بعد از گذشت سالها زندگي مشترک، هنوز هم نميتوانند مانند دو آدم معقول، دو کلمه حرف حساب با يکديگر بزنند، زندگيشان آنقدر سرد شده که هيچ حرفي بين آنان رد و بدل نميشود و محبتي وجود ندارد و خبر ندارند که «کوري عاطفي» يا «کوري احساسي»، حکمران زندگيشان شده است. کوري عاطفي، نوعي اختلال رفتاري است که در آن فرد در شناسايي و بيان احساسات خود ناتوان است و دچار مشکل ميشود. اينگونه افراد توانايي تشخيص احساسات را ندارند و بهاصطلاح احساسات و عاطفه آنها کور شده است. ايرنا نوشت؛ گاهي پيش ميآيد به زوجهايي برميخوريم که نميتوانند حرف و احساس خود را بيان کنند، اين نتوانستن گاهي ناشي از اين است که زن و شوهر به دليل اختلافات فرهنگي و اجتماعي، حرفي براي گفتن با يکديگر ندارند و گاهي به اين علت است که نميدانند چگونه با يکديگر حرف بزنند. اين ويژگيها به دليل عملکرد نامناسب آگاهيهاي عاطفي، روابط نادرست اجتماعي و ساير مشکلات دروني خود شخص بروز پيدا ميکند. کوري عاطفي، اختلال رفتاري است که از قديم بين زوجها وجود داشته و متاسفانه در حال حاضر هم اين پديده در جامعه کم ديده نميشود و هر از گاهي رخ ميدهد.
نشانهها و پيامدهاي کوري عاطفي
متخصص روانشناس باليني درباره کوري عاطفي گفت: نخستين موضوعي که در رابطه با اختلال کوري عاطفي مطرح ميشود اين است که بيشتر زن و شوهرها به دليل عدم مهارت در گفتوگو که چه وقت، چگونه و با چه کلماتي باب مراوده را در بايد با يکديگر آغاز کنند، دچار اختلاف ميشوند. گفتوگو بين زوجها بايد بهگونهاي باشد که اين گفتوگوها نهتنها بوي دوستي و مودت دهد بلکه درصورتيکه ناراحتي و کدورتي بين زوج پيش بيايد، زوجها بتوانند با تعامل و مهارت، آن را برطرف کنند. ارسيا تقوا با تاکيد بر لزوم اهميتدادن به فرهنگ و روابط اجتماعي در دوران پيش از ازدواج، افزود: پدر و مادر بهترين الگو براي فرزندان هستند و تا زماني که روابط اجتماعي براي آنان اهميت داشته باشد بهيقين فرزندان آنان بهعنوان زوجهاي آينده در اين راستا از منظر گفتوگو و مراودات اجتماعي و فرهنگي مشکلي نخواهند داشت و زندگي آنان به سمت کوري عاطفي، سوق داده نخواهد شد. وي گفت: زن و شوهر در جريان وقوع اختلال کوري عاطفي، به مرور زمان در دوران زناشويي دچار سکوت و افسردگي ميشوند و از اين رو از هم فاصله ميگيرند و براي گفتوگو نيز حرفي پيدا نميکنند و با اينکه در منزل حضور دارند اما هر يک در اتاقي بوده يا به طريقي مشغول کاري ميشود تا روز به پايان برسد. اما به محض ديدن دوست و يا آشنايي زبان بازميکنند و کلي حرف نگفته حتي درباره همسران خود با فرد بيگانه رد و بدل ميکنند. اين روانشناس باليني ادامه داد: زن و شوهر چنانچه به اين مرحله برسند، دچار کوري عاطفي شديد شده و براي برونرفت از اين مرحله حساس بايد به فکر چاره باشند درغيراينصورت با هر چندسال سابقه زندگي مشترک بايد عمر رابطه زناشويي خود را پايان يافته بدانند. اينگونه رفتار بهيقين بعد از مدتي باعث تنش و دعواهاي شديد خواهد شد که رابطه آنها را چه با فرزند يا بدون آنان خرابتر خواهد کرد.
لزوم جلسات گفتوگو قبل از ازدواج
تقوا اظهار داشت: هنگاميکه افراد بدون بررسيهاي لازم قبل از ازدواج با هم ازدواج ميکنند، بعد از مدتي ممکن است متوجه شوند دو دنياي کاملا متفاوت از يکديگر دارند. در اينگونه مواقع، سخنانشان براي ديگري جذابيت ندارد يا حتي ميتواند آزاردهنده و بيربط باشد. وي توصيه کرد: براي اينکه زوجين درگير اين نوع از اختلالات رفتاري بعد از ازدواج نشوند، قبل از جاريشدن پيوند زناشويي، دختر و پسر حداقل مدتي را براي گفتوگو و بحث با يکديگر داشته باشند تا متوجه شوند اصلا حرفي براي گفتن با هم دارند يا خير.
