اينکه اصولگرايان بر طبل شادانه بکوبند که به دليل مشارکت پايين صندليهاي مجلس را تصاحب خواهند کرد، اين شادي متناسب با واقعيتهاي زير پوست شهر نيست. جامعه اگر در دوفضاي اکثريت و اقليت قرار بگيرد و به تعبيري با راي دهي و انتخاب اقليت، حکمراني در مجلس شکل بگيرد آيا تعادل متناسب با منطق خواست جمعي جامعه برقرار ميشود؟ بزرگان اصولگرا هر چقدر هم که به تک جملههاي مکتبي رجوع کنند و به خواست اقليت رنگ و بوي غير عرفي بدهند، اما ادبيات زير پوست جامعه به عنوان يک واقعيت بديهي غير قابل کتمان است. منابع انساني جامعه به هر گونه نگرشي هويت ميدهند و اگر بشري وجود نداشت، بسياري از مفاهيم هم معني و مفهوم نداشت. بنابراين پيام سليقه اکثريت و اقليت جامعه گواه روش و منشهاي جديد است. سوال کليدي اين است که آيا مسئولان واقعيتهاي جامعه را پذيرفتهاند؟ و متناسب با اين واقعيت تصميمسازي و تصميمگيري دارند؟ نکته اين است که با توجه به واقعيتهاي جامعه امروز و تاثيرگذاري فناوري و تکنولوژي در قالب شبکههاي اجتماعي ديگر نميتوان از سوپاپ اطمينانهاي مقطعي بهره برد. ادبيات زير پوست شهر به صورت پيدا و پنهان با خرد عمومي جهاني اتصال پيدا کرده است اين واقعيت غير قابل کتمان است. اينکه برخي اصولگرايان اينگونه بينديشند که بايد اجازه داد مردم سرگرم اين نوع ظواهر باشند تا حواسشان به عملکردها نباشد، گزارهاي ذهني و در عين حال، آسيبزاست. فناوري و تکنولوژي جوامع کمتر توسعه يافته را از خمودگي ذهني درآورده است و ذهنها هشيار شده است. سختگيريهاي غيرکاربردي باعث ميشود که افراد در لباسها و پوششهاي ديگر بروند و براي رسيدن به هدفشان، وسيله قابل توجيه ميشود. به عنوان مثال اختلاسها، رانتها و ويژهخواريها، مفتبَريها و... در چه پوششي به انجام رسيده است؟ کسي که ميخواهد به جامعه خيانت کند پرچم خيانت به دست نميگيرد. بلکه پرچم همراهي تمام و کمال با نهادها را به دست ميگيرد و ريا و دورويي به راحتي در آن سطح قابل درک و تشخيص نيست. پس از گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامي هنوز از وجود رانت، فساد و... شکوه و شکايت همگاني به وجود آمده است. بنابراين حفظ ظواهر و حضور پيوسته در فضاي شعارهاي آرمانگرايانه، ضامن سلامت اقتصادي نيست. مردم حق دارند از بعضي موضوعهاي جامعه ناراحت باشند. فرزندان برخي مسئولان در قالب واژه آقازاده و اصطلاح «ژن خوب» کاري با ذهن جامعه کردهاند که جريان نفوذ و دشمنان نتوانستهاند به انجام برسانند. مردم ميگويند وقتي فرزندان برخي مسئولان شعارهاي پدرانشان را باور ندارند، چطور و چگونه مردم باور کنند؟