آرمان ملي- محمدحسين لطفالهي: توافق هستهاي سال 2015 که توسط ايران و کشورهاي عضو 1+5 به امضا رسيد، گويي دريچهاي تازه به روي چندجانبهگرايي گشوده شده بود؛ انتظار ميرفت جهان نيز با مشاهده نتيجه برد - برد برجام به اهميت و ارزش مذاکره و فهم منافع متقابل پي ببرد، انتظار ميرفت موضع پوپوليستهاي مليگرا در جهان تضعيف شود و هزار و يک انتظار ديگر. با اين وجود ديري نپاييد که با ظهور پديده سياسي خاصي چون ترامپ در آمريکا که آشکارا از «يکجانبه گرايي» سخن ميگفت، شعار «اول آمريکا» سرميداد و ناسيوناليسم را به جهانيان توصيه ميکرد، شرايط بازي را تغيير داد. به رغم رعايت تمام مفاد برنامه جامع اقدام مشترک از سوي ايران، ايالات متحده از برجام خارج شد، تحريمها بازگشت و ايران پس از 12 سال مذاکره و حتي امضاي توافق دوباره به نقطه آغاز و بحث بر سر حق غنيسازي بازگشت. پس از خروج ايالات متحده از توافق هستهاي در نشست کميسيون مشترک برجام که در سطح وزراي خارجه برگزار شد، کشورهاي عضو 1+4 وعده دادند که در مقابل تحريمهاي آمريکا خواهند ايستاد و سازوکاري براي مقابله با آثار تحريم ايجاد خواهند کرد. اکنون و با گذشت بيش از يک سال، ايران با مشاهده عدم توانايي اروپا در تأمين منافع اقتصادي تهران از برجام، سه گام کاهش تعهدات برداشته و بسياري از محدوديتها در حوزه هستهاي را کنار گذاشته است. اروپا نيز تهديد کرده اگر گام چهارم برداشته شود، چارهاي جز خروج از برجام نخواهد داشت. در چنين شرايطي ميتوان اذعان کرد که آينده چندجانبه گرايي و برجام به هم گره خورده و در صورتي که شکست کامل اين توافق به صورت رسمي اعمال شود، موضع گلوباليستها بيش از پيش تضعيف خواهد شد. رئيسجمهور در يادداشتي که در روزنامه فايننشال تايمز نوشت: «رويکرد دولت ترامپ در زمينه موضوعات تجاري، معاهدات بينالمللي و برخورد تحقيرآميز ترامپ حتي نسبت به متحدين ايالات متحده، نظم جهاني را با چالشهاي جديدي مواجه ساخته است. در يک کلام، سياست يکجانبهگرايي، تبعيض نژادي، مسلمان ستيزي و تضعيف معاهدات مهم بينالمللي از جمله معاهده تغييرات اقليمي که توسط دولت فعلي آمريکا دنبال ميشود از اساس با رويکرد چندجانبهگرايي و ديگر نظرات سياسي-اجتماعي که اروپا آن را دنبال ميکند در تضاد است».
عاقبت برجام چه خواهد شد؟
در شرايط کنوني دو سناريو پيش روي برجام است: اول آن که ايران در مذاکرات با اروپا و مذاکرات احتمالي با 1+5 که رئيسجمهور از آن سخن گفته ناکام ميماند و با برداشتن گام چهارم از سوي تهران، اروپاييها از برجام خارج شده و فاتحه برجام خوانده ميشود. دوم آن که نتيجهاي از اين مذاکرات حاصل شده و با اعمال تغييراتي در برجام، توافق پابرجا ميماند. سناريو سوم فريز شدن برجام در شرايط کنوني و تعيين سرنوشت آن بعد از انتخابات رياست جمهوري آمريکاست. هر سه اين شرايط عواقب و هزينههايي براي ايران دارد که بايد به درستي بررسي شود اما به طور کلي آينده برجام را ميتوان گره خورده به آينده چندجانبهگرايي دانست. معاون سياسي وزارت امور خارجه در اين باره ميگويد: «همکاري ايران و کشورهاي 1+5 بايد به شکستن ديوار تحريمها و يکجانبهگرايي منجر شود که همچين سلاحي عليه کشورهاي مستقل بهکار گرفته ميشود». سيدعباس عراقچي تصريح کرد: «ما و کشورهاي اروپايي در کنار چين و روسيه در جريان مذاکرات تلاش کرديم به توافقي متوازن برسيم ولي اکنون با يکجانبهگرايي آمريکا اين توازن از بين رفته است». حال با مشکلاتي که دولت آمريکا به آنها دچار شده و مطرح شدن احتمال استيضاح ترامپ اين احتمال وجود دارد که اميدها در خصوص برجام افزايش يابد و با عدم انتخاب دونالد ترامپ امکان بازگشت ايالات متحده به اين توافق فراهم شود.