بستن

نظام آموزش و پرورش؛ مصداق نابرابری اجتماعی

نظام آموزش و پرورش؛ 
مصداق نابرابری اجتماعی
بهروز مرادی جامعه‌شناس

پاييز در آستانه سپيده دم طبيعت ايستاده است و مدارس، فصل جديدي را در انتظارِ آغازند. مدارسي که قرار است کارگزار عدالت اجتماعي باشند، اما سازمان‌دهنده بي‌عدالتي اجتماعي شده‌اند. مساله عدالت اجتماعي آنچنان در اسلام مهم و محوري ست که بسياري از دين پژوهان را عقيده بر آن است که مهم‌ترين رسالت حضرت رسول(ص) را تشکيل مي‌داده است. در قرآن، چند صد بار بر رعايت عدالت و مشتقات آن تاکيد گرديده و چند صد بار دگر نيز از ضد آن که ظلم و تعدي و ستم و جور و تجاوز و بي‌عدالتي و تبعيض و... است، پرهيز داده شده است. از يک نظام سياسي که خود بر اجراي احکام همين دين بنيان نهاده شده، چنين انتظار مي‌رود که بستر بايسته و مقدمات شايسته را براي تحقق اين اصل اساسي فراهم آورد و نظام آموزش را بر پايه عدالت اجتماعي سازمان دهد. اما با مروري حتي گذرا به نظام آموزشي در جامعه ايرانِ امروز مي‌توان در اندک مجالي دريافت که مدارس به مؤسساتي تجاري-مالي استحاله شده‌اند که مهم‌ترين دغدغه آنها؛ کسب سود است و به دانش آموز به چشم مشتري پولدار مي‌نگرند و نه متقاضي دانش و بينش! اين رويکرد بدون ترديد عدالت اجتماعي را مخدوش نموده است. مدارس پولي قانون اساسي را نيز زير پا مي‌نهند که در اصل سي‌ام خود بر تحصيل رايگان از دبستان تا پايان دبيرستان صحه گذارده است. مضاف بر اين؛ مدارس پولي با اينکه مبالغي هنگفت از والدين محصلان جهت ثبت نام و تحصيل در سال تحصيلي مطالبه و اخذ مي‌کنند، اما نقش خاصي در باسوادسازي فرزندان اين سرزمين فراموش شده ايفا نمي‌کنند. به‌رغم تزريق اينهمه پول به حلقوم سازمان‌هاي آموزشي تجاري شده. فاجعه ديگر؛ تفکيک سازمان‌يافته ميان محصلان داراي والدينِ پولدار و محصلان داراي والدينِ ندار است که اين دو قشر در دو نوع مدرسه مجزا از هم قرار داده مي‌شوند. اين امر جامعه را به دو بلوک دارا و ندار تقسيم نموده، نظام تبعيض اجتماعي و تضاد طبقاتي را در جامعه نهادينه مي‌سازد. تفکيک طبقاتي که در مدارس دولتي و غيردولتي اعمال مي‌شود، کارگزار نابرابري اجتماعي است. به‌راستي نظام آموزشي در حال خلق و تداوم فاجعه در اين جامعه است، به‌ويژه آنکه خروجي آن نيز؛ فاقد سرمايه‌ي اجتماعي-فرهنگي لازم براي ايفاي نقش مؤثر در راستاي حرکت دادن ايران زمين به سوي کيفيت زيست بهتر است. امکانات دارانِ مرفه، پرورش يافتگان همين نظام آموزشي طبقاتي، امر بر آنان مشتبه مي‌شود که از نداران برترند و داراي ژن خوب هستند و حق دارند سروري کنند. همين احساس به آنها اجازه فساد و رانت خواري و ظلم همه‌جانبه به ديگران مي‌دهد، حال آنکه محصلان ندار و محروم دچار عقده‌هاي حقارت و احساس خودکم‌بيني مي‌شوند و اين حس ويرانگر، آنها را مستعد تخريب و بزهکاري و انتقامجويي اجتماعي مي‌سازد. مدارس چنان پولي شده‌اند که براي جلب مشتري به جاي تربيت نسلي باسواد و پرورش يافته و متمدن، چشم خود بر اشتباهات محصلان مي‌بندند و خطاها و نقصان‌ها و کم کاري‌ها و تنبلي‌ها و بيسوادسازي‌ها را با نمره بيست پاداش مي‌دهند. اشتباهات دانش آموزان در اين مدارس نه تنها اصلاح نمي‌شود، بلکه براي جلب آنها که مشتري قلمداد مي‌شوند، زير برگه‌هاي سراسر غلط آنها نمره 20 و آفرين مي‌نويسند و بدين ترتيب آنها نيز متوجه مي‌شوند که ضرورتي براي اصلاح چيزي درون آنها وجود ندارد، چراکه بدون زحمت و بدون تلاش و بدون آنکه لازم است عملکرد خوبي داشته باشند، نمره آنها 20 است. آموزش به معني توسعه انساني؛ زيربناي توسعه کلان است. در هيچکدام از کشورهاي توسعه يافته، مدارس پولي وجود ندارد. آنها تحصيل را رايگان نموده‌اند چون از معايب و مصائب و فجايع نظام آموزشي پولي شده آگاهند. مدارس از کارکردهاي آموزشي و تربيتي خود بعضا فاصله گرفته‌اند. همتي ملي ببايد تا اين فاجعه را پايان بخشد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی