اصلاحجويي در جامعه ايران مبتني بر اين پيشفرض است که آينده بهتر از امروز خواهد شد و حل معضلات جامعه تدريجي ولي تحقق يافتني است و حرکت جامعه رو به جلوست. به تعبير ديگر هدف تقويت فرايند توسعه پايدار و همهجانبه در جامعه آهسته است ولي دستيافتني است. ولي هم اينک سه رخداد در جامعه در حال وقوع است که متاسفانه خبر از خطر «پسرفت جامعه ايران» ميدهد. 1-متاسفانه طبق نظر کارشناسان اقتصادي تداوم تحريمها ايرانيان را فقير ميکند. اقتصاد ايران در شش دهه گذشته توانسته بود، درآمد سرانه ايرانيان را بالاتر از حد متوسط جهاني نگه دارد. ولي عوامل مختلف و تحريمها توانستهاند درآمد سرانه ايرانيان از حد متوسط جهاني را کمتر کند و در ادامه، ايران را به کشوري فقير بدل سازد. «در حالي که نرخ سرمايهگذاري يا همان نسبت تشکيل سرمايه به توليد ناخالص داخلي طي اين شش دهه کمي بيش از 30درصد بوده است، اين رقم در سالهاي اخير به زير 20درصد رسيده و انتظار ميرود که بهزودي در شرايطي قرار گيرد که ميزان سرمايهگذاري نتواند، استهلاک موجودي سرمايه را پوشش دهد و در نتيجه خالص موجودي سرمايه رو به افول گذارد. اين امر نشانه آن است که کشور روندي را آغاز کرده است که در بلندمدت رشد اقتصادي در آن بروز نمييابد.» -در بيست سال گذشته از 76 تا 96 با فراز و فرود با اوجگيري گفتمان توسعه سياسي و اصلاحات اين اميد در ايران شکل گرفت که کشور پس از تجربههاي بزرگ انقلاب و جنگ تحميلي به سوي دموکراسي در حرکت است. ولي الان علائمي که به جامعه ارسال ميشود، چنين خبري را ارائه نميدهد بلکه خبر از اراده براي تاسيس دولتي جوان ميدهد که نمونههاي اين جوانگرايي را اين روزها در شبکه سه صداوسيما ميبينيم. همه ديديم که چگونه جلوي مردميترين برنامه صداوسيما را (يا برنامه90 که فوتبال را آزادانه به بحث ميگذاشت) گرفته شد يا شاهد مسائلي درباره کارگران و زنان هستيم؛ براي مثال حضور زنان در ورزشگاهها به مسالهاي سخت تبديل شده است. لذا هماکنون در چشمانداز کشور تقويت دموکراسي ديده نميشود بلکه بايد نگران گرفتار شدن در چرخه تجربيات گذشته باشيم. 3-سومين علامت «نگراني در جامعه» از وقوع جنگ است. متاسفانه همزمان دو ديپلماسي در کشور ما در جريان است. ديپلماسي اول آن ديپلماسي است که توان کشور، قدرت نظامي و قدرت منطقهاي کشور را براي پيشبرد منافع ملي، مذاکره و تحريمشکني ميخواهد و ديپلماسي دوم رويکردي ديگر دارد. ديپلماسي اول بود که در آغاز دهه هشتاد سايه جنگ و تحريم را از آسمان ايران دور کرد و ديپلماسي دوم در دوره احمدينژاد به قطعنامههاي سازمان ملل رسيد که به آنها کاغذ ميگفتند و دست ايران زير ساتور تحريمهاي شوراي امنيت رفت. با ديپلماسي اول برجام ساخته شد و با تاسي به ديپلماسي دوم مزاياي اقتصادي برجام رخ نداد و اينک با تهديدات ترامپ و گروه خطرناک «بي» و ضعيف شدن ديپلماسي اول جامعه ايران در نگراني فرورفته است و نگراني ضد فرايند توسعه و پيشرفت کشور است. دهههاست که ايران براي پيشرفت و توسعه همهجانبه و گذار به همزيستي نهادي و دموکراسي تلاش ميکند ولي اين روزها سه علامت فوق ميتواند نشاني از پسرفت جامعه ايران تعبير شود.