علي لاريجاني از نظر سياسي سابقه اصولگرايي دارد. سالهاي سال در جريان اصولگرايي حضور داشته و خيلي وقتها کانديداي اصولگرايان و مورد حمايت آنها بوده است. مخالفت طيفهايي از اصولگرايان با آقاي لاريجاني از زماني شروع شد که ايشان در قالب طيفي از اصولگرايان از آقاي روحاني حمايت کرد. گروه تندرو و افراطي اصولگرا از ابتدا قسم خوردهاند که با دولت روحاني مخالفت کنند. از آنجايي که روحاني مواضع معتدلي را انتخاب کرده، آنها حتيالامکان تلاش دارند ايشان را تضعيف و اينطور تداعي کنند که دولت ناکارآمد است. با توجه به اين مساله لاريجاني، سيبل مخالفتهاي جناح تندرو و افراطي قرار ميگيرد. ماجرا باطني هم دارد که از آقايان روحاني و لاريجاني فراتر است. در اين مملکت باوجود اينکه ما نظامي داريم داراي ارکان و پايههاي محکم، نظامي مبتني بر مردمسالاري ديني که قانون اساسي و قواي سهگانه دارد و در راس حکومت رهبري هستند، جرياني هم داريم که سالهاي سال است شکل گرفته و تلاش ميکند فضا را تحتتاثير افکار خودش قرار دهد. اين گروه و جريان فکري، نه قانون اساسي را به رسميت ميشناسد، نه قواي سهگانه را. اين جريان تعادل، اعتدال، قانونمندي و امثال ذالک را قبول ندارد. آنها انديشهاي بسيار تند، تنگنظرانه، خشونتطلبانه و قانونشکنانه دارند که معتقدم اگر جلويشان گرفته نشود و قدرت بيشتري پيدا کنند، کار را به جاهاي خطرناکتري خواهند کشاند. خيلي از مسئولان ما با خوشبيني با اين جريان برخورد ميکنند. اگر در آن زمان جلوي اين جريان را ميگرفتند و به آنها اخطار ميدادند و اگر دست از رفتارهايشان برنميداشتند، دستشان را رو ميکردند، کار به اينجا نميکشيد. الان کار دشوار شده اما به نظرم هنوز ميتوان تا حدي جلوي ماجرا را گرفت. اينکه اين جريان چطور شکل گرفته و چه کساني مقصر هستند، نيازمند بررسي بيشتر است. تئوريسينهاي اين جريان افراطي در زمان امام منزوي بودند و اصلا عددي محسوب نميشدند. چه شد که بعدا وارد ميدان و فعال مايشا شدند و امکانات وسيعي در اختيار گرفتند و تريبونهاي زيادي را به آنها اختصاص دادند. اينها همانهايي هستند که تفکر بهشتيها، مطهريها و مفتحها را کنار گذاشته و کساني را بهعنوان نظريهپرداز خود برگزيدهاند که کمترين جايگاهي در دوران امام نداشتند. اگر در زمان اميرالمومنين خوارج به وجود آمدند و در برابر امام علي(ع) ايستادند و او را به شهادت رساندند، اين اميرالمومنين نبود که آنها را بزرگ کرد بلکه جهل و ناداني خودشان بود که با نفسانيت همراه شد و شيطان هم کمکشان کرد. در حالي که در زمان ما اين خودمان هستيم که اينها را در آستينمان پرورش داديم و بزرگشان کرديم. اين جريان هم ريشه در قم دارد و هم در محافل بعضي از مداحان، هم در بعضي از نمايندگان مجلس و هم در بعضي خطبا و... خطر ريشهدارتر از حرفهايي است که يک نماينده عليه آقاي لاريجاني زده است. من در اينجا ملتمسانه از مقامات عالي کشور ميخواهم که اين قضيه را با تدبير خودشان حل کنند و نگذارند که اين جريان به آينده موکول شود.