آرمان ملي- مرتضي رفيعي: سه کشور اروپايي انگليس، فرانسه و آلمان بيانيه مشترکي را درباره حملات به تاسيسات نفتي آرامکو عربستان سعودي منتشر کردند. در اين بيانيه ادعا شده است: «واضح است که ايران مسئول حمله به تأسيسات نفت سعودي است!» از سوي ديگر وزارت امور خارجه کشورمان ضمن صدور بيانيهاي اعلام کرد: «جمهوري اسلامي ايران ضمن محکوميت شديد و رد ادعاي غيرمسئولانه روساي سه کشور بريتانيا، فرانسه و آلمان در ارتباط با حمله نيروهاي مسلح دولت يمن به تاسيسات سعودي، تاکيد مينمايد وارد آوردن اتهام مسئوليت به يک دولت ثالث در خصوص حملهاي که در جريان يک جنگ تمام عيار ميان طرف سعودي و يمني انجام شده و طرف يمني رسما انجام آن را بر عهده گرفته است، به خودي خود يک اقدام تحريکآميز و شديدا مخرب است؛ چه رسد به اينکه اين اقدام پيش از هرگونه تحقيقات و بدون ارائه هرگونه دليل و مدرک و صرفا بر اساس اين استدلال مضحک صورت گرفته باشد که توضيح محتمل ديگري وجود ندارد.» به منظور بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگوي کوتاهي با سيدهادي برهاني، استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
آيا تروييکاي اروپايي با صدور بيانيه جهتدار و ضد ايراني و با اتهامزني به تهران، صلح و امنيت را در منطقه با خطر مواجه نميکند؟
قدرتهاي اروپايي نگرانيهايي نسبت به امنيت خليج فارس و جريان انرژي دارند بنابراين نسبت به اين مساله حساس هستند. لذا ممکن است انگيزه آنها از صدور چنين بيانيهاي نگرانيهاي اين گونه باشد. اما در عين حال قدرتهاي اروپايي بايد توجه داشته باشند آن مسالهاي که باعث ناامني در خليج فارس و بازار انرژي شده است خروج آمريکا از برجام است. اما نبايد فراموش کرد که قدرتهاي اروپايي نيز تاکنون نتوانستهاند آنچنان که بايد و شايد برجام را حفظ نمايند. لذا اگر قدرتهاي اروپايي واقعا مايلند خليج فارس امنيت داشته باشد تا بدين ترتيب خط انتقال انرژي از خليج فارس به کشورهاي اروپايي و ساير کشورهاي دنيا خط امني باشد راه آن از طريق همکاري با ايران و عمل به تعهداتي است که در قبال ايران دارند. در غير اين صورت از طريق تقابل با ايران نميتوانند امنيتي را در منطقه انتظار داشته باشند.
اخيرا عربستان سعودي بر طبل ايرانهراسي کوبيده و دنبال ايجاد انشقاق، افزايش تنش در سطح منطقه و قرار دادن ايالات متحده در برابر ايران است. عربستان چه اهدافي را دنبال ميکند؟
عربستان نگرانيهايي از حوادث منطقه دارد. اما از وضعيت منطقه، رژيم صهيونيستي به دنبال سوءاستفاده است. رژيم صهيونيستي به دنبال آن است تا کشورهايي همچون عربستان را قانع کند که راه دستيابي به امنيت برقراري روابط با آنهاست. همچنين کشورهاي حاشيه خليج فارس را ترغيب به قطع رابطه با ايران کرده تا مواضع خصمانه ضدايراني اتخاذ نمايند. اما واقعيت آن است که اين مساله فريب و دامي از سوي رژيم صهيونيستي براي عربستان است. لذا هيچ زماني چنين مسالهاي جواب نميدهد. لذا بهترين راهکار براي تامين امنيت روابط دوستانه با همسايگان بهويژه همسايه قدرتمندي همچون ايران است. ايران نيز در مقابل ميبايستي نگرانيهاي رياض را مد نظر قرار دهد. همچنين ايران ميتواند به عربستان براي خروج آبرومندانه از يمن کمک کند. اگر عربستان به راهي که رژيم صهيونيستي و ايالات متحده پيشنهاد ميدهند گوش فرا دهد آن راه بيراهه است.
طرح پيشنهادي ايران درباره صلح و امنيت خليج فارس تا چه ميزان ميتواند به همگرايي، صلح و امنيت پايدار در منطقه کمک کند؟
طرح ايران ايدهاي بسيار خوب است. واقعيت آن است که راه برون رفت از مشکلات منطقه اين است که يک نظام همکاري در منطقه تشکيل گردد تا کشورها بتوانند جايگاه خودشان را داشته باشند. رويکرد دکتر روحاني و دکتر ظريف نسبت به همکاريهاي منطقهاي رويکرد بسيار خوبي است. ميتوان انتظار داشت تا ايدههاي خوبي مطرح کنند. واقعيت آن است که طرحي موفق بوده که ضمن در نظر گرفتن منافع ساير کشورها بتواند زمينهساز صلح شود. اگر مسائل از چشم انداز منافع دسته جمعي نگريسته شود در نتيجه منجر به صلح و همکاريهاي منطقهاي خواهد شد.
آقاي ظريف در مصاحبه با يک شبکه آمريکايي تصريح کرد که آمريکا با تحريم بانک مرکزي درهاي مذاکره را بست. آيا آمريکا ارادهاي براي کنار گذاشتن رفتار تخاصمي نسبت به مردم ايران دارد؟
برخي کارشناسان بر اين نظرند که تحريمهاي تازه ايالات متحده مساله جديدي نيست و استمرار همان تحريمهاي گذشته است. اين مساله را نيز بايد در نظر بگيريم که پس از وقايع آرامکو عربستان، برخي از کشورهاي منطقه و همچنين عدهاي در داخل آمريکا اين انتظار را از دستگاه حاکمه آمريکا دارند تا عليه ايران اقدامي انجام دهد. لذا فشارها خيلي زياد است اگر هم اقدامي انجام ندهد به نوعي نشانه ضعف آمريکا تلقي ميگردد. در نتيجه دوستان آمريکا در منطقه نااميد ميشوند. اين تحريمهاي تازه را ميتوان به عنوان اقداماتي از سوي واشنگتن براي جلب نظر عربستان و... تلقي نمود.
بوريس جانسون مدعي شده «توافق هستهاي توافق بدي بود و لذا تنها ترامپ ميتواند توافق خوبي انجام دهد». چرا نخست وزير بريتانيا بايد چنين موضعي بگيرد؟
اين مواضع مهم و در عين حال جديدي از سوي انگلستان است. اين مواضع از سوي بوريس جانسون به نوعي تندروي و افراطگرايانه از سوي انگلستاني است که در برجام حاضر است. برجام محصول فعاليت چند کشور از جمله انگلستان است. واقعيت آن است که بيش از آنکه برجام خوب يا بد باشد، چنين موضعي از سوي انگلستان زشت و غير اصولي است. کشوري که مدعي جايگاه خاصي براي خود است، نبايد در مواضع رسمي دولتش سست بوده و از فردي همچون ترامپ تبعيت کند که به هر حال مواضعش مورد قبول هيچ عاقلي در دنيا نيست. لندن بايد بداند چنين مواضع افراطي و خصمانهاي به ديپلماسي انگلستان در دنيا لطمه وارد ميکند.