آيا اين امکان وجود دارد که ترامپ توسط اعضاي کنگره استيضاح شود؟
بهنظر ميرسد بر اساس مستندات، قوانين و قوائد ايالات متحده آمريکا تخلف صورت گرفته است. لذا رئيسجمهور از سوگند خود عدول کرده است. به عبارتي ترامپ مسائل داخلي آمريکا را از يک نيروي خارجي تحت فشار قرار داده تا در مسائل داخلي آمريکا اظهارنظر و اعمال فشار کند. همچنين يک فردي را تحت فشار گذاشته تا يک مقام رسمي سياست خارجي را تحت فشار قرار داده تا عليه يک فرد داخلي آمريکا اقداماتي را انجام دهد. لذا قطعا چنين عملي تخلف بوده و ميتواند مبناي استيضاح رئيسجمهور باشد. اما اينکه آيا عمل استيضاح قانوني است و چنين عملي را ميتوانند انجام دهند قطعا قانوني است. اما اينکه انگيزه دموکراتها اين باشد که بهدنبال اعمال و اجراي قانون باشند مسلم اين است که دموکراتها بهدنبال تضعيف ترامپ هستند، بنابراين از اين ابزار براي ضعيف کردن ترامپ تا روز انتخابات استفاده ميکنند.
مطرح شدن مساله استيضاح ترامپ چه تاثيري در انتخابات 2020 در آمريکا خواهد داشت؟
آنهايي که به ترامپ رأي دادند به اين مسائل خيلي توجه ندارند و به مسائلي همچون مهاجرت، امنيت، اشتغال، تورم، توليد و... توجه دارند. عموم رايدهندگان به ترامپ از اين طيف بودند. اينکه موضوع استيضاح بتواند بر روي رايدهندگان اثر بگذارد، بعيد بهنظر ميرسد، اما در کمپينها و مناظرات انتخاباتي بهعنوان يک ابزار از آن استفاده خواهد شد. يعني اين موضوع قطعا يک چماق محکم بر سر ترامپ خواهد بود.
با توجه به طرحي که دکتر روحاني در مجمع عمومي سازمان ملل متحد مطرح کردند در دنياي حاکم بر منطقه و همچنين شرايطي که منطقه به سر ميبرد تا چه ميزان اين طرح ميتواند افزايش تنش در منطقه را مهار نمايد؟
آنچه که روشن بوده اين است که منطقه همواره از گذشتههاي دور با بحران و چالش مواجه بوده است. معمولا مسائل منطقه را قدرتهاي بزرگ منطقه حل ميکرند و آن قدرت بزرگ منطقه ايران بود. البته در مقطعي از زمان سياست دکترين دو ستونه نيکسون قرار بر اين شد تا امنيت در منطقه بار اقتصادي اش بر دوش عربستان و بار نظامي آن بر دوش ايران باشد. با پيروزي انقلاب اسلامي امنيت در منطقه وضعيت با حضور و دخالت بيگانگان بهخصوص در رابطه با جنگ نفتکشها مورد توجه قرار گرفته است. آمريکاييها سعي کردند تا با دادن پرچم خودشان به نفتکشهاي کويتي و سايرين تا اندازهاي امنيت را در اين منطقه بهوجود آورند. حضور بيگانگان طرح شکست خوردهاي بود. بعد از جنگ تحميلي عراق، جنگ عراق عليه کويت بود اين مسائل همين گونه ادامه پيدا کرد. در مقطعي مواجه شديم با همکاري امنيتي ميان ايران و عربستان در دوره دولت اصلاحات که دوره ثمربخشي بوده است. بهنظر ميرسد طرحي که دکتر روحاني انجام داد سبب تعهد و مسئوليت متقابل کشورها نسبت به يکديگر ميشود. بهگونهاي که هر کشوري در مقابل کشور ديگر داراي مسئوليت ميشود و از اين طريق ناامني کاهش پيدا کرده و امنيت افزايش مييابد. بنابراين ماهيت چنين طرحي بسيار خوب است. اما اينکه چگونه طرح ميتواند عملياتي شود اين مساله به گفتوگو باز ميگردد. لذا تمام کشورها بايد نظام منطقهاي جامع را بپذيرند. در حال حاضر سيستم همکاري که در منطقه وجود دارد به نام شوراي همکاري خليج فارس اين شورا ناکارآمد است. در حال حاضر نيز ديده ميشود که اين شورا نميتواند مسائل امنيتياش را تامين نمايد.
با توجه به آنکه وزارت خارجه سوئيس اعلام کرد که «کشورش نسبت به ميزباني هرگونه مذاکرات احتمالي ميان ايران و آمريکا آماده است»، اين موضع طرف سوئيسي را حائز چه نکاتي ميدانيد؟
دنياي سياست دنياي ممکنات است. بنابراين هر چيزي ميتواند اتفاق بيفتد بنابراين ما نبايد هيچگزينهاي را ناديده بيانگاريم. ايران معتقد است که اول تحريمها بايد برداشته شود بعد وارد مذاکرات شويم. تحريمها غيرقانوني است يعني ما مساله غيرقانوني را مطالبه نميکنيم. اما آمريکاييها ميگويند اول مذاکره بعد در مورد تحريمها گفتوگو خواهيم کرد. چنين مسالهاي از سوي ايران امکانپذير نيست. بهدليل آنکه آن چيزي که فعلا غيرقانوني است عمل آمريکاييها است. عمل آمريکايي مبتني بر کدام قطعنامه شوراي امنيت و حقوق بينالملل است. ضمن آنکه بر پايه برجام و بر پايه قطعنامه 2231 کليه تحريمهاي مرتبط به مسائل هستهاي ايران ميبايستي که کاملا لغو گردد. اين مسالهاي است که آمريکاييها با ما توافق کردند. بنابراين چون اين شرايط فراهم نيست تصميمي براي مذاکره وجود ندارد. تصميم ايران نه به مذاکره تحت تحريم آمريکاييهاست. مگر آنکه آمريکاييها بهدليل خروج از چالشها و بحرانهايي که با آن مواجه هستند بخواهند تصميم خودشان را تغيير دهند. ايران تصميمي بر مذاکره ندارد و نظرش را اعلام کرده است. ايران هيچمذاکرهاي تحت تحريم انجام نخواهد داد. اين آمريکاييها هستند که در نهايت با توجه به مسائل و مشکلاتي که پيش رو دارند بايد بايد با ايران کنار آيند. ايران نه تنها با مساله مواجه نيست بلکه بر مسائل سوار است. ايران از زماني که انقلاب به پيروزي رسيد با مساله و مشکلات روبهرو بود همچنين سعي نکرد تا در برابر اين بحرانها خود را محدود نمايد. ايران سعي داشته سوار بر بحرانها مشکلات را پشت سر گذارد. آنها فکر ميکردند با تحريمها کار ايران تمام است بهگونهاي که بولتون اعلام ميکرد بهمن 97 ديگر انقلاب اسلامي وجود نخواهد داشت. همگان ديدند که بولتون سرنگون شد اما جمهوري اسلامي به کار خود ادامه ميدهد. بنابراين ايران ميتواند بر بحرانها فايق آيد اما آمريکاييها با بحرانها درمانده ميشوند. با بررسي مسائل افغانستان و عراق متوجه ميشويم که وقتي رئيسجمهور به اصطلاح قدرتمندترين کشور در دنيا اعلام ميکند که وقتي هواپيماي حامل ايشان به عراق ميرود به اعتراف خود او وقتي هواپيما بايد چراغ هايش را خاموش کرده و صراحتا ميگويد اين همه ما خرج کرديم، اما نميتوانيم با آرامش هواپيماي خودمان را به زمين بنشانيم. آمريکاييها در نقاط مختلف در دنيا درمانده هستند. وضعيتي وجود دارد که آمريکاييها با بحرانهاي مختلف مواجه هستند. از سوي ديگر ترامپ ادعاهايي را در سياست خارجي داشت که به هيچ کدام از آنها دست پيدا نکرد. شايد آمريکاييها در سياست داخلي در برخي از شاخصهاي اقتصادي مثبت نشان دهد اما در شاخصهاي سياست خارجي ترامپ با چين مشکل دارد همچنين وي با کره شمالي نتوانست به جايي برسد. ترامپ با اتحاديه اروپا به شدت مشکل دارد. وي همچنين با ژاپن، کانادا، مکزيک و... در هر نقطهاي که در دنيا توجه شود متوجه ميشويم وي نتوانسته وضعيت را بهتر کند. ترامپ اميدي به ايران بسته بود که بتواند در مورد آن مانور دهد که ميبينيم با در بسته مواجه گشت مگر آنکه بخواهد رويکردش را تغيير دهد. آمريکا بايد تحريمها به صفر برساند و امتيازات بزرگي به ايران دهد تا تهران بپذيرد پاي ميز گفتوگو بنشيند. بهنظر ميرسد اين فرصت بزرگي براي ايران است تا امتيازهاي طلايي را از آمريکاييها دريافت کند. اگر قرار باشد ايران وارد مذاکرات احتمالي شود چون ما در شرايطي هستيم که ما ميتوانيم نه بگوييم اما نه گفتن آمريکاييها به مذاکره براي آنها هزينهزا خواهد بود.
هدف انگليسيها از حضور در منطقه چيست؟ حضور نيروهاي بيگانه چه نتيجهاي در افزايش ناامني در منطقه خواهد داشت؟
حضور نيروهاي بيگانه بر افزايش ناامني در منطقه خواهد افزود. حضور آمريکاييها از گذشته منجر به امنيت نشده است. مسائلي که در منطقه وجود دارد با همکاري کشورهاي منطقه پديد ميآيد. کاري که آمريکاييها ميکنند دو قطبيسازي در منطقه است. يک قطب آن کشورهاي عربي در جنوب خليج فارس است و قطب ديگر ايران است. چنين استراتژي کاملا آماتورانه است. آنها به جاي آنکه تمامي کشورهاي منطقه را به همکاري با يکديگر ترغيب نمايند انشقاق و تفرقه را نهادينه ميکنند. چنين کاري را که آمريکاييها ميکنند موجب انشقاق و نهادينه شدن اختلافات ميشود. عربستان، امارات، قطر، کويت، عراق و... ميدانند که در منطقه در کنار آن همسايهاي قرار دارند که مرز بزرگ سرزميني در منطقه خليج فارس با تمامي اين کشورها دارد. بنابراين ايران بايد در مسائل منطقه مشارکت مستقيم داشته باشد. در رابطه با برخي از مسائل بهدليل حضور تاريخي ايران در منطقه بهاي آن نيز پرداخت شود. نميتوان بخواهيم از تنگه هرمز که همواره تحت حاکميت ايران بوده است نفتشان را صادر نموده و از سوي ديگر با دشمنان مردم ايران در تحريم نفتي ايران همنوا شوند. اين مسائل اصل حسن همجواري را زير سوال ميبرد. طبيعي است که ايران از خود واکنش نشان دهد. بنابراين اولين و بديهيترين مساله را آنها رعايت نميکنند. برخي از اين کشورها تلاش ميکنند تا نام خليج فارس را با نام ديگري تغيير دهند. همين احترام متقابل به لحاظ تاريخي و فرهنگي بايد حفظ شود. چنين امري مداخله در يک نام تاريخي است. لذا آنها با چنين عملکردي حضور فرهنگي و تاريخي نام ايران را زير سوال ميبرند. بنابراين ورود بيگانگان به منطقه يک انشقاق بهوجود ميآورد. لذا در نهايت بازنده آن کشورهاي جنوب خليج فارس هستند. ايران کشور بزرگي است و مداخلات بيگانگان هميشه موجب شده که وحدت مليمان قويتر و مقاومت همه اقشار کشور در مقابل دشمنان بيشتر شود. امروز ايران محدود در جغرافياي خود نيست. حضور و نفوذ ايران در مرزهاي کشورهاي همسايه نيز وجود دارد. اين مساله غيرقابل انکار است. لذا ما نميتوانيم بگوييم که سعوديها، قطريها و کويتيها به لحاظ فرهنگي و تمدني در داخل ايران نفوذ دارند. اين مساله امري محال است. اما هيچکس نميتواند نفوذ و رسوخ ايران را در کشورهايي همچون امارات، بحرين، عربستان، يمن، عراق، کويت، بحرين و... انکار نمايند. اکثريت جمعيت بحرين شيعه و ايراني تبار هستند. در شرق عربستان انبوهي از شيعيان حضور دارند. کويت نيز به همين گونه است. در عمان حضور تاريخي ايرانيان غيرقابل انکار است. حتي نام پادشاهي عمان آل قابوس، کابوس نامي ايراني است. در امارات نيز همين گونه است. شايد حدود 5درصد جمعيت امارات ايراني تبار باشند. لذا با نفوذ و ريشه و فراگيري فرهنگي اين گونهاي که ايران دارد وضعيت را قطعا به نفع ايران ميکند. بنابراين هر کس بخواهد چنين مسائلي را وارونه جلوه دهد قطعا با مشکل مواجه خواهند گشت. آنها براي ثبات منطقه در درون کشورهاي خودشان نياز به همکاري با ايران دارند. نمونه و مدل آن در زمان ملک عبدا... اتفاق افتاد که برنده آن هر دو کشور بودند. بنابراين مذاکره و توافق همان گونه که دکتر روحاني و دکتر ظريف پيگير آن هستند اگر به ثمر برسد برنده آن دو طرف شمال و جنوب خليج فارس خواهند بود.
گاردين بهنقل از مقامات اروپايي گزارش داده که اگر ايران گامهاي بعدي کاهش تعهدات برجامي را عملياتي کند، آنها نيز از برجام خارج خواهند شد. هدف اروپاييها از تهديد ايران به خروج از برجام چيست؟
اين خبر نادرست است. اروپايي چنين چيزي را نگفتهاند. اروپاييها نگفتند که اگر ايران گام چهارم کاهش تعهدات برجامياش را بردارد ما از برجام خارج خواهيم شد. اگر اين خبر غلط را بهعنوان يک سناريو از سوي اروپاييها پيش رو قرار دهيم، بايد گفت اروپاييها با اين خروج چه چيزي به دست ميآورند؟ اروپاييها با خروج از برجام هم بازار ايران و هم يک همکاري هستهاي اطمينان بخش را از دست خواهند داد. ايران با آژانس همکاري کرده و آژانس گزارشهاي منظم ميداده است. با خروج اروپاييها ديگر هيچگزارشي از فعاليتهاي صلحآميز ايران نخواهند داشت. مسالهاي که موجب نگراني آنها شده غنيسازي ايران است. بنابراين اروپايي با خروج از برجام به چيزي جز نگراني بيشتر نميرسند. لذا با چنين رويکردي بازار ايران را از دست خواهند داد. حال سوال اينجاست که اروپاييها چه چيزي به دست ميآورند پاسخ هيچ است. حال بهصورت احتمالي اروپاييها از برجام خارج شوند ايران چه چيز را از دست ميدهد ايران هيچچيز از دست نميدهد. براي آنکه اروپاييها هيچکاري نکردند. آنها گفتند اينستکس اما اين سازوکار مالي چهکاري براي مردم ايران انجام داده است. اين سازوکار مالي سبب چه گشايشي براي مردم ايران شده است. بنابراين بهنظر ميرسد اروپاييها در هنگام برداشتن گام بعدي از سوي ايران بايد فشار خودشان را متمرکز بر روي آمريکاييها کنند. حتي اگر هم اين خبر درست بوده باشد و اروپاييها بخواهند اين سناريو را پيش روي خودشان قرار دهند بايد اين مساله را مد نظر داشته باشند که بازنده اين سناريو در درجه اول خودشان هستند و ايران هيچچيزي از دست نميدهد. اين آنها هستند همه چيز را از دست ميدهند. بنابراين در صورتي که ايران مرحله بعدي را براي کاهش تعهدات برجامي اش انجام ميدهد آنها بايد با ايران هماهنگي داشته باشند لذا آمريکا را بايد تحت فشار قرار دهند تا شرايط خودش را تغيير دهد. آمريکاييها اگر ميخواهند به پاي ميز مذاکره بازگردند بايد تمامي تحريمها را بهصورت کامل لغو کنند. همچنين بايد خسارتهاي آن را جبران کنند و هزينههاي خروج از برجام را به دولت ايران بپردازند بعد بايد به پاي ميز مذاکره آيند يعني اگر قرار باشد مذاکرهاي صورت پذيرد، مذاکره تحت شرايط مناسب بايد صورت پذيرد. در ضمن با ادامه اين وضعيت، چيزي را از دست نميدهيم، اين فشارها به ما وارد شده، شرايط سخت شده، اما زندگي به خوبي در کشور جريان دارد. البته مرارتها و فشارهايي وجود دارد که اين فشارها سبب زحماتي در زندگي مردم ايران شده است اما مردم ايران جانانه بر سر منافع و تماميت ارضي کشورشان جانانه ايستادگي کرده و ميکنند. اما ما به ازاي آن يک جبران خسارت جدي است.