بستن

آیا به مردم در تصمیم‌های کلان مشارکت داده می‌شود؟

آیا به مردم در تصمیم‌های کلان مشارکت داده می‌شود؟
امید فراغت روزنامه‌نگار

جامعه امروز به دنبال تقابل و مبارزه با ادبيات دهکده جهاني نيست. اگر فلسفه و منطق هر مبارزه و تقابلي براي جامعه مشخص نباشد، اين عدم‌فهم مشترک در رابطه با دوستي و دشمني با موجوديت‌هاي بيروني در فرآيند زمان نوعي ازهم‌گسيختگي ايجاد خواهد کرد. تربيت تاريخي جامعه ايران که از دوگانه خصلت ايرانيت و اسلاميت بهره مي‌برد، نمي‌تواند خارج از مباني عقلي اين دوگانه محتوا حرکت داشته باشد و اين دوگانه خصلت به‌عنوان دو ادبيات نهادينه‌شده در جامعه امروز ايران قابل تامل و مشاهده است. اگر درخصوص هرگونه مبارزه و تقابلي سود و زيان توامان متوجه جامعه باشد آنگاه مردم نسبت به هرگونه اتخاذ مواضع از سوي نمايندگان خود حساسيت به خرج مي‌دهند. بي‌اعتنايي جامعه نسبت به برخي موضوعات سياسي نگران‌کننده است، چراکه اين بي‌اعتنايي نه به دليل دوري‌جستن از سياست بلکه به دليل عدم مشارکت‌دادن‌شان در تصميم‌هاي کلان مملکتي است. بر همين اساس برخي کارشناسان بر اين نظرند که بايد درخصوص تصميم‌هاي کلان رفراندوم برگزار کرد. سوال کليدي اين است که با توجه به واقعيت موجود آيا مردم درباره تصميم‌هاي کلان مشارکت داده مي‌شوند؟ بايد پذيرفت که جامعه به‌ نوعي احساس غريبگي دارد و غريبگي آفت است و در فرآيند زمان کمک‌زا نخواهد شد. وقتي جامعه درباره سرنوشت خود در فضاي بي‌اعتنايي زيست مي‌کند چنين واقعيتي بايد براي تصميم‌سازان و تصميم‌گيران نگران‌کننده باشد. وقتي رئيس‌جمهوري پذيرفته است که سبک زندگي مردم تحت‌تاثير فناوري و تکنولوژي تغيير پيدا کرده، اين تفاوت سبک، ناخودآگاه به‌عنوان يک روش و منش جامعه را تحت‌تاثير قرار مي‌دهد و به‌نوعي جامعه مقهور ادبيات جديد خواهد شد. نکته کليدي اينکه جامعه‌اي که در فضاي بسته زيست داشته باشد ناخودآگاه آرزو و برنامه‌اش بر اين است که از اين فضاي بسته خلاصي پيدا کند. نبايد به جامعه احساس فضاي بسته را داد. بايد همراه و هم‌مسير فطرت جامعه حرکت کرد و به عبارتي نمي‌توان جامعه را برخلاف فطرت خويش هدايت کرد. جامعه به‌عنوان موجود زنده تحت‌تاثير متغيرها و داده‌هاي محلي و بيروني قرار دارد و فناوري و تکنولوژي به‌عنوان يک واقعيت جامعه‌ساز بخش عمده‌اي از تربيت جامعه را برعهده دارد و به‌نوعي بايد اعتراف کرد که فناوري و تکنولوژي به داد جوامع کمتر توسعه‌يافته رسيده است. اگر واقعيت شبکه‌هاي اجتماعي نبود آيا مردم به همين راحتي با حق و حقوق شهروندي‌شان آشنا مي‌شدند؟ نبايد واقعيت به‌گونه‌اي شود که جامعه و دولت دو مسير متفاوت از هم را بپيمايند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی