تا يک سال پيش سوريه کانون توجهات منطقهاي و جهاني بود، اما رفته رفته به دلايل داخلي و منطقهاي متعددي جاي خود را به يمن داد؛ در حالي که سوريه با توجه به مجاورت آن با اسرائيل از اهميت ويژهاي برخوردار بود، اما خوب يمن هم بهدليل همسايگي با عربستان و جنگ پيدا و پنهان ميان رياض و تهران به همان اندازه اهميت دارد و در شرايط کنوني نيز در سايه تنشهاي يک سال اخير ناشي از خروج آمريکا از برجام به دلايلي اين اهميت مضاعف است. اگر به تحولات و بحرانهاي منطقه، نه در قالبي مجزا بلکه در يک بسته تحليلي در دو چارچوب، يکي تنش ميان ايران و آمريکا و ديگري رقابت و نزاع ميان سه محور ترکي ايراني سعودي بهويژه دو محور اخير بنگريم، يمن امروز از اهميت کارکردي بزرگي برخوردار است و فعلا بهعنوان بزرگترين اهرم فشار جبهه ايران در تقابل با آمريکا و محور عربستان مطرح ميباشد. البته در اين ميان، تحولات يمن براي محور ترکيه ـ قطر نيز فارغ از اهميت نبوده و چنان با آب و تاب عملياتهاي مهم جنبش انصارا... (حوثيها) را پوشش ميدهند که کاملا رياض را نزد افکار عمومي عربي تحت فشار قرار دادهاند. اما آنچه بيش از گذشته يمن را کانون توجهات جهاني قرار داده، حملات فزاينده يمنيها به عربستان و مراکز حساس آن است؛ حملاتي که در يک سال اخير در يک تحول معنادار همپاي افزايش تنش ميان آمريکا و ايران شدت يافته است. در اين راستا هم پس از حملات بيسابقه به تاسيسات نفتي آرامکو در بيست و سوم شهريور و قطع صادرات نيمي از صادرات نفت رياض، در روزهاي اخير نيز حوثيها اعلام کردند که يک عمليات بزرگ و راهبردي تحت عنوان «نصر من ا...» را در محور نجران عليه نيروهاي عربستاني و نيروهاي يمني همپيمان با رياض انجام دادهاند و طي آن سه تيپ نظامي را ساقط و 350 کيلومتر مربع را آزاد کرده و 200 نفر را کشته و حدود دوهزار نفر از جمله چندين نظامي و افسر سعودي را اسير کردهاند. ائتلاف نظامي عربستان پس از دو روز سکوت، امروز واکنش نشان داده و اين عمليات را نمايش خوانده و آن را تکذيب کرد. بهنظر، فارغ از اين تکذيبيه ائتلاف و اعداد و ارقام اعلام شده و مبالغههاي برخي رسانههاي داخلي که عدهاي از 7هزار اسير عربستاني هم گفتند، اما تصاوير و فيلمهاي پخش شده نشان ميدهد اين عمليات سهمگين بوده است. اينکه چنين حملهاي پس از حدود پنج سال از آغاز جنگ يمن انجام ميشود، در حد خود گوياي يک نکته کليدي است: اينکه اين جنگ در هدف خود براي پايان دادن به سلطه حوثيها، نه تنها ناکام مانده بلکه عربستان يک بار ديگر و براي هفتمين بار در طول 8 دهه گذشته در باتلاق يمن گرفتار شده است؛ همان اتفاقي که در دهه شصت ميلادي قرن گذشته هم افتاد و جمال عبدالناصر رهبر ناسيوناليسم عربي گفت يمن را به باتلاقي براي آل سعود تبديل ميکند. اما پرسش کانوني اين است که اين حمله چرا يک ماه پس از انجام آن اعلام ميشود؟ يک پاسخ احتمالي ميتواند اين باشد که اعلام آن پس از طرح پيشنهاد آتش بس از جانب صنعا، تلاشي براي اثبات اين است که اين پيشنهاد از موضع ضعف نبوده است. بهنظر جنگ يمن به يک دردسر بزرگ براي رياض تبديل شده که اگر بخواهد در چنين شرايطي به اين جنگ پايان دهد، هم شکست بزرگي نه تنها در برابر حوثيها، بلکه در برابر ايران تلقي ميشود و هم به نوعي پذيرش تحميلي واقعيتي به نام يک دولت شيعي همپيمان ايران در سرزميني است که عربستان آن را حياط خلوت خود ميدانست. از اين رو، پايان يک طرفه جنگ يمن از جانب عربستان زياد محتمل نيست؛ مگر اينکه هم رياض و هم واشنگتن متفقا به اين جمعبندي برسند که بخواهند با يک آتش بس، يک اهرم فشار را از ايران در تنشهاي برآمده از سياست فشار حداکثري بگيرند. به هر حال سرنوشت جنگ يمن امروز با آينده يک تنش بزرگتر ميان ايران و آمريکا گره خورده است و جهت اين تنش است که سرنوشت منطقه و بحرانهاي پيچيده و چند لايه آن را مشخص خواهد کرد.