرفتن از ديگران است و از فعاليتهاي روزمره زندگي دور شده و هرچه بيشتر در لاک تنهايي خود فرو ميرود.
کنترل منطقي برنامه نوجوانان
اين پژوهشگر ضمن ارائه راهکاري براي والدين براي کنترل منطقي برنامه نوجوانان نيز توضيح داد: والدين به دليل علاقهاي که به فرزندانشان دارند، محدوديتهايي براي آنها ايجاد ميکنند که البته تربيت درست در فرزندپروري هم حکم ميکند تا حداکثر محبت و قانونگذاري را در نظر بگيريم. والدين فرزندان چون به آسيبهاي فضاي مجازي آگاهي دارند، بهرغم تمام ويژگيهاي مثبت اين فضا، فرزندان را محدود ميکنند که از نظر فرزندان ممنوعيت است. وي افزود: براي اينکه فرزندان هم به صلاحديد والدين آگاه شوند و اين موضوع را به چشم يک برنامه و نه ممانعت ببينند، بايد الزاماتي را رعايت کرد. نخست اينکه پدر و مادر دانش لازم در اين زمينه را کسب کنند و با فرزندان خود وارد فضاي مجازي شوند. يعني وبگرديهاي مشترکي با فرزندان داشته باشند. اين کار علاوه بر اينکه والدين را با مشکلات و آسيبهاي اين فضا آشنا ميکند، احساس همدلي و صميميت ميان نوجوان و خانواده را افزايش ميدهد.
برخورد آگاهانه و عادلانه
خدابندهلو توضيح داد: اين رابطه منجر به طرح سوالهايي از سوي والدين و پاسخ آنها توسط فرزندان ميشود که به مرور روابط بين اعضاي خانواده را با گفتوگو عجين و از تنهايي جلوگيري ميکند. والدين نبايد تنها ويژگي منفي اين فضا را گوشزد کنند بلکه مزاياي استفاده از اين تکنولوژي را نيز يادآور شوند. اين برخورد آگاهانه و عادلانه روابط ميان آنها را مستحکمتر ميکند و سبب ميشود اين نگاه بهعنوان محدوديت صرف از بين برود. اين پژوهشگر تاکيد کرد: فعاليت نوجوانان نبايد در اتاق در بسته و به دور از ديد والدين باشد. ابزارهاي استفاده بايد در جايي باشد که پدر و مادر بتوانند هرازگاهي فرزند خود را ببينند و رفتار او را تحتنظر داشته باشند.