ازدواج پرحرف با کمحرف ممنوع
اين متخصص روانشناس افزود: وقتي فردي با کسي ازدواج ميکند و از طرفي حرفي براي گفتوگو با آن ندارد، نخستين مسالهاي که در ذهن بروز ميکند «نبود عشق و علاقه» است که در اين گروه افراد، عشق بسيار کمرنگ است يا اصلا وجود ندارد و اين مساله بهمعناي زجر مادامالعمر طرفين است؛ در اين گونه موارد، طرفين حس ميکنند هيچ علاقهاي به شنيدن حرفهاي يکديگر ندارند. تقوا گفت: زمان گفتوگو در زوجهاي داراي اختلال رفتاري کوري عاطفي، بهندرت پيش ميآيد به اين دليل که اين زوجها، شخصيت درونگرايي دارند و چندان اهل گفتوگو با يکديگر نيستند. اين افراد در زندگي اجتماعي و ارتباط با اطرافيان پرحرف نيستند و اتفاقا طرف مقابل را به همين دليل که مثل خود آنهاست، انتخاب کرده تا مجبور به حرفزدن با هم نباشند. وي تصريح کرد: در مواردي که هر دو زوج داراي کوري عاطفي هستند، حرفزدن آنها محدود به بيان نکتههاي ضروري است تا امور زندگي بگذرد. اتفاقا اين زوجها معمولا از زندگي و انتخاب خود راضي هستند. در حقيقت چنانچه هيچيک از اعضاي خانواده يا همسران تمايلي به صحبت زياد با هم ندارد، ولي از کنار هم بودن خوشحال هستند، هيچ اشکالي ندارد. اين روانشناس باليني در پاسخ به اين سوال که در بين برخي زوجين چنانچه يکي پرحرف و ديگري کمحرف باشد آيا اختلال کوري عاطفي رخ داده است، اظهارداشت: وقتي يکي از طرفين ميل زيادي به حرفزدن دارد و ديگري خيلي اهل گفتوگو نيست، دقيقا زمينه بروز کوري عاطفي محياست و چهبسا اين روند به سمت ناخوشايندي از رابطه در حرکت باشد، چراکه در يکسو همسري است که راحت حس خود را بيان ميکند و در مقابل طرف مقابل، اشتياقي براي شنيدن آن حرفها ندارد؛ اين موقعيت دردآور بوده و موجب فشارهاي عصبي خواهد شد. وي گفت: در چنين حالاتي شايد فردي که پرحرف شناخته ميشود، احساس سرخوردگي و ناکامي کند و يا برعکس وقتي يکي از طرفين پرحرف و ديگري کمحرف باشد، احتمال دارد همسر پرحرف، طرف مقابل خود را به دليل کمحرفي بازخواست و سرزنش کند که اين موضوع باعث ميشود، طرف مقابل بعد از مدتي اعتمادبهنفس او بهشدت کاهش يابد و بيشتر در خود فرورفته و گوشهگير شود.
راه ازبينبردن کوري عاطفي
تقوا افزود: خانوادهها بايد تا پيش از ازدواج دختر و پسرها به آنها، اجازه آشنايي و گفتوگو را بدهند، چراکه اين گفتوگوها در به وجود آمدن يک زندگي سالم مشترک نقش بسزايي دارد. بيان احساسات زن و شوهر براي افزايش ارتباط و صميميت بين اعضاي خانواده بسيار مهم است. در چنين خانوادهاي، هر اتفاقي که ميافتد به يک تهديد ترسناک تبديل نميشود چراکه فرهنگ گفتمان بين اعضاي خانواده وجود دارد اما در خانوادهاي که فرهنگ گفتوگو وجود نداشته باشد، هر پديدهاي حتي حرف يک ناآشنا بين اعضاي خانواده ميتواند در زندگي مشترک، بحرانهاي بزرگ ايجاد کند. وي عدم ايجاد همبستگي، جلوگيري از بيان احساسات و عشق و علاقه مشترک به يکديگر را از علل به وجود آمدن کوري عاطفي بين خانوادهها بيان کرد و افزود: تعليم و تربيت فرزندان بين خانوادههايي که زمينه بروز اختلال کوري عاطفي دارند بسيار سخت است.
والدين بهعنوان حلقه وصل خانواده
اين متخصص روانشناس گفت: پدر و مادر بهعنوان حلقه وصل خانواده بايد در کمترين زمان، فاصلههاي پيش آمده بين يکديگر را از بين برده و با به اشتراک گذاشتن علائق مشترک زمينههاي گفتوگو را بيشتر و بيشتر کنند و از سوي ديگر فرزندان را در بيان احساسات، گفتوگوها و تصميمات خود شرکت دهند تا در حد امکان از روند گسترش کوري عاطفي و خطرات آن جلوگيري کنند. وي يادآور شد: در چنين خانوادههايي که اختلال کوري عاطفي از ابتداي زندگي مشترک وجود داشته و دارد، هنگاميکه کودکان به 20سالگي ميرسند و افراد بالغي براي خود شدهاند، والدين متوجه ميشوند که بايد به فرزندان مراجعه کنند و از آنها براي برخي کارها کمک گيرند که متاسفانه ديگر دير شده و زمان گذشته است، چراکه بچههاي اين خانوادهها نيز با کمحرفي و سرد مزاجي پدر و مادر به يکديگر رشد کرده و تربيت شدهاند و در نهايت کمکي نميتوانند به والدين خود کنند.