آرمان ملي- حميد شجاعي: اصلاحطلبان طي سالهاي متمادي با طرح مطالبات مردم در حوزههاي مختلف توانستند سرمايه اجتماعي خوبي را براي خود فراهم سازند و در انتخابات مختلف از آن بهره ببرند. با اين حال شرايط در انتخابات مجلس 98 دگرگونه است چرا که از سويي سرمايه اجتماعي اصلاحطلبان به طرز محسوسي کاهش يافته از سوي ديگر آنها هنوز راهبرد مشخصي براي حضور در انتخابات در پيش نگرفتهاند. محسن آرمين نايب رئيس مجلس ششم معتقد است: «لازم نيست اصلاحطلبان شعار شرکت مشروط در انتخابات بدهند، کافي است با توجه به اين که انتخابات مجلس يک انتخابات متکثر است و در هر حوزه انتخاباتي تعداد کانديداي مشخصي به رقابت ميپردازند، بتوانند نسبت به هر حوزه انتخابيه متناسب با شرايط همان حوزه تصميم بگيرند. به اين ترتيب اصلاحطلبان هم فرصت انتخابات را براي پيگيري اهداف اصلاحطلبانه خود از دست ندادهاند و هم تن به شرکت در انتخابات با هر شرايطي نخواهند داد.
زنگ خطر اصلاحطلبان
شايد بسياري از آنهايي که امروز به عملکرد اصلاحطلبان در نهادهاي انتخابي چون مجلس و شوراي شهر گلايه و اعتراض دارند به اين نکته مهم توجه نکردهاند که 2 دهه از ظهور جريان اصلاحات و آموزههايش که آن زمان در جامعه تازگي داشت ميگذرد. در آن دوران اصلاحطلبان توانستند با طرح شعارهاي مردم پسند همچون قانونگرايي، آزادي انديشه و جامعه مدني مورد وثوق مردم قرار بگيرند و انتخاباتها را يکي پس از ديگري با موفقيت پشت سر بگذارند، اما اکنون با گذشت بيش از 20 سال از خرداد 76 مطالبات، خواستهها و نيازهاي جامعه نيز تغيير کرده و اصلاحطلبان اگر همچنان ميخواهند جريان مورد وثوق و اعتماد جامعه باشند بايد خود را همسان با نيازها و مطالبات روز جامعه بهروز کنند. حوادث دي ماه 96 زنگ خطرو هشداري هم به اصلاحطلبان داد که گرچه مردم در شرايط حاضر اصلاحطلبان را به اصولگرايان ترجيح ميدهند، اما اين بدان معني نيست که تمام مطالبات مردم در جريان اصلاحات متبلور است. شرايط سخت اقتصادي و معيشتي مردم که باعث ريزش محسوس سرمايه اجتماعي اصلاحطلبان شده نشان ميدهد که جامعه به دليل عدم تحقق مطالبات خود از اصلاحطلبان رويگردان شده و اعتماد خود را از دست داده و اساسا رويکرد خوشي نيز به مقوله انتخابات ندارد؛ چرا که عملکرد مناسبي را از منتخبين خود شاهد نبوده است. در اين بين اصلاحطلبان اگر بخواهند مقداري از سرمايه اجتماعي از دست رفته را بازگردانند هر چند سخت، اما بايد صداقت و شفافيت پيشه کنند، از اشتباهات و نقصهاي عملکردي در گذشته عذرخواهي کرده و با برنامهاي دقيق و قابل دستيابي مردم را به آينده اميدوار سازند. آن زمان است که ميتوان از حضور موفق و موثر در انتخابات سخن به ميان آورد.
خانه تکاني در اصلاحات
نايب رئيس مجلس ششم در خصوص قدرتيابي اصلاحطلبان و از دست دادن سرمايه اجتماعي اظهار داشت: موافقم که بدنه اجتماعي اصلاحطلبان طي دو سه سال اخير ريزش داشته است. ايرنا نوشت؛ محسن آرمين گفت: تصور نميکنم در اين حقيقت بتوان ترديد کرد که بخش اعظم منتقدان امروز، در حمايت از اصلاحطلبان در انتخاباتهاي سالهاي 92 و 94 و96 شرکت کردهاند و اکنون که انتظارات و تصورات خود را برآورده نميبينند در موضع و تصميم اصلاحطلبان در قبال انتخاباتهاي مذکور ترديد ميکنند. در واقع اين تحليلها و قضاوتها اگر هم درست باشند؛ تحليل بر اساس نتايج است. وي افزود: وقتي اعتماد جامعه به کارآمدي نظام در حل مشکلات و اميد به آينده بهتر کاهش مييابد طبيعتاً اعتماد و اميد به همه نيروهايي که معتقد به اصلاحات در چارچوب نظام هستند، کاهش مييابد. نماينده تهران در مجلس ششم ادامه داد: مشکل اصلاحطلبان نداشتن يک گفتمان جديد و ناظر به اصليترين مشکلات کشور است که عدالت خواهي و فسادستيزي بخشي از آن است. مشکل اصلاحطلبان به گمان من اين است که گفتمان آنها به اندازه کافي منسجم، راديکال، صريح و شفاف نيست. گفتماني که پيش از اين وجود داشت با توجه به تحولات سياسي و اجتماعي سالهاي اخير نياز به بازسازي دارد. اين چهره اصلاحطلب در خصوص باز تعريف جريان اصلاحات اظهار کرد: اصلاحطلبان نياز به يک گفتمان جديد و يک خانه تکاني اساسي دارند. اصلاحطلبان در دهه هفتاد و هشتاد خود در چارچوبهاي متعارفي که از نظر آنان ناکارآمد، فساد آلود و نيازمند تحول بود، بازي نميکردند. در پي روشهايي نظير لابيهاي پشت پرده با باندهاي قدرت نبودند. به نيروي اجتماعي حامي خود متکي بودند و به همين سبب توانستند حتي در ساخت قدرت تأثير جدي بگذارند. وي عنوان کرد: بايد اعتراف کرد که به سبب دشوار بودن اصلاحات در ايران و در نتيجه طولاني بودن مسير آن، که با ناکاميهايي نيز همراه بوده، بخشهاي از اصلاحطلبان به حضور در قدرت عادت کردهاند. لذا برخي از آنها براي بقا به زد و بندهاي پنهان با باندها و لابيهاي قدرت روي آوردهاند. برخي به مسائل مالي آلوده شدهاند. اصلاحطلبان سالم و واقعي بايد حساب خود را از اين بخشها و افراد جدا کنند. البته که اين جراحي هزينه زاست. براي اصلاحطلبان بايد اعتماد نيروهاي اجتماعي، حفظ اصالت و پرنسيپ اصلاحطلبانه و سلامت از آلودگيهاي مالي و سياسي و اخلاقي مهم باشد.
مشارکت مشروط لازم نيست
نايب رئيس مجلس ششم در خصوص راهبردهاي اصلاحطلبان در انتخابات پيش رو گفت: اصلاحطلبان ديگر نميتوانند با راهبرد انتخاباتي گذشته وارد انتخابات شوند. راهبرد شرکت در انتخابات با هدف جلوگيري از ورود نيروهاي افراطي به مجلس يعني راهبرد انتخاب ميان بد و بدتر اگر در چهار سال پيش راهبرد بهنگام و کارآمدي بود، با توجه به تحولات سالهاي اخير به نظر ميرسد کارآمدي گذشته را نداشته باشد و نتواند جامعه را به حضور در پاي صندوقهاي رأي ترغيب کند. اصلاحطلبان در اين انتخابات بايد با کانديداهاي اختصاصي خود شرکت کنند. کانديداهايي که اگر هم جزو شخصيتهاي برجسته و شناخته شده اصلاحات نيستند صلاحيت نمايندگي خواستهها و مطالبات اصلاحطلبانه را داشته باشند. وي ادامه داد: به نظر من لازم نيست اصلاحطلبان شعار شرکت مشروط در انتخابات بدهند، کافي است با توجه به اين که انتخابات مجلس يک انتخابات متکثر است و در هر حوزه انتخاباتي تعداد کانديداي مشخصي به رقابت ميپردازند، اصلاحطلبان بتوانند نسبت به هر حوزه انتخابيه متناسب با شرايط همان حوزه تصميم بگيرند. به اين ترتيب اصلاحطلبان هم فرصت انتخابات را براي پيگيري اهداف اصلاحطلبانه خود از دست ندادهاند و هم تن به شرکت در انتخابات با هر شرايطي نخواهند داد.