انتخابات مجلس در اسفندماه سال جاري باعث شده تا جريانات سياسي تمام زمان و انرژي خود براي برنامهريزي و مهيا کردن شرايط براي حضور مقتدرانه در آوردگاه 98 بگذارند. اصلاحات نيز به عنوان جرياني که همواره بر محور مطالبات مردم حرکت کرده و تا کنون توانسته سرمايه اجتماعي را پشت سرخود داشته باشد درصدد است که براي انتخابات مجلس نيز اين رويه را تکرار کند، اما براي تکرار اين مساله نياز است که اصلاحطلبان ابتدا صادقانه پاسخگوي عملکرد مجموعههاي تحت نظارت خود به مردم باشند و اگر در جايي اشتباه يا ضعف عملکردي بوده عذرخواهي کرده و درصدد جبران برآيند. يکي از ويژگيهاي بنيادين اصلاحطلبي فهم مسائل رخ داده در گذشته و حال و عملکرد درست بر مبناي آن است. نکته ديگر به اين بازميگردد که اصلاحطلبان شرايط کنوني و آينده پيش روي جامعه را چگونه ببينند و چگونه عمل کنند. اگر اصلاحطلبان در گذشته عملکرد و رفتار درستي نداشند، ابتدا بايد نسبت به اشتباه بودن رفتار و عملکرد خود در گذشته آگاهي پيدا کرده، متواضعانه عذرخواهي کنند، جبران مسئوليت آن را پذيرفته و رويه قبلي را مورد بازبيني قرار دهند. اصلاحطلبي در مفهوم کلان با همين شاخصها و گزارهها پيوند ميخورد. از اين رو هر چقدر اصلاحطلبي بتواند با اين مباني بنيادين خود پيوند بخورد، نسبت به آن وفادار باشد، متکي بر آن عمل، نقد و بازبيني کند يا به عبارت عامتر خود را اصلاح کند، طبيعتا در درون خود نيز اين فرصت نقد مبتني بر ارتقا را ايجاد کرده و ميتوانند تاثير خود را در جامعه و حتي گروههاي رقيب بگذارند. اصلاحطلبي به عنوان يک جريان تاثيرگذار سياسي در گذشته نيز توانسته اين امر را ثابت کند که هر جا مساله را خوب ديده و فهميده حتي بر رقباي خود نيز تاثير گذار بوده است. از ديگر ويژگيهاي اصلاحطلبي نگاه اخلاقي به سياست است. نگاه اخلاقي به سياست خودبرتربيني نيست و در ذات خود نوعي کرنش در برابر خطاهاي خود، ذينفعان و کساني که به اين نگاه معتقدند، دارد. از زاويه اخلاق سياسي ايجاب ميکند که اصلاحطلبان به نقد مباني انديشهها، استراتژيها و کنش و رفتار خود بپردازند. حتي اگر نگاه معرفتي داشته باشيم، خداوند کسي را که خودبرتربيني ندارد، رشد داده و او را بزرگ ميکند. هرچند اين امر به لحاظ مدني نيز مورد اثبات قرار گرفته که جريانات مدني که قائل به پاسخگويي به مردم و نقد و بازبيني خود بودهاند، توانستهاند فرصتهاي بهتر و بيشتري را براي خود خلق کنند. جامعه به نقد مشفقانه و ارزيابيهاي منصفانه پاسخ مثبت ميدهد و خود اين اقدام نيز نوعي آموزش براي يک جريان سياسي است. بدين نحو که به خود و کنشگران آموزش دهد که راه خلق فرصتهاي جديد از کريدور نقد و ارزيابي مشفقانه و منصفانه عبور ميکند.