کودکي و دوران رشد کودک، دوران تثبيت شخصيت انساني و آموزش شناختها است. دوران آموزشهاي علمي و شکلگيري انسان از همان پايهها است.تمام مقاطع از بدو تولد تا 12 سالگي هر کدام ويژگيهاي خاص خودش را دارد، کودکان از صفر تا 2 سالگي و از 2 تا 5 سالگي و در دوران دبستان ويژگيهايي دارند و آموزش خانوادهها با الزامات همين دورانها جزو ضروريات زندگي انسان براي داشتن يک روان سالم در آينده خواهد بود.در بسياري از مراجعهکنندگاني که به ما مراجعه ميکنند، وقتي به گذشته بر ميگرديم ميبينيم که تروماها و ضربههاي دوران کودکي که به آنها وارد شده و رشد دوران کودکي، زمينهساز وجود يکسري از نا بهنجاريهايي است که اکنون هست.در دوران کودکي مسائل تثبيت ميشود و رشد ميکند و نهادينه و پايهگذاري ميشود. در واقع همانند ساختمان است و اگر پايههاي اوليه ساختمان را به درستي قرار دهيد، ساختمان را بيمه کردهايد در غير اين صورت هرچه به اين ساختمان اضافه ميشود، سست و لغزنده خواهد بود. دوران کودکي چنين نقشي را دارد.خانوادهها دقت کنند، انعکاس تمام رفتارهايشان در درون کودک مانند يک ضبط صوتي است که ميرود و در آنجا حک ميشود و تا پايان عمر در کودک باقي ميماند. البته خانوادهها فکر ميکنند که کودک گفتوگوها، مجادلات و يا هر مسالهاي ديگر را نميفهمد در حالي که وقتي ما بعدا بررسي ميکنيم ميبينيم وقتي که اينها خاطراتشان را عنوان ميکنند دقيقا اينها را ميگويند و اين ميتواند بهصورت اضطراب نقشبندي کند و يا ميتواند بهصورت پايين بودن اعتماد بهنفس و يا حتي برعکس يعني اعتماد به نفس کاذب خودش را نشان دهد.بايد مراقب گفتوگوها و رفتارهايمان جلوي کودکان از همان دوران کودکي باشيم و بدانيم اينها بر لوح کودکان نقش ميبينند.همه رفتارها، کنشها و اتفاقاتي که رخ ميدهد شخصيت اوليه کودک را ميسازند و اين از همان دوران حاملگي شروع ميشود و وقتي کودک بهدنيا ميآيد همه اين پايهريزيها انجام ميشود.