يکي از مسائلي که برخي جاها معني و مفهومي نداره، پذيرفتن مسئوليته. مسئوليتپذيرفتن به اين معنا نيست که کسي جايگاه و مقامي رو قبول نکنه، نه؛ به اين معناست که اون جايگاه رو قبول ميکنه، حقوقش رو هم ميگيره. دوتا جايگاه ديگه هم با حفظ سمت قبول ميکنه و حقوق اونها رو هم ميگيره اما در نهايت پاسخگوي هيچکدوم از مسئوليتهاش نيست.
يه مسئول آموزش ساده توي دانشگاه رو در نظر بگيريد که در روز دوساعت استراحت ميکنه، دوساعت سيستمش قطعه، دوساعت ميگه امروز نميشه برو شنبه بيا و دوساعت هم ميگه برو طبقه دوازدهم نامه بگير بيار آسانسور هم خرابه. انگار انجامندادن مسئوليتها خودش يه نوع مسئوليت حساب ميشه! با اينجور مسئولها زياد سروکار داريم.
يه سري هستن که شايد چندتا مسئوليت نداشته باشن اما مسئوليت همون يه دونه مسئوليت رو هم قبول نميکنن. بهطور مثال طرف وزير ارتباطاته ولي کمسرعتبودن و قطعووصلشدن اينترنت، وضعيت اپراتورها، فيلترينگ و کلا هر چيزي که به ارتباطات و اينترنت و تلفن و... مربوط ميشه به ايشون ربطي نداره. وظيفه اصلي ايشون اينه که توي کوير لوت دکل بزنن همين. مهم هم نيست اون دکل اصلا کار ميکنه يا نه. آنتن موبايل و اينترنت رو تامين ميکنه يا نه، مهم اينه که دکله و همه ميبينن و ميگن بهبه، عجب سازهاي! دستمريزاد به اين وزير. يکي ديگه از وظايفشون هم اينه که ببينن کي براشون کامنت گذاشته تا سريع يه پيژامه بندازن توي ساکشون و برن خونه طرف آبدوغخيار بخورن. کسي هم اگه انتقاد کنه از اين وزير جوان، در جواب بهش ميگن که راستش اينا دست من نيست. پس دست کيه آقاي وزير؟ اگه دست شما نيست پس براي چي به شما ميگن وزير ارتباطات؟
يا مثلا طرف وزير فرهنگه اما وقتي در مورد فرهنگ و سينما و کتاب و اکران فيلمها ازش سوال ميشه، از پاسخ ميمونه. حالا فکر کنيد شخص مورد سوال شما رئيسجمهور باشه؛ شما راجع به گروني، بيکاري، وضعيت معاش، مسکن و... انتقاد ميکنيد و لابد ايشون جواب ميدن خب اينا که تقصير دولت نيست!
يا مثلا در مورد فلان وزير انتقاد ميکنيد و ميگيد که کارش رو درست انجام نميده. ميگن اصلا اين وزير مال من نيست. اين وزير مال کيه؟ يا ديگه توي آخرين مرحله يه ويدئو بهشون نشون ميديد و ميگيد آقا اينکه شماييد داريد وعده ميديد که همهچيز حل خواهد شد، رونق اقتصادي اونچنان ايجاد خواهد شد که به يارانه احتياج نباشد. پس چرا همه بعد ششسال دنبال يارانه گرفتنن؟ چي شد پس؟ ايشون لابد اين رو هم رد ميکنن و ميگن اينکه من نيستم اصلا. نه اصلا فوتوشاپه. با تکنيکهاي صداگذاري و تقطيع الکي واسه ما حرف درميارن! پشت سرم حرف زياده ولي دور و برم فوقالعاده!
يعني در واقع به يه جمعبندي کلي بخوايم برسيم هر اتفاقي که ميفته برخي مسئولان هيچ نقشي توش ندارن و آنقدر کار دارن که نميتونن فکرشون رو با اين مسائل جزئي مخشوش کنن. بهتره همه ما بريم تو اتاقهامون و به کارهاي زشتمون فکر کنيم.