ادامه از صفحه اول/ آمريکا از طريق مذاکره با ترکيه کوشيد تا راهي براي رفع اين تناقض پيدا کند، اما هيچ راهي پيدا نشد. نهايتاً دولت ترامپ تصميم گرفت که دو طرف را به حال خود رها کند. تصميم ترامپ مورد انتقاد بسياري از سياستمداران آمريکا از جمله شماري از افراد متنفذ حزب جمهوريخواه قرار گرفته است. آنها ترامپ را متهم کردهاند که با خارج کردن نظاميان آمريکا از شمال سوريه، راه را براي تسلط روسيه و ايران بر سوريه هموار کرده است. اين ادعا البته چندان موجه نمينمايد زيرا سلطه نظامي ترکيه بر بخشي از شمال سوريه و اسکان آوارگان سوري مقيم ترکيه در اين منطقه، بعيد است کمکي به بسط نفوذ روسيه و ايران در سوريه کند. با اين حال، رها کردن گروههاي کرد متحد آمريکا در برابر حمله نظامي ترکها ميتواند پاشنه آشيل تصميم ترامپ محسوب شود. ترامپ اما اصولاً خود را متعهد به دفاع از کردهاي سوريه به بهاي مقابله يا از دست دادن متحدي مانند ترکيه نميبيند، ضمن آنکه از نگاه او جنگ سوريه چنان بيهوده و بيربط است که قرباني کردن سربازان آمريکا در آن هيچ توجيهي ندارد. گويا از نگاه ترامپ، حضور داعش و نفوذ ايران دو خطر عمده براي منافع آمريکا در سوريه محسوب ميشوند که از ديدگاه او خطر داعش بر طرف شده و نفوذ ايران هم بايد از طريق ساير کشورهاي دخيل در بحران سوريه به خصوص اسرائيل کاهش يابد. ترامپ اساساً نميخواهد نقش تعيينکنندهاي در معادله سوريه بازي کند. علاقه او بيشتر معطوف به حل مشکل از طريق روسيه و عربستان و برخي ديگر از بازيگران است. از همين رو، اصرار ولاديمير پوتين به تدوين هر چه سريعتر قانون اساسي جديد سوريه در آستانه سفرش به عربستان شايد بسيار مهمتر از رفتار دولت آمريکا در تعيين سرنوشت سوريه باشد!