بستن

«حافظ» و نیاز جامعه ما به «خیر»

«حافظ» و نیاز جامعه ما به «خیر»
غلامحسین ابراهیمی‌دینانی استاد فلسفه دانشگاه تهران

حافظ نياز و ضرورت همواره زمانه ماست. از ديروز و امروز و فردا. چرا؟ زيرا حافظ کهنه نمي‌شود. درست است و حقيقت همين است که حافظ به تاريخ سپرده نمي‌شود، عتيقه نمي‌شود. در موزه‌ها دنبال حافظ نبايد گشت و حافظ در قلب همه خانه‌هاي ماست. چرا؟ چون حافظ سرتاپا «خير» است و «خير» نياز هميشه جامعه ماست. «خير» هميشه زنده است. «خير» اگر متوقف شود، مرده است. اگر جامعه ما متوقف شده است علتش اين است که خير در آن تنزل يافته است. اما حافظ، متوقف‌شدني نيست. حافظ، انديشه‌ها را مي‌انديشد و چون انديشه‌ها را مي‌انديشد، انديشه ما را دعوت به انديشيدن مي‌کند. وقتي حافظ را مي‌خوانيد او ما را به انديشيدن دعوت مي‌کند و انديشه ما را فعال مي‌کند و ما زماني تازه‌ايم که انديشه حافظ را بيانديشيم. چند مطلب در نظر حافظ مهم بوده است: نخست صدق، عدم‌ريا و صافي، دوم توکل و سوم همت. شعر حافظ پشتوانه اسلام و قرآن را دارد و او با قرآن و فرهنگ ايراني مانوس بوده است. آنچه مردم از حافظ مي‌شناسند، يک کتاب شعر است و حتي زندگاني او چندان روشن نيست اما کتابش همه‌جا هست و عارف و عامي آن را دارند. حافظ فيلسوف نيست، البته عارف و شاعر است، شعر او جاودانه است و هرکس مي‌تواند گمشده خود را در شعر او پيدا کند. شعر حافظ سهل و ممتنع است، حافظ آسان و روان اما در عين حال سخت و پيچيده است و اين هنر حافظ است که به زبان مردم صحبت کرده اما فقط به يک زبان آن هم از انسان سخن گفته است. درتاليفات بشري کمتر کتابي به‌ عمق ديوان حافظ در زمينه انسان‌شناسي هست. شعر حافظ انسان‌شناسي است و تمام ابعاد روحي انسان را مورد تاکيد قرار داده است. اينجاست که اگر در جامعه ما «خير» کمرنگ شده و دعوت به انديشه و انديشه‌ها را انديشيدن، گم شده است، بايد اين گنجينه و دارايي زنده ايراني را از حد کتابي ساده در اوج اعماقي بي‌انتها به مردم بازشناسيم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی