اگرچه ايران سالهاست تحت تحريمهاي سخت بينالمللي قرار دارد اما همچنان بزرگترين صنعت خودروي خاورميانه تحت سيطره خودروسازهاي ايرانيست. در سالهاي تحريم پيش از امضا و عملياتيشدن برجام، اين صنايع توانسته بود بهرغم محدوديتهاي بينالمللي براي تامين قطعات و مواد اوليه، پيشرفتهاي مناسبي حاصل کرده و محصولات جديدي به بازار ارائه دهد. خروج پيکان از چرخه توليد، ورود خودروهاي جديدي چون سمند، پرايد و برخي انواع پژو در همين سالها رخ داده است. همچنين مدلهاي مختلف خودروي رنو نيز در برخي سالها جايگاه خوبي در بازار خودروي ايران يافتهاند. با امضاي برجام، اميدها براي رشد و توسعه صنايع خودروسازي ايران بالا گرفت. بازار بيش از 80 ميليوني ايران که ميتوانست با استفاده از ظرفيت خطوط توليد خود، به دروازهاي براي صادرات مجدد محصولات سطح يک اروپايي به کشورهاي ديگر تبديل شود، اشتهاي مثالزدني در شرکتهاي خودروساز بزرگ جهان ايجاد کرد. آمد و شدها به ايران براي عقد قراردادهاي صادرات و توليد به شدت افزايش يافت و هر روز نام ورود محصول جديدي از رنو، پژو و حتي فورد و فيات به گوش ميرسيد. در اين ميان، قراردادهايي نيز به مرحله امضا رسيد و شرکتهاي خودروساز خارجي نيز آماده ورود به بازار ايران بودند که با بر سر کار آمدن دونالد ترامپ در آمريکا، همه طرحها و برنامهها از سوي طرفهاي خارجي در غباري از بيم و اميد فرو رفت. ترامپ همواره وعده داده بود که به محض روي کار آمدن، توافقي که سلف دموکراتش آن را امضا کرده بود پاره خواهد کرد و تمامي تحريمها عليه ايران را باز خواهد گرداند. اين روند سبب ايجاد نوعي ترس از ادامه همکاري با صنايع ايران در ميان اروپاييها شد. رفت و آمدها کاهش يافت و قراردادها در همان مراحل اوليه باقي ماند. در ارديبهشت سال گذشته آمريکا رسما از توافق برجام خارج شد و در دو نوبت تمامي تحريمهاي گذشته را عليه ايران بازگرداند و به تدريج بر آنها افزود. در اين ميان، دولتهاي اروپايي عاجز از وفاي عهد و پايبندي به برجام، نتوانستند شرکتهاي خودروساز و بانکهاي بينالمللي را براي بازگشت به ايران مجاب و ياري کنند. از همين رو صنعت خودروسازي ايران بار ديگر تنها ماند تا در اين ميان به دنبال متحدان ديگري براي توسعه توليد و صادرات خود باشد.
عزم وزارت صنعت در اصلاح صنعت خودرو
صنايع ايران همواره توانسته اند از خاصيت درونزايي خود بهره جسته و مسير توسعه را به خوبي بپيمايد. صنعت خودروسازي ايران نيز از اين قاعده مستثني نيست و در تمام اين سالها همواره گليم خود را از آب بيرون کشيده است. در حال حاضر خودروسازي ايران در برخي کشورهاي همسايه از جمله عراق و سوريه خط توليد داشته و به کشورهاي زيادي در آسيا، آفريقا و آمريکاي لاتين محصول صادر ميکند. اين روند بهرغم سايه تحريمها بر سر صنايع ايران و نيز نقل و انتقالات بانکي محدودشده بينالمللي است. از همين رو نميتوان مساله تحريم را عاملي بازدارنده در برابر توسعه صنعتي ايران دانست. بهويژه آنکه به دليل سابقه 40 ساله تحريم ايران، به نظر ميرسد کشور در اين مسير فولاد آبديده شده باشد. از همين روست که هر گونه بهانه براي عدم ايفاي تعهدات از سوي خودروسازان و قطعه سازان از سوي وزارت صمت غيرقابل قبول قلمداد ميشود. اکنون وزارت صمت اراده کرده است تا با توجه به وظيفه اجتماعي خود در حمايت از حقوق مصرفکننده، دو خودروساز را مکلف به جايگزيني خودروهاي پرايد و پژو 405 کند. در همين راستا وزير صنعت نيز تاکيد کرده است: پرايد و پژو 405 بايد از چرخه توليد خارج شوند که اين در سال آينده ممکن است اتفاق بيفتد. کيفيت و ايمني خودرو بهويژه در مورد خودروي پرايد در اين سالها مورد مناقشه بوده است. آمار مرگ و مير 11 سال گذشته نشان ميدهد، حدود 34 درصد از جانباختگان تصادفات را سرنشينان پرايد تشکيل دادهاند. اين اظهارات سردار هاديانفر- رئيس پليس راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي است که اخيرا تاکيد کرده پليس از سال 99، پرايد را شمارهگذاري نميکند. از همين رو اکنون اين دو شرکت درصدد انتخاب مدلي از خودروهاي موجود در بازار جهاني هستند تا آن را جايگزين دو خودروي پژو 405 و پرايد کنند.
جايگزينها کدامند؟
در اين ميان نام خودروهاي زيادي بر زبان ميآيد. از خودروهاي ديگر توليدي همين شرکتها گرفته تا خودروهاي خارجي. گفته ميشود ايران خودرو درصدد آن است تا محصول جديدي از پژو را با عنوان پژو 310 جايگزين خودروهايي نظير پژو 405 يا حتي پژو پارس کند. البته بايد توجه داشت که اين خودرو تنها در بازار ايران بهعنوان خودرويي تازه توليد خواهد شد اما در حقيقت، گروه خودروسازي پژوسيتروئن، در نمايشگاه خوردوي پاريس 2012 از اين سدان کامپکت رونمايي کرده بود. البته هنوز مشخص نيست که اين گمانهزنيها تا چه ميزان رنگ واقعيت به خود ميگيرد. اما به نظر ميرسد انتخاب جايگزين براي پرايد که مورد تهديد پليس نيز قرار گرفته، جديتر از محصول پژو باشد. از همين رو موارد متعددي براي جايگزيني آن، نام برده ميشود. از محصولات خود سايپا از جمله تيبا، ساينا و کوئيک گرفته تا محصولي چيني از خانواده چانگان با نام «بني». البته به نظر نميرسد بتوان خودروي جايگزين را با قيمتي مناسبتر از پرايد يا حتي همسطح با آن ارائه کرد اما ميتوان اميد داشت که از جنبه کيفيت، شرايط خودروي جايگزين بهتر باشد. از سوي ديگر زمزمههايي از ورود خودروهاي روسي و ترکيهاي به بازار ايران نيز شنيده ميشود. فعالان اين بازار از ورود خودروسازان کشورهاي همپيمان در زماني که ايران تحت تحريمهاي شديد قرار دارد استقبال کردهاند. بهويژه آنکه اگرچه صنعت خودروي روسيه و ترکيه در ذهن عامه مردم ايران همچنان ناشناخته است اما آمارهاي بينالمللي نشان ميدهند که خودروهاي توليدي اين دو کشور، امتحان خود در بازارهاي جهاني را پيروزمندانه پاس کردهاند. در اين ميان، ترکيه اگرچه هنوز برند ملي خود را به بازار ارائه نکرده است اما خط توليد خودروهاي رده اول اروپايي را در خود جا داده و ميتواند همکار موثر و مفيدي براي خودروسازان ايراني براي ايجاد تنوع در محصولات باشد. اکنون بايد صبر کرد و ديد که مطالعات شرکتهاي ايرانخودرو و سايپا در زمينه يافتن جايگزين مناسب براي دو خودروي ارزان و ساده پژو 405 و پرايد که بيشترين مشتري را در ميان مردم داشتهاند به چه نتيجهاي خواهد انجاميد. در اين صورت ميتوان اميد داشت که در ادامه آن، تنوع محصولات توليدي اين دو شرکت در سالهاي آتي، افزايش يافته و موجب رضايت مشتريان نيز گردد.