برخي از کشورهاي منطقه که در توهم ثروت و پشتگرمي به غرب و رژيم صهيونيستي هستند از همه ظرفيتهاي خود در جهت کشاندن منطقه به تقابل با جمهوري اسلامي ايران بهره گرفته و تصورشان بر اين است که ايجاد جنگي محدود بين ايالات متحده با ايران با هدف از بين بردن زيرساختها و توانمنديهاي صنعتي و اقتصادي جمهوري اسلامي ايران، بهترين گزينه است تا از اين طريق امکان رشد و توسعه را از ايران گرفته و جامعه را از دستيابي به هر امکاني براي بالفعل ساختن ظرفيتهاي بالقوه خود محروم کنند. تلاشهاي گسترده مقامات اروپايي و زير فشار قراردادن رئيسجمهور و هيات جمهوري اسلامي ايران در نيويورک براي پذيرش ديداري سمبليک با رئيسجمهور ايالات متحده يک حادثه پروتکلي و نمايشي نبود بلکه واردکردن ايران در مسير امتيازدهي براي موضوعاتي چون نقش منطقهاي و توانمنديهاي موشکي و نظامي جمهوري اسلامي ايران است که مستقيما با امنيت ملي کشور ما گره خورده است. بهراستي ما با شرايط حساسي مواجه هستيم و ذهن پويا و تيزبين ايراني به روشني ميبيند که طرفهاي مقابل چقدر منافعمحور هستند که نهتنها هيچ وفا و عهدي را پايبند نيستند بلکه نگاه کلي و جهانبيني آنها منافع و سود است و لبخند و تبسم آنان تا جايي است که از خود مايه نگذارند و ابتداييترين ارزشهاي انساني را به قربانگاه برند، درست نظير وضعيتي که در يمن و فلسطين به روشنترين وجه شاهد آن هستيم. در چنين شرايطي بايد هوشيار باشيم که از همه ابزارهاي خود به بهترين وجه استفاده نماييم. يکي از ضرورتهاي جدي در مقطع کنوني، در پيش گرفتن ديپلماسي فعال و پيشدستانه است. بايد به اين نکته توجه داشت در شرايط مقاومت با هدف دستيابي به موقعيت بهتر براي مذاکره و چانهزني، نهتنها ديپلماسي تعطيل و کمرنگ نميشود بلکه بايد با سرعت و هوشمندي، طراحي و محاسبه دشمن را ارزيابي و سناريوهاي خود را براي خنثيکردن آنها به اجرا درآورده و نظم فکري طرف مقابل را برهم زد. در اين راستا، يکي از وظايف مهم دستگاه ديپلماسي، تشريح سياستها و خواستههاي کشور به مخاطبان اعم از کشورهاي منطقه، کشورهاي همسو، بازيگران اثرگذار و افکار عمومي جهان است. با اين اقدامات، بايد تصويرسازي درستي صورت گيرد که ايران به شرط توجه به منافع و خواستههاي بنيادين خود، اهل مذاکره و گفتوگو است و هيچگاه ميز مذاکره را ترک نميگويد. تصميمگيران جامعه متوجه واقعيتهاي جاري در جامعه و محيط بينالمللي هستند اما شايد تعريف ايراني از مقاومت تفاوتهاي جدي با تجارب ديگر داشته باشد. از نگاه ما قاعدتا، مقاومت بهمعناي آن است که به حد بازدارندگي قابل قبولي برسيم که طرفهاي مقابل به اين درک برسند که نميتوان حقوق اين ملت و کشور را ناديده گرفت. ماموريت و رسالت ديپلماسي در فرموله و نهادينهکردن اين درک است تا منافع کشور در فرآيند مذاکره با کشورهاي بزرگ و ذينفع بهدست آيد و براي رسيدن به چنين هدف و منظوري نيز بايد فضا براي ايفاي نقش ديپلماسي فراهم شود.