از همان روزي که اعتراضات سياسي در سوريه آغاز شد، ترکيه وضعيت خاصي در اين بحران پيدا کرد. اين کشور ابتدا سياست سکوت و در ادامه انتقاد از بشار اسد را در پيش گرفت. زمان هرچه گذشت، دامنه تهديدات بحران سوريه بر منافع و امنيت ملي ترکيه بيشتر هم شد. اوج نگراني ترکيه از سال 2012 به بعد بود، وقتي که شبهنظاميان کُرد شروع به کنترل منطقه شمالشرقي سوريه کردند و حکومت خودمختارشان را اعلام کردند. اين مساله زنگ خطري براي دولتمردان «عدالت و توسعه» بود. زخمي که ترکيه را طي دههها رنجانده بود و اين نگراني دوباره مطرح شد که با سر برآوردن دولت خودمختار جديد در سوريه، کُردهاي ترکيه که جمعيتي بالغ بر 20ميليون نفر را شامل ميشوند؛ دوباره به حرکت و جوشوخروش دربيايند، بهخصوص اينکه شبهنظاميان کُرد سوري بهعنوان دنباله «پکک» (حزب کارگران کردستان) مطرح است. اين نگرانيها در ادامه بحران سوريه فراگيرتر هم شد. با راهافتادن سيل پناهندگان، مرزهاي ترکيه مقصد ميليونها پناهندگان سوري شد. بنا به گزارشها هماکنون جنوب ترکيه نزديک به سهميليون آواره سوري را در خود جاي داده است. اين تعداد آواره از هر جهت تهديدي براي ترکيه محسوب ميشود. سواي بههمريختن ترکيب جمعيتي ترکيه، رخنه نيروهاي داعشي از همين جمعيت به تهديدي بزرگ در مساله امنيت ملي ترکيه تبديل شده است. حمله ترکيه به شمال سوريه را بايستي با عطف به چنين نگرانيهاي امنيتي ترکيه در نظر گرفت. ترکيه پيش از آغاز حمله نظامياش به سوريه به کشورهاي اروپايي و آمريکايي اعلام کرده بود که بايستي تکليف ميليونها پناهنده سوري مشخص شود. در صورتي که مساعدتي از سوي طرفين اروپايي صورت نگيرد ترکيه اين گزينه را در نظر ميگيرد اين تعداد پناهنده را بهسوي مرزهاي اروپا بازبگذارد. دولت ترکيه در ادامه اين تهديد، اين گزينه را هم مطرح کردهاند که بايستي به ترکيه اين اجازه داده شود که با ورود به عمق 30کيلومتري خاک سوريه يک کمربندي امنيتي هم براي کنترل پناهندگان و هم جايدادن سهميليون پناهنده سوري در داخل سرزمين خودش ايجاد کند. اما نکته در اينجاست که اين ظاهر قضيه است و در واقع نيت اصلي ترکيه، رفع تهديدات از جانب کُردهاست. به عبارتي ترکيه با ورود به فضاي سرزميني سوريه بهدنبال انقطاع رابطه کُردهاي سوريه با کُردهاي داخل سرزمين خودش است. در اين شرايط نحوه واکنش کشورمان حائز اهميت است. سوريه اهميتي استراتژيک براي سياست خارجي ايران دارد و بيتفاوتي به اين کشور و تحولاتش ميتواند آسيبهاي جدي به منافع و موقعيتمان بزند. در وهله اول بايد در نظر داشت که حوزه همگرايي ما با ترکيه بيش از واگراييمان است. ترکيه از ايران در همين شرايط تحريمي نفت ميخرد و در بسياري از موضوعات جهاني همچون تحريمها همراه ايران است. از اين جهت بايد از هرگونه واکنش شتابزده اجتناب بورزيم و متناسب با تحولات عمل کنيم. ترکيه طي سالهاي اخير با ورود به جرگه همکاري ايران و روسيه در نشستهاي آستانه نشان داده که مشکلي با اسد ندارد و نگراني اصلياش در ترکيه، کُردهاي سوريه است. براي همين اقدام نظامي ترکيه در سوريه تهديدي کوتاهمدت براي دولت مرکزي سوريه نميباشد. اما به هر ترتيب ترکيه وارد فضاي سرزميني کشوري ديگر شده و از اين جهت نقض حاکميت کرده است. در اين راستا ايران بايد تا جايي که ممکن است زمينه اتحاد کُردها و اسد را فراهم سازد. در اين صورت احتمال افزايش تلفات و تحت فشار قرارگرفتن ارتش ترکيه در سوريه بالا ميرود و همراه با عمليات خشونتآميز کُردها در داخل خاک ترکيه، اين روند ميتواند باعث خروج تدريجي ترکيه از سوريه شود